
«مغزهای بزرگ درخصوص ایدهها بحث میکنند»، «مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت میکنند» و «مغزهای کوچک درباره مردم گفتوگو میکنند» جبران خلیل جبران نویسنده و شاعر لبنانی میگوید: «سخنچینی و بدگویی از دیگران که غالباً ناشی از حسادت است به هر بهانه و شیوهای که باشد، کاری ناپسند است، اما چگونه است که چنین رفتار ناصوابی بهرغم همه زشتی و مذموم بودنش در تمامی سطوح جامعه اجازه بروز و ظهور مییابد و افرادی در خودآگاه و ناخودآگاه به چنین رفتار ناصوابی روی میآورند. اسفبارتر آنکه به نظر میرسد قبح چنین رفتاری از میان رفته و کمکم به ابزاری تبدیل شده است که برخی از طریق آن به خواستهها و اهداف حقیرانه خود دست مییابند.» در حال حاضر تبعات چنین رفتارهایی در محیطهای کاری اعم از سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی سبب شده تا بسیاری از کارکنان انگیزه کار کردن را از دست داده، به حاشیه رانده شوند و به جای آنکه دل در گرو کار داشته باشند، بیشتر نگران مقابله با این رفتارهای ناسالم باشند. «زیرآب زنی» جزو رفتارهایی است که فشارهای عصبی شدیدی بر افراد تحمیل کرده و کارآیی آنان را کاهش میدهد. البته اگر فردی در سازمان برای رسیدن به خواستههای خودش ناچار میشود زیر آبزنی کرده و از راه ناصواب یعنی ترور شخصیت افراد پیش برود، نشان میدهد که سازمان متبوع فرد به نحوی دچار اشکال است، زیرا در سازمانهای بالنده و سالم، شیوه مدیریت و رهبری به گونهای است که افراد میآموزند در حد توانشان خواسته داشته باشند و میآموزند که انسانیت و درستکاری یکی از ویژگیهای لازم برای کار در آن سازمان است.
از غیبت تا زیرآبزنیمتأسفانه زیرآبزنی چنان در تار و پود جامعه تنیده که همه ما به آن عادت کرده و این عمل را ناخواسته بخشی از زندگی خود قرار دادهایم. هیچیک از ما هرگز فکر نمیکند که یک «زیرآبزن» باشد، اما بدون شک تعریف بسیاری از کارهای ما چیزی جز زیرآبزنی نیست. آیا تا به حال شده در مورد چند نفر از دوستانتان که حتی ارتباط خوبی با آنها دارید، با چند نفر دیگر به صحبت بنشینید و هر آنچه را که نباید، در موردشان بگویید!آیا تا به حال با مدیر، سرپرست، رئیس یا یک مسئول رده بالاتر در مورد دیگر همکارانتان صحبت کرده و از روی دلسوزی! حرفهایی زدهاید که در مجموع به ضرر همکارانتان تمام شده یا خواهد شد!آیا از طریق یک نوشته، یادداشت، ایمیل یا هر چیز و راه و روش دیگر از یک دوست، همکار یا نزدیکانتان برای کس دیگری بدگویی کردهاید؟ به طوری که اصلاً خودتان شناسایی نشده باشید!شاید فاصله غیبت تا زیرآبزنی به اندازه یک مو باشد و غیبت را بتوان به محافل زنانه و دوستانه و فامیلی محدود کرد، اما زیرآبزنی نوعی ترور به حساب میآید تا جایی که امکان دارد یک نفر را از داشتن یک موقعیت، شغل یا جایگاه محروم کرده و آثار آن حتی در خانواده و برای اهل و عیال نیز مشهود باشد.
