احتمالاً براي ما كه در ايران زندگي ميكنيم جالب است كه بدانيم امريكاييها درباره اغتشاشات بعد از انتخابات ايران چطور ميانديشند و از چه راههايي سعي كردند تحولات داخلي ايران را درك كنند. از بين دهها سند كه طي چند هفته اخير توسط ويكي ليكس درباره ايران منتشر شده، تقريباً 10 سند مربوط به مكاتباتي است كه سفارتهاي امريكا در عشقآباد، باكو، دبي، لندن و استانبول با واشنگتن درباره تحولات بعد از انتخابات ايران انجام دادهاند. برآيند كلي اين مكاتبات نشان ميدهد كه كاخ سفيد به خاطر فقدان يك سفارت مقيم در تهران، تلاش كرده است از هر منبع اطلاعاتي در دسترس استفاده كند تا ديد روشني نسبت به روند تحولات در ايران به دست آورد، حتي از طريق مصاحبه و گفتوگو با كاميونداراني كه از مرز تركمنستان با ازبكستان عبور ميكنند. مكاتبات موجود در وزارت خارجه امريكا كه ويكي ليكس آنها را منتشر كرده، نشان ميدهد كه سفارتخانههاي امريكا در لندن، عشقآباد، باكو، دبي، استانبول و بغداد بخش ويژهاي را به نام «بخش ايران» (Iran Section) ايجاد كردهاند كه از طريق تماس با ايرانياني كه در اين كشورها حضور دارند يا تردد ميكنند، حدود و ثغور تحولات ايران را بررسي ميكنند.سندي براي تحليل جنبش سبزيك سند 14 صفحهاي كه در ژانويه سال 2009 توسط بخش ايران سفارت امريكا در دبي تهيه و به واشنگتن ارسال شده، به طور كامل به تحليل شكلگيري و تحول جنبش سبز ميپردازد.اين سند را «آلن اير» مدير بخش ايران در سفارت امريكا در دبي تهيه كرده كه خود امريكاييها او را سفير در تبعيد واشنگتن در تهران مينامند. چند نكته درمورد اين سند قابل توجه است:1- نويسنده سند، براي تحليل نتيجه انتخابات ايران از لفظ انتخابات نهايي شده (Fixed Election) استفاده ميكند و به طور ضمني به واشنگتن سيگنال ميدهد كه بهتر است نتيجه انتخابات و رئيسجمهور در قدرت را بپذيرد. البته نويسنده سند در قسمت بعدي سعي دارد بگويد كه چرا براي انتخابات ايران از لفظ «انتخابات نهايي شده» استفاده كرده و تمايل حكومت ايران براي يكپارچه كردن قدرت براي تقويت جايگاه خود در مذاكرات (هستهاي) با حريف را دليل عمده دانسته است ولي نگاهي به پاراگرافهاي بعدي سند نشان ميدهد كه آلن اير به طور ضمني ميگويد كه بايد با حكومت مستقر در ايران وارد مذاكره شد.2- اين سند به صراحت تصريح ميكند: واكنش حكومت (ايران) به فعاليتهاي جنبش سبز، چابك و سريع و در دو سطح «مردمي» و «نخبگان» انجام شده است.3-آلن اير در تحليل خود از جنبش سبز، معتقد است كه اين جنبش يكپارچه نيست. او مينويسد: در داخل جنبش سبز هيچ توافقي بر سر اهداف وجود ندارد. آنچه كه طي يك سال بعد از انتخابات شكل گرفته، اكنون تبديل به چتري شده كه هم كساني را در خود جاي ميدهد كه خواستار حقوق كامل خود طبق قانون اسلامي ايران هستند و هم كساني هستند كه خواستار ايجاد يك رژيم جديد هستند.4- آنچه در اين سند به وضوح به چشم ميخورد اين است كه آلن اير به عنوان كسي كه در خط مقدم رصد تحولات داخلي ايران قرار دارد، به هيچ وجه قادر نيست سمت و سوي تحولات را پيشبيني و براي واشنگتن ارسال كند. او البته در بخشهاي مختلفي از سند ارسالي براي واشنگتن نوشته كه تحولات بعد از انتخابات نشاندهنده تغيير جهتهاي بزرگ (Tectonic shift)در سياستهاي داخلي ايران است ولي در هيچ جاي سند نتوانسته پيشبيني كند تحولات به چه سمت و سويي حركت خواهد كرد.چرا حمله نميكنيد؟!بخش ديگري از مكاتبات سفارتخانههاي امريكا با واشنگتن، گفتوگوها، مذاكرات و مصاحبههايي است كه ديپلماتهاي امريكا با افراد مختلف درباره تحولات ايران انجام دادهاند. اين افراد متفاوت هستند و از افراد معمولي مانند كاميونداران تا مخالفان جمهوري اسلامي و مقامهاي دولتهاي متحد امريكا (مانند انگلستان) متغير است. يكي از اين اسناد مربوط به سپتامبر سال 2009 است كه توسط پيتر اكستروم، رئيس بخش ايران در عشقآباد تهيه شده است. يكي از افرادي كه نام او در اين سند حذف شده، در گفتوگو با پيتر اكستروم، به او درباره تحولات بعد از انتخابات و ارتباط آن با مذاكرات هستهاي مشاوره ميدهد. اين فرد كه به نظر ميرسد از مخالفان برانداز جمهوري اسلامي و احتمالاً جزو گروهك منافقين است به طرف امريكا توصيه كرده كه مذاكرات هستهاي با ايران را شروع نكند و كساني كه به كاخ سفيد مشاوره دادهاند اين مذاكرات را شروع كنند، توصيههاي اشتباه به امريكا دادهاند. اين فرد معتقد است كه سياست تحريم ايران كارآمد نيست و مذاكره با نظام كنوني ايران نيز اميد رايزنيها به اوباما براي تغيير را به باد خواهد داد. او ميگويد: بسياري از افراد (در ايران) ميگويند كه اسرائيل كجاست؟ چرا آنها يك بار به ما حمله نميكنند تا كار اين نظام را يكسره كنند؟!گفتوگو با كاميوندارانيكي ديگر از اسناد، مربوط به بيست و ششم ژانويه سال 2010 است و حاصل گفتوگوي يكي از كارمندان بخش ايران در سفارت امريكا در عشقآباد با افرادي است كه از مرز تركمنستان وارد ازبكستان ميشوند. در اين سند آمده است: البته روند غربالگري ايرانياني كه در مرز تركمنستان با ازبكستان منتظر عبور از مرز هستند، كاملاً علمي نيست، ولي به هر حال گفتوگوي خودماني با كاميونداران در برخي محلهاي خاص شهر مرزي فاراپ كلكاري است كه ما از خارج ايران ميتوانيم انجام دهيم و به خيابانهاي مشهد دسترسي داشته باشيم. بيشتر كساني كه (به اينجا) ميآيند، از شهر مشهد يا شهرهاي شمالي ايران هستند و گفتوگو با آنها ميتواند روزنهاي باشد به اينكه طبقه كارگر حوادث ايران را چطور نگاه ميكنند.در انتهاي اين سند چهار صفحهاي كه شرح گفتوگو با كاميونداران و ايرانياني است كه از مرز ميگذرند، آمده است: سالانه چيزي حدود 70 هزار ايراني كه بيشتر آنها كاميوندار هستند، از مرز تركمنستان عبور ميكنند. گفتوگو با آنها نه تنها براي ما آموزنده است، بلكه آنها نيز مشتاقند كه امريكا را بشناسند.در انتظار 22 بهمن اعتراضي!يكي ديگر از اسناد، مربوط به مذاكرات امريكاييها با يكي از مقامهاي انگليسي است كه در آن ديدگاه او درباره سمت و سوي تحولات ايران بيان شده است. اين سند روز دهم دسامبر 2009 از سفارت امريكا در لندن به واشنگتن ارسال شده و درآن ديدگاههاي ليام فاكس وزير دفاع سايه دولت انگليس در ملاقات با لويس سوزمن بيان شده است. او به طرف امريكايي ميگويد: «سه سناريوي احتمالي ممكن است در ايران اتفاق بيفتد، تغيير رژيم، تغيير رفتار رهبران حكومت و يا تغيير رهبري در داخل ايران.» اين گفتوگوها در دسامبر سال 2009 يعني حدود دو ماه قبل از 22 بهمن ماه سال 1388 انجام شده و به خوبي نشان ميدهد كه امريكاييها و انگليسيها چشم به حوادثي دوختهاند كه در اين روز اتفاق خواهد افتاد. فوكس ميگويد: روز استقلال ايران در ماه فوريه (22 بهمن) فرصت خوبي است كه جامعه بينالمللي قوت مخالفان ايران را براساس وسعت تظاهرات ارزيابي كند. نكته جالبي كه فوكس در گفتوگو با سفير امريكا بيان كرده، ملاقاتش با تعدادي از ايرانيان ثروتمند و كساني است كه ايران را ترك كردهاند كه بيشتر آنها از دستيابي ايران به بمب هستهاي (!) حمايت ميكنند. او ميگويد: مليگرايي ايراني بيش از بنيادگرايي مبناي حمايت عمومي ايرانيان از برنامه دستيابي به بمب اتمي است(!) او معتقد است كه مذاكرات هستهاي با ايران نهايتاً به شكست خواهد انجاميد.سند ديگري هم وجود دارد كه نشان ميدهد امريكاييها در ماههاي منتهي به بهمن ماه 1388 تمايل زيادي داشتهاند بدانند كه تحولات ايران در روز 22 بهمن به چه سمت و سويي خواهد رفت. اين سند در تاريخ دوم نوامبر 2010 در سفارت امريكا در باكو تهيه و به واشنگتن ارسال شده و در آن آمده است: ديدهبان ايران در باكو (منظور بخش ايران سفارت امريكا در باكو است) طي 10 روز گذشته با دهها تن از ايرانياني كه با آنها تماس داشته ملاقات كرده تا پيشبيني و توقع آنها را از تظاهرات 22 بهمن در ايران دريابد. اين افراد از بانكداران ايراني گرفته تا تاجران ثروتمند، چهرههاي سازمانهاي غيردولتي (NGOS)، روزنامهنگاران و دانشجويان هستند. بيشتر طرفهاي تماس ديدهبان ايران (از جمله تعدادي از كساني كه ساكن ايران هستند) پيشبيني يك تظاهرات بزرگ اعتراضي در تهران و تظاهراتهاي قابل توجه در تبريز، مشهد، اصفهان و برخي شهرهاي كوچكتر را دارند. (!)