رضا فرخي | تصادفات وحشتناك، حركات عجيب و غريب با موتور و ماشين، آهنگهاي تند ومهيج، ديدن فيلمهاي پر از ترس و وحشت و هيجان و مملو از صحنههاي خشن و دعواهاي پر از خشونت و كشت وكشتار، علاقه زياد به سوار شدن ترنهاي هوايي در شهربازيها و... اينها بخشي از كارهايي است كه بسياري از ما جوانان علاقه فوقالعادهاي داريم تا آنها را براي ارضاي نياز هيجانطلبي و حس ماجراجويي خود انجام دهيم. حسي كه هميشه همراهمان است و ما را تحريك به كشف چيزهاي جديد ميكند. الحقوالانصاف كه اگر اين حس هم نبود نميتوانستيم اين همه انرژي داشته باشيم و در عرصههاي گوناگون تلاش كنيم. اما گاهي اين حس هيجانطلبي بد جوري كار دست بعضيها ميدهد و آن هنگامي است كه نتوانيم آن را كنترل كنيم. اين حس چيست؟اما واقعاً اين حس عجيب و پر از انرژي چيست كه در جوانان تواني ايجاد ميكند كه گاهي اوقات سختترين و محالترين رؤياهاي ذهني را به واقعيت تبديل ميكند. در روانشناسي هيجانها معمولاً به احساسها و واكنشهاي عاطفي اشاره دارد. هر هيجان از سه مؤلفه اساسي رفتاري، فيزيولوژيك و شناختي تشكيل شده است و در دوران جواني تمام اين مؤلفهها پررنگتر است. در اين بين بعضي از جوانان كه علاقه زيادي به سرعت بالا دارند به خوبي اين حس هيجان را تجربه كردهاند. حتماً شنيدهايد تصادفات وحشتناكي كه عامل بسياري از مرگهاست توسط رانندگاني صورت ميگيرد كه مثل من وتو جوان هستند. اگر باور نميكنيد كافي است نگاهي به آماري كه معاون پزشكي قانوني كشور بيان كرده است بيندازيد. به گفته وي 30 درصد قربانيان تصادفات منجر به مرگ جوانان هستند. والنتينو رُسي هم كم ميآورداولش كه پا را روي پدال فشار ميدهيد طي كردن سريع خيابانها هيجاني كاذب ايجاد ميكند كه خيلي از ما را طالب ميكند كه بيشتر پارا روي پدال فشار دهيم!تا جايي كه ميبينيم موتور كم ميآورد، در حالي كه به سرعت، جاده و خيابانها را طي ميكنيم. اما يكباره در يك لحظه كنترل ماشين را از دست ميدهيد. پس ميبينيد كه اينجا هيجان طلبي كاذب بدجوري كار دست بعضي از ما داده است. تازه فقط اين نيست؛ خيلي از جوانان با موتور كارهايي انجام ميدهند كه اگر خود والنتينو رُسي؛ قهرمان موتور سواري دنيا هم اين صحنهها را در كوچه خيابان مشاهده كند در جا سنگكوب ميكند! يا حداقل فريادش بلند ميشود: كهاي جوون ايراني جاي اين كارها در پيست است نه خيابان! تازه بعضي از كارهايي كه تو انجام ميدهي من در پيست هم انجام نميدهم!هيجان نقرهاي از جنس سينما!خيلي از جوانان به فيلمهاي اكشن و ترسناك كه پر از هيجان هستند علاقه دارند، علاقهاي كه بسياري از آنها را به سمت فيلمهاي جور واجور خارجي وهاليوودي ميكشاند؛ فيلمهايي كه بعضي از آنها صحنههاي بسيار خشن و دلخراشي را به نمايش ميگذارد. فيلمهايي مثل هالووين و جنگير و طالع نحس تنها نمونههايي از خيل عظيم اين فيلمها هستند كه بعضي از ما جوانان آنها را چندين بار ديدهايم! روانشناسان در اين زمينه معتقد هستند كه بعضي از حركتهاي نابههنجاري كه گاهي اوقات از بعضي از ما جوانان سر ميزند ممكن است از روي كنشهاي ذهني روي دهد كه متأثر از مشاهده چندينباره صحنههاي دلهرهآور و پر از خون و سياهنماييهايي است كه در اين فيلمها وجود دارد. از طرف ديگر به دليل عدم درجهبندي فيلمهاي خارجي كه از كانالهاي غيرقانوني به دست جوانان ميرسد بسياري از اين فيلمها براي مخاطبان جواني كه در سنين پايين هستند تأثيرات بسيار بدي دارد. روانشناسان معتقدند فيلمهاي ژانر وحشت گاهي اثراتي بسيار فراتر از يك هيجان يا ترس ساده در اثر ديدن فيلم ايجاد ميكنند. ديدن بعضي از اين فيلمها گاهي ميتواند بازتابهاي بسيار ناگواري بر رفتارهاي اجتماعي داشته باشد و در زندگي روزمره نيز موجب تشويش و نگراني افراد شود. با حس هيجان چه كنيم؟!