انفجار بمب اتمزیرآبزنی که البته در قرآن و احادیث با عنوان «نمامی» از آن نام برده شده، عملی است شنیع و ناپسند که در آن فردی چنان از دیگری بدگویی یا به ضرر وی عمل کند که طرف بدان واسطه امتیازی را از دست بدهد یا متضرر شود یا حتی از هستی ساقط شود.البته گروهی نیز معتقدند زیرآبزدن یعنی گزارش انجام دادن یا ندادن کاری به صورت راست یا دروغ به افراد مسئول.پس با این حساب وقتی زیرآب شما میخورد باید ببینید از چه نوعی بوده است، گزارش درست یا غلط.در نوع اول یعنی گزارش غلط که به قول بزرگان، زیرآبزنی از نوع نامردیهای روزگار به شمار میآید، شما باید خیلی انسان خوششانس و خوشبختی باشید که متوجه چنین موضوعی شوید ولی متأسفانه در اکثر مواقع وقتی میفهمید زیرآبتان خورده شده که نه دلیلی برای آن پیدا میشود و نه شخصی که مسئولیت این کار را برعهده بگیرد!اما در گزارش درست، شما کار یا رفتار خطا و اشتباهی داشته و دوستان بامعرفت و مسئولیتپذیرتان گزارش آن را به مدیر یا رئیستان دادهاند. هیچ کاری نمیشود کرد شما مقصرید و باید عکسالعمل سیستم را در مقابل خطایتان بپذیرید، البته در اینجا نیز نقش دوستان گزارشدهنده بسیار مهم است، زیرا نحوه انتقال خطا یا اشتباه شما به مسئولتان و میزان آب و تاب آن در میزان جریمه و توبیختان نقش مؤثری دارد، اما متأسفانه باید گفت درحال حاضر نوع سومی از زیرآبزنی در جامعه رواج داردکه تمام کارمندان و کارگران و ادارهایها به نوعی آن را تجربه میکنند. این زیرآبزنی ترکیب نوع اول و دوم است. به این نحو که یک گزارش صحیح چنان با یک گزارش غلط مخلوط میشود که تأثیر آن چند برابر بمب اتم است.وقتی گزارش صحیحی از خطای شما ارائه و به اثبات میرسد و سیستم نوع نگاهش را به عملکرد شما تغییر داده و بدبینانه به نظاره مینشیند، آن وقت ارائه گزارشهای غلط آغاز شده و چون فضا برای پذیرش آن مهیاست، چنان ریشه شما زده میشود که نه تنها موقعیت و شغل، بلکه مکان زندگیتان را هم باید عوض کنید.
مدیر خوب یک نعمت الهیتمام آنهایی که به نوعی کار اداری کردهاند به این جمله ایمان دارند که داشتن یک مدیر خوب بزرگترین نعمت است.در بسیاری از جوامع کاری، هستند افرادی که برای رسیدن به قلههای بالاتر و مدارج بهتر در پست و مقام، از آنجا که توان پیمودن طبیعی راه را ندارند میخواهند برگرده دیگران سوار شوند و خود را بالا بکشند.وجود یک مدیرعاقل و لایق همیشه آب سردی است روی آتشها.آتشهایی که علاوه بر سوزاندن وقت و بودجه و زندگی افراد، دودش به چشم همه میرود.دکتر مقدم، جامعهشناس در این مورد میگوید:« مدیران مدبر مانند الماس در سازمانها و تشکلها میدرخشند، زیرا کم نیستند مسئولان و رؤسایی که دهن بین بوده و فقط تصمیمشان را به حرفهای شنیده شده ختم میکنند.»وی به نوع رفتارهای مدیریتی اشاره کرده و ادامه میدهد:« اینکه میگویند شنونده باید عاقل باشد یک جمله حیاتی برای ادارات و سازمانهاست، یک مسئول یا مدیر خوب هیچ وقت نباید بدون مطمئن شدن در مورد حرف یا شنیدهای تصمیم بگیرد و قضاوت کند. حتی اگر مورد اعتمادترین افراد نیز گزارش بدهند، باید از شخص قربانی خواسته شود که از خودش دفاع کند و هرگز با ناراحتی و عصبانیت تصمیمی گرفته نشود. این رفتار نه تنها جزو اصول مدیریتی به شمار میآید بلکه یک روش انسانی و خداپسندانه است. حال حتی اگر اشتباه یا خطای فرد نیز به اثبات رسید باید بدانیم که انسان جایزالخطاست و در این حالت یک رئیس و یک تصمیم گیرنده با ایمان میداند «از کوچکتر خطاست و از بزرگتر عطا». مجموعه و سازمانی موفق میشود که همه همدل و دوست باشند و مدیریتی کارآمد در آنجا حاکم باشد. اگر همکاران با دیدن کوچکترین خطایی و بدون تذکر مستقیم به خطاکار، گزارش او را بدهند، حتماً مجموعه دچار ناهنجاری میشود و افراد به جای کار کردن، در امورات یکدیگر سرک میکشند تا از قافله زیرآبزنها عقب نمانند.»متأسفانه روند نهادینه شدن زیرآب زنی در سیستمها از مدیریت آغاز میشود. در صورتی که مدیریت ارشد به زیرآب زنی به عنوان ابزار مدیریتی نگاه کند، این دیدگاه در ردههای پایینی مدیریتی نیز رسوخ کرده تا اینکه به پایینترین ردههای سازمانی میرسد. در این صورت به جای اینکه ارزش از ردههای پایینی هرم سازمانی به بالا منتقل شود، ضد ارزش در این هرم منتشر میگردد. در صورت فراگیر شدن این فرهنگ در سازمان، هیچ راهی برای اصلاح آن وجود ندارد زیرا این کار به عنوان ارزش و بخشی از فرهنگ سازمان قرار میگیرد و حتی با تغییر در ردههای مدیریتی نیز از بین نخواهد رفت. سرانجام این فرهنگ همانند ویروس تمام قوای سازمان را به هدر داده و مرگ آن را در پی خواهد داشت.بسیار اتفاق افتاده که چه کسانی چه ضربات مهلک و جبرانناپذیری از این پدیده تلخ «زیرآبزنی» خوردند؟!
