
دولت انگلیس برای انتشار اسنادی که 30 سال از زمان آن گذشته است، آخرین روز 2010 را انتخاب کرد تا مگر با خانهتکانی اطلاعاتی به سال 2011 گام بگذارد.
اما آنچه در این اسناد بیش از هر چیز نمایان بود حکایت از تهدید اسرائیل به استفاده از بمب هستهای داشت. در این اسناد آمده است که جان رابینسون، سفیر وقت انگلیس در اسرائیل به دولتش گزارش داده است که تلآویو در سالهای اولیه دهه 1980 تهدید کرده بود که اگر اعراب یکبار دیگر جنگی را علیه اسرائیل آغاز کنند دست به بمب هستهای خواهد برد.
انتشار این خبر دستکم سه نکته بنیادی را در خود نهفته دارد. ابتدا اینکه رژیم صهیونیستی در این سالها به طور جد احساس خطر کرده و در مقابل برخی از دولتهای عرب که بعضی از آنها نیز در دنیای دو قطبی از گرایشات چپگرایانه ضد سرمایهداری برخوردار بودند، اصل موجودیت خود را تهدید شده میپنداشت.
بر همین اساس به کمک انگلیس و امریکا گام اولیهاش را برای مصالحه و الینه کردن برخی از دولتهای عربی برداشت تا روزی مجبور نشود دست به سلاح هستهای ببرد. مصر اولین کشوری بود که در دام این «الیناسیون صهیونیستی» افتاد. پس از فروپاشی شوروی و بیپشتوانه ماندن برخی دیگر از چپگرایان عرب کار آسانتر پیش رفت تا امروز که بعضی از همین اعراب که اگر چه رژیم صهیونیستی را هنوز به رسمیت نشناختهاند اما علیه مقاومت و مردم فلسطین با تلآویو مراودات اطلاعاتی دارند.
اما نکته دوم آنچنان هم نهفته نیست زیرا اسرائیل صراحتاً اعلام کرده است که در صورت وقوع جنگی جدید به بمب هستهای پناه میبرد. یعنی تلآویو سلاح هستهای دارد.
بنابراین دیپلماسی ابهام (policy of ambiguity) این رژیم که نه تأیید میکرد و نه تکذیب که بمب هستهای دارد یا خیر با انتشار این سند رنگ باخته است. و نکته سوم اینکه رژیم صهیونیستی با توجه به درگیریهای متعددی که با همسایگان داشته به تنهایی نمیتوانست در آن مدت کوتاه بمب هستهای تولید کند بنابراین باید از قدرتهای دیگر از جمله امریکا و انگلیس کمک میگرفت.
اخبار پیدا و پنهان موجود نشان میدهد که این رژیم در حال حاضر دارای 150 تا 300 کلاهک هستهای است یعنی تنها چند کلاهک کمتر از انگلیس و فرانسه. با این وجود نسبت به تقویت تسلیحاتی کشورهای همسایه حساس و معترض است. این مسئله مقامات واشنگتن را نیز دچار دوگانگی رفتاری کرده است.
کاخ سفید به بهانه قدرتیابی و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه از یک سو به دنبال تقویت تسلیحاتی برخی از کشورهای عربی است و از سویی دیگر پر شدن انبارهای تسلیحات اعراب، هراس اسرائیل را به همراه دارد که مبادا روزی همین سلاحها علیه تلآویو مورد استفاده قرار بگیرند چون بسیاری از مقامات رژیم صهیونیستی بر این اعتقاد هستند که اتحاد و ائتلاف در خاورمیانه همچون شنهای روان لغزان است و یک دوست ممکن است در گردشی 180 درجهای تبدیل به دشمن شود. بر این اساس رژیم صهیونیستی کمتر به متحدان و دوستان منطقهایاش اعتماد دارد.
مصر که از جمله دوستان منطقهای اسرائیل به شمار میرود بیش از دیگران از تلآویو ضربه دیده است. این روزها انتشار اخبار جاسوسی رژیم صهیونیستی در مصر سر و صدای بسیاری را به وجود آورده است. مئیر داگان، رئیس پیشین موساد هنگام تودیع خود علنا اعلام کرد که ما برای بروز اختلافات قومی و مذهبی مصر سرمایه بسیاری خرج کرده ایم. حتی برخی از تحلیلگران انفجار مقابل کلیسای القدیسین استان اسکندریه مصر را که در اولین ساعات سال 2011 رخ داد، به تلآویو نسبت میدهند.
بنابراین رژیم صهیونیستی نه تنها با پشتوانه امریکا دست به چنین کارهایی میزند بلکه بسیاری از قوانین بینالمللی را بدون اینکه مورد مواخذه قرار بگیرد، زیر پا میگذارد. این مسئله برای بسیاری از کشورهای منطقه و فرامنطقه نیز توجیهپذیر شده است که چون کاخ سفید از تلآویو حمایت میکند، این رژیم میتواند هر قانون بینالمللی را نادیده بگیرد.
از این رو میتواند سلاح هستهای تولید کند بدون اینکه در هیچ نهاد، سازمان و دادگاه بینالمللی مورد سؤال واقع شود. یا تنها به این دلیل که متحد استراتژیک امریکاست این حق را دارد که در جنگها مثل آنچه در غزه رخ داد از هر نوع سلاح و بمبی استفاده کند.
این مسئله نیز بخشی از همان برنامه الینه کردن دیگران از سوی رژیم صهیونیستی و امریکاست که گستره جهانی پیدا کرده است. تابویی که باید شکسته شود. در غیر این صورت تلآویو این حق را به خود میدهد که در برابر مخالفان از هر ابزاری مثل جنگ مستقیم، ترور، جاسوسی و... استفاده کند و هیچ گاه هیچ پاسخی به هیچ نهاد بینالمللی ندهد.