
آغاز ماجرا
ظهر روز پنجشنبه ششم آبان مأموران کلانتری 134 شهرک قدس باخبر شدند که مردی به نام یعقوبعلی معروف به «مهدی»- 31 ساله- مقابل چشمان وحشتزده مردم با ضربات کارد محمدرضا- 25 ساله- را به قتل رسانده است. پس از دستگیری یعقوب مشخص شد او با زنی به نام سعیده معروف به کیمیا- 32 ساله- رابطه داشته است. آنها چندی پیش از حادثه با هم درگیر شده بودند که یعقوب روانه زندان شد و پس از آزادی متوجه شد مردی- محمدرضا 25 ساله- با کیمیا ارتباط پنهانی دارد. با تحقیقات بیشتر مشخص شد مهدی با تحریک کیمیا مرتکب قتل شده است. انتشار فیلم صحنه جنایت در فضای سایبری واکنشهای بسیاری را در پی داشت، به طوری که رئیس قوه قضائیه بنا به حساسیت موضوع دستور رسیدگی سریع درباره پرونده را صادر کرد. با اعتراف متهم به ارتکاب قتل پرونده متهم با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و متهم 30 آبان امسال در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران مقابل هیئت عالی قضایی به ریاست قاضی عزیزمحمدی محاکمه شد. نماینده دادستان در جلسه دادگاه برای متهم ردیف اول به اتهام مباشرت در قتل و اخلال در نظم تقاضای مجازات کرد. او همچنین برای کیمیا به اتهام معاونت در قتل تقاضای مجازات کرد. پدر و مادر مقتول در این جلسه درخواست خود را قصاص عنوان کردند. قاتل در جلسه محاکمه گفت: هرگز قصد قدرتنمایی و اخلال در نظم را نداشتهام. او درباره آشنایی خود با «کیمیا» گفت: من شهرت او را در منطقه شنیده بودم و بر سر خرید یک مغازه یک میلیاردی با او آشنا شدم. او در ملاقات پنهانی که با هم داشتیم به من اظهار علاقه کرد و این گونه ارتباط ما با هم آغاز شد. کیمیا گفته بود که از شوهرش طلاق گرفته است و ما بدون اینکه با هم ازدواج کنیم با هم زندگی مشترکی را آغاز کردیم. یعقوب در ادامه گفت: من که دلباخته کیمیا بودم برایش یک مغازه 400 میلیونی خریدم اما پس از یک سال با او بودن دریافتم که او شوهر دارد و زمانی که دریافتم اینگونه از دست کیمیا رودست خوردهام، حیرتزده شدم. زمانی که فهمید رازش را فهمیدهام گفت که قصد طلاق دارد. یعقوب در ادامه گفت: کیمیا پس از مدتی طلاق گرفت و با همان رویه با او زندگی میکردم تا اینکه با شکایت او به مدت شش ماه به زندان افتادم. زمانی که در زندان بودم فهمیدم با مرد جوانی به نام محمدرضا معروف به یزدان ارتباط پنهانی برقرار کرده است. زمانی که آزاد شدم در این باره تحقیق کردم و شماره یزدان را به دست آوردم. من به یزدان زنگ زدم و درباره ارتباطش با کیمیا از او سؤال کردم. یزدان به من پیشنهاد داد که با گرفتن 100 میلیون تومان از بودن در کنار کیمیا انصراف دهم. من ابتدا پیشنهادش را پذیرفتم اما پس از چند ساعت پشیمان شدم و با او در روز حادثه قرار ملاقات گذاشتم. برای اولین بار بود که او را میدیدم و زمانی که اطمینان پیدا کردم آن حادثه رقم خورد. در ادامه جلسه که با محاکمه کیمیا به اتهام معاونت در قتل دنبال شدف او اتهام خود را انکار کرد و گفت که هیچ نقشی در ماجرای قتل نداشته است. هیئت عالی قضایی در ادامه جلسه رسیدگی به اتهام رابطه نامشروع متهم را به صورت غیرعلنی رسیدگی کرد و پس از آن وارد شور شد و یعقوب، متهم ردیف اول به اتهام قتل عمد به قصاص، به اتهام زنای غیرمحصنه به 100 ضربه شلاق و به اتهام قدرتنمایی با چاقو به دو سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم کرد. درباره رأی کیمیا با توجه به آنکه سه نفر از اعضای هیئت قضایی رأی به برائت این متهم دادند و فقط نظر دو نفر از قضات دایر بر محکومیت او بود، نهایتاً کیمیا از اتهام معاونت در قتل عمدی «یزدان» تبرئه و برای رابطه نامشروع به تحمل 99 ضربه شلاق محکوم شد.
آنچه پدر مقتول گفت
لحظاتی قبل از اجرای حکم، پدر قاتل و مقتول در میان خبرنگاران حاضر شدند.
پدر یزدان گفت: من 100درصد بر اجرای حکم اصرار دارم و قاتل پسرم باید اعدام شود. کسی که با آن وضعیت فردی را به قتل میرساند سزایش جز قصاص نمیتواند چیز دیگری باشد. او در ادامه گفت: من از دستگاه قضایی در سرعت بخشیدن به شرایط اجرا تشکر میکنم.
او گفت: یعقوب و یزدان هیچ نسبتی با یکدیگر نداشتند و طی یک تماس تلفنی با هم قرار گذاشته بودند که آن هم ؟؟؟ شد. روز حادثه هم یعقوب پسرم را از پشت سر صدا زده و زمانی که یزدان جوابش را داده با چاقو شاهرگش را قطع کرد.
او درباره نحوه اطلاعش از وقوع جنایت گفت: روز حادثه یکی از پسرانم با من تماس گرفت و گفت که یزدان تصادف کرده است. من به بیمارستانی که آدرسش را داده بود، رفتم و از ماجرا باخبر شدم. آنچه پدر قاتل گفت
پدر یعقوب هم در میان خبرنگاران حاضر شد و گفت: من قبل از هر چیز از والدین یزدان طلب بخشش دارم. او در ادامه در حالی که میگریست گفت، نمیدانم چرا پسرم دست به چنین کاری زد، من همیشه یعقوب را نصیحت میکردم و پس از آشناییاش با کیمیا از او خواستم به رابطهاش پایان دهد. همه کسانی که کیمیا را میشناختند میگفتند که او آدم خوبی نیست. او گفت: من هیچ شناختی از کیمیا نداشتم و تنها میدانستم که در یک بنگاه با هم کار میکنند.
او در ادامه گفت: زمانی که کیمیا برای اولین بار به شهرستان ما آمد از آنها خواستم تا هر چه زودتر با هم ازدواج کنند اما کیمیا گفت که با هم صیغه هستند. من نمیدانستم که یعقوب به چه راهی رفته است که به این سرنوشت دچار شد.