شما یک زیرآب زن هستیدبا خواندن این مطالب چه حسی به شما دست میدهد؟ آیا فکر میکنید همه نوشتهها درست است و واقعاً زیر آب زنی همین است؟ و بعد از آن در دل خودتان به این مسئله فکر میکنید که سازمانها و ادارات و تمام مجموعههای ما پر شدهاند از
زیر آبزنها و شما نیز یکی از آن قربانیان هستید! شاید تا حالا اخراج نشده باشید اما بارها و بارها ترکش زیر آبزنها به شما نیز اصابت کرده و جراحاتی برداشتهاید.حتما افرادی که فکر میکنید زیر آب زن هستند درحال رژه رفتن در ذهنتان هستند یا به روزهایی فکر میکنید که از کجا ضربه خوردید و باعث و بانی آن چه کسی یا کسانی بودند! درست است؟!اما نه...!به خودتان فکر کنید. به اینکه شما هم یک زیر آب زن هستید! طاقت داشته باشید و از کوره در نروید.چند بار پشت سر همکارانتان بدگویی کردهاید؟ چند بار یادداشت و نوشته برای مسئولان فرستادهاید و به نام انجام وظیفه، موذیانه اشتباهات و خطاهای همکارتان را گزارش دادهاید؟ چند بار هنگام صحبت کردن و به دلیل ورود نفر جدید به جمعتان حرفهایتان را قطع کردهاید و به «مِن و مِن» افتادهاید؟ شما هم یک زیر آب زن هستید!بارها میتوانستید خطای همکارتان را در تنهایی به او گوشزد کنید یا حتی اگر خیلی از خودتان متشکر هستید، برای حفظ آبروی او برایش نوشته و یادداشت میگذاشتید تا با اطلاع از اشتباهش حتی شرمنده شما هم نشود. چند بار پشت سر عزیزترین دوستانتان حرف زدهاید؟ پشت سر آنها که نان و نمکی با هم خوردهاید؟دفاع کردن از خود،فرار از حقایق است. اگر کارهای شما انجام وظیفه و حس مسئولیتپذیری و دلسوزی و... نام دارد، کارهای آنها که به آنان میگویید «زیرآب زن» هم همین است.
دوستیهای زیر آبیدکتر جان یاگر نویسنده کتاب «اهمیت دوستی و تأثیر آن در زندگی» مینویسد: «دوستان در محیط کار تأثیر زیادی بر عملکرد شما دارند. به شما انگیزه میدهند و باعث پیشرفت شما میشوند، یا برعکس، شما را ناامید میکنند و در نتیجه با دلسردی به کار خود ادامه میدهید. دوستان خوب محیط کار را لذتبخش میکنند. خلاقیت و بازدهی را افزایش میدهند. بسیاری از طریق دوستان، کارهای جدید و خوب پیدا میکنند. اما اگر تأثیر دوستان بیش از حد معمول باشد، برایتان گران تمام میشود و نتایج منفی به دنبال دارد. دوستی بیش از حد، خلاقیت را از بین میبرد. گفتوگوهای طولانی با دوستان، سرعت انجام کار را کاهش میدهد. برخی دوستان میتوانند مسائل کاملاً خصوصی شما را در محیط کار پخش کنند. گروه بندی دوستان باعث پارتی بازی، انحصار طلبی و تبعیض میشود.»ارتباطات محیط کار باعث دوستی و صمیمیت میشود. اما آیا دوستیهای محل کار بادوام است؟ آیا دوستیهای محل کار با سایر دوستیها تفاوت دارد؟ «یاگر» پاسخ میدهد: «بله، از خیلی جهات فرق دارد. کار امنیت مالی ایجاد میکند. اگر مجبور باشیم بین کار و منبع درآمد و دوست یکی را انتخاب کنیم، گاه دوست را به کار میفروشیم. با توجه به جنبههای مثبت و منفی گسترش روابط صمیمانه و دوستانه، تصمیم گیری در این خصوص بسیار حساس و مهم است. دوستان خوب تأثیر مثبت برکارتان دارند، بر عکس دوستان بد باعث اخراج شما میشوند.»