اين سؤالي است كه من وتو بارها و بارها از بزرگترهايي كه ما را از انجام كارهاي خطرناك و پر هيجان منع ميكنند ميپرسيم؛ ما انتظار داريم آنها حال ما را درك كنند؛ چراكه ما جوانيم و پر از شور وهيجان. خسرو رمضاني استاد دانشگاه هم درباره نياز جوانان به هيجان به «جوان» ميگويد: اگر هيجان نباشد جواني هم معنا ندارد وجواني با هيجان معني پيدا ميكند؛ چراكه هيجان به جوان شور و انرژي ميدهد و همين باعث ريسكپذيري و پيشرفت او ميشود. به ويژه كه جوانان اين مرز و بوم اگر فرصت داشته باشند ميتوانند كوههاي موفقيت را در دنيا جا به جا كنند. اما به نظر او اين هيجان بايد كنترل شود؛ چراكه كنترل آن يعني موفقيت و به كار بستن آن در راه مثبتي كه ميتواند من و تو را به قله برساند. از نگاه وي بايد با ايجاد شرايط مورد علاقه جوانان باعث شد تا آنها بتوانند در راه مورد علاقه خود كه صددرصد هم مثبت است هم به پيشرفت خود كمك كنند و هم حس ماجراجويي خود را برآورده سازند. اگر هم منطقي فكر كنيم، در صورت عدم كنترل هيجان و انجام هر كاري براي ارضاي آن، اين هيجان بيمنطق اولين ضربه را به خود ما ميزند. برنامهريزي، انتظاري كه از مسئولان ميرود!رمضاني همچنين درمورد راههاي كنترل حس هيجان جوانان برنامهريزي مثبت توسط مسئولان را راهكاري براي استفاده مثبت از حس هيجان جوانان ميداند. اين روانشناس معتقد است اگر براي هر جواني مطابق با استعداد و تواناييهايش شرايطي فراهم شود تا او بتواند با استفاده از تواناييهايش در كار مورد علاقه خود هم انرژياش را به كار بندد، هم به پيشرفت كشور كمك ميشود و هم انرژي و هيجان جواني كه ويژه اين دوران است ميتواند به جاي مخرب بودن و تبديل به رفتارهاي ناهنجار براي سازندگي به كار گرفته شود. دكتر رمضاني كنترل هيجانات را در هر فردي متفاوت از ديگري ميداند كه اين راهكارها بايد براساس شخصيتها و ويژگيهاي فردي به كار بسته شود. به عنوان مثال افرادي كه در زمينه تحصيل توانايي دارند بايد در ابتدا شرايط تحصيل براي آنها فراهم شود و بعد هم شرايط كار در آن رشته؛ چراكه اين افراد هيجان دانستن و فعاليت در آن گرايش درسي وكاري را دارند. ورزش بهترين راه تخليه هيجانبه نظر اين كارشناس ما جوانان به ورزش نياز داريم ورزشي كه هم من و هم تو خوب ميدانيم كه بهترين راه براي هيجانطلبي وبرآورده شدن آن است. اين روانشناس درباره اينكه چه زماني ممكن است كه اين هيجان جوانان به ابزاري ناهنجار تبديل شود پاسخ ميدهد: اگر جوانان به راههاي كنترل حس هيجان خود آگاه شوند و آموزش ببينند كه چگونه از اين حس استفاده كنند، هيچگاه به سمت رفتارهاي نابههنجار هيجاني نرفته و تلاش نميكنند تا از راههاي غيرمعقول حس هيجانشان را ارضا كنند.ذهن ميگويد كمش كن!از تمام اينها كه بگذريم نميدانم چرا با وجود اين همه راه كه براي برآوردن اين حس توپ هيجان وجود دارد، اما هنوز بعضيها كج ميروند و با زياد كردن صداي موسيقيهاي كه دريك كلمه ميتوان به آنها كلامهاي بيمحتوا گفت هم گوشهاي خود را آزار ميدهند و هم ديگران را از هرچي موسيقي و رانندگي است، بيزار ميكنند، وقتي ميخواهيم صدا را بلند كنيم اگر كمي هم به حقوق شهروندي ديگران بينديشم آن موقع است كه ذهن خود به خود به دستت اشاره ميكند: كمش كن!هيجان هم نعمتي از طرف خدااز طرف ديگر بايد هميشه همه ما جوانان به اين موضوع واقف باشيم كه حقيقتاً اين حس يكي از بزرگترين نعمتهايي است كه از طرف خدا در اختيار ما قرار داه شده است كه ميتواند موتور محرك ما باشد به شرطي كه آن را كنترل كرده و در راه پيشرفت كشور و موفقيت خودمان به كار بنديم و به اين موضوع ايمان داشته باشيم كه خدا هم دراين راه كمكمان خواهد كرد.