گاهی دوستان زیر آب شما را میزنند یا به شما خیانت میکنند. تحمل این امر چندان آسان نیست. چگونه با این شرایط میتوانید به کار ادامه دهید؟ «یاگر» پیشنهاد میکند، ابتدا وفاداری دوستان را امتحان و سپس به آنان اعتماد کنید. در مورد آنچه میخواهید به دوستان بگویید با دقت فکر کنید. اگر دوست یا همکار شما در غیاب شخصی دیگر به بدگویی یا فاش کردن سر و راز او میپردازد بدانید که قبح این قضیه برای او ریخته شده و ممکن است این کار را با شما نیز انجام دهد. ما عاشق غیبت کردن و دروغ شنیدن هستیم! لطفاً طوری رفتار نکنید که بخواهید نشان دهید با این جمله مخالفید.نه تنها این دو ویژگی را داریم بلکه بدمان نمیآید با خراب کردن عدهای جای خودمان را تثبیت و به قول معروف «جایمان را گرم» کنیم. به همین دلیل در غیبت و دروغها اگر کمی هم چاشنی زیر آب زنی وجود داشته باشد، «نور علی نور» است. دکتر کیهان نیا روانشناس و مشاور خانواده میگوید: «یکی از ویژگیهای ما این است که وقتی میخواهیم درمورد کسی حرف بزنیم، جملاتمان را با واژه «غیبت نباشه!» آغاز میکنیم و آن وقت است که غیبت میکنیم و غیبت میشنویم و زیر آب میزنیم.افرادی که میگویند ما این طور نیستیم و خودشان را از هر رفتار ناپسندی مبرا میدانند، صادقانه بگویند تا حالا به چند نفر از دوستانشان گفتهاند که غیبت نکنید یا تاکنون حرف چند نفر را به خاطر غیبت کردن قطع کردهاند یا در سطح بالاتر تا الان چند محفل دوستانه یا مجلس خانوادگی و فامیلی را به علت وجود غیبت ترک کردهاند. اگر چنین کاری نکردهاید نشان میدهد که شما از غیبت و زیر آب زنی بدتان نمیآید و لازم نیست با جملاتی مثل، «نمیشود با همه بدرفتاری کرد» یا «ادب حکم میکرد بمانم ولی حرف نزنم!» و ... رفتارهایتان را توجیه کنید.»این کارشناس با اشاره به رفتارهای سازمانی کارمندان و کارگران ادامه میدهد: «در ادارات و ارگانها معمولاً افرادی که میدانند دیگران چه کار میکنند، چه وقت میروند و چه وقت میآیند، چه ساعتی ناهار میخورند و کی نماز میخوانند، جزو بیکارترین نفرات هستند. آنها از فرط علافی فرصت دارند به کارهای دیگران سرک کشیده و با حرفهای خاله زنکی نه تنها
زیرآب همکارانشان را بزنند بلکه با این کار در امورات نیز خلل ایجاد کنند. این افراد از مقدار حقوق، اضافه کار، پاداش و میزان وامها و اقساط همکارانشان مطلع هستند و حتی میتوانند به مدیر بگویند که چه کسی بعد از ساعات کاری در کجا و به چه کار دیگری مشغول است.»در مدیریت نوین و اقتصاد کلان میگویند قبل از هر چیز یک سازمان، اداره یا ارگان برای پیشرفت باید از شر این نفرات رها شود. اگر مدیری نتواند چنین تصمیمی بگیرد، حتماً با طبقه بندی کردن دوستان و کارمندانش نوعی تبعیض را در سازمان به وجود آورده که همین امر نیز به شکست و سقوط میرسد. میگویند وقتی داستان رگ زدن امیر کبیر در حمام فین کاشان به گوش سفیر کبیر روسیه در ایران رسید و نقش مادر ناصرالدین شاه در این ماجرا برای نامبرده بازگو شد! سفیر کبیر روسیه در حالی که چشمانش از حدقه خارج شده بود گفت: «چه میکنه این زیر آب زنی و مدیریت ایرانی!»