
علي رضائي | . نقش آفريني استعمار پير در پيشبرد آشوب در ايران به قدري واضح و آشكار بود كه منوچهر متکي وزير سابق امور خارجه كشورمان به فاصله 10 روز پس از برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري در جمع سفراي خارجي مقيم تهران گفت: «يكي از دخالتهاي انگليسيها در انتخابات ايران اعزام مسافراني بود که با اهداف خاص اطلاعاتي و امنيتي به ايران ميآمدند. تعداد اين مسافران به حدي افزايش يافت که پرواز معمولي و کوچک خط تهران - لندن به يک هواپيماي جمبوجت بوئينگ 747 تبديل شد.»سمپاشي انگليسي در کف خياباناما انگليسيها در فضاي سال گذشته فقط در بعد رسانهاي و اطلاعاتي- امنيتي عليه ايران سمپاشي نكردند، آنها حتي با اعزام نيرو و تقويت آشوبگران در كف خيابان، دخالتهاي خود را بروز ميدادند. شاهد اين ادعا اظهارات محسني اژهاي وزير وقت اطلاعات است كه 20 روز پس از انتخابات دهم رياستجمهوري طي مصاحبهاي گفت: «ازجمله كارهايي كه سفارتخانه انگليس انجام داده اين بود كه تحت پوشش نيروهاي محلي، افرادي را در بين اغتشاشگران ميفرستاد و مطالب مورد نظر خود را هم به آنها و هم به جامعه القا ميكرد.»قيل و قالي به دنبال هياهوي انقلابيون نقابدارسفارتخانه انگليس حتي بعد از ساکت شدن هياهوي انقلابيون نقابدار باز هم ساختارشکنان موسوم به جنبش سبز را عامل مؤثري براي ضربه زدن به نظام جمهوري اسلاميميدانست و با ارسال کمکهاي آشکار و پنهان به آنان سعي داشت تا آتش زير خاکستر فتنه را شعلهور کند. علاء الدين بروجردي رئيس کميسيون امنيت ملي مجلس کمتر از دو هفته پيش در اين باره توضيح داد: «دولت انگليس دخالت مستقيميدر تصويب قطعنامههاي غيرقانوني متعدد شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه جمهوري اسلاميايران داشت و همچنين نقش اين دولت در طرحريزي و ساماندهي فتنه 88 براي ما آشکار و مشخص است.» بروجردي همچنين با بيان اينکه اين دولت همچنان سياستهاي خصمانه خود عليه جمهوري اسلاميايران را ادامه ميدهد، گفته بود: «اينکه سفير اين کشور در تهران با گستاخي و بيادبي نسبت به مسائل داخلي ما اظهارنظر ميکند يک نمونه از اين واقعيت است که انگلستان همچنان رفتارهاي گذشته خود را ادامه ميدهد.»سايمون گس در هفتههاي گذشته به بهانه روز جهاني حقوق بشر، وضعيت حقوق بشر را در ايران زير سؤال برد و با انتشار مقالهاي توهين آميز در سايت وزارت خارجه انگليس، انتقادات مسئولان كشورمان را برانگيخت. گستاخي و بيادبي به هم آميخته شدبا اين حال انگلستان رفتارهاي گستاخانه خود را ادامه داد و بيادبي سفير اين کشور در تهران نيز ادامه داشت تا آنکه اکنون ميبينيم گستاخي و بي ادبي به هم آميخته شده و سايمون گس سفير استعمار پير در تهران از سوي ملکه انگلستان نشان «سر» را دريافت کرده است. طي يک تحقيق کوتاه ميتوان به راحتي فهميد که سابقه اعطاي اين لقب در انگلستان و اهداي نشانهايي از اين دست توسط دولتهاي سلطهجو به کساني بوده است که در مسير سياستهاي استعماري قدم زدهاند و با دخالت در امور ساير کشورها، منافع هوس آلود را پيگرفتهاند. سلمان رشدي ملعون: «سلمان رشدي» يکي از آن افراد است که سالها پيش از گس توانست لقب سر را از ملکه انگلستان دريافت کند. او کسي نبود غير از نويسنده کتاب آيات شيطاني. کسي که به پيامبر اسلام توهين کرده بود و طبق فتواي امام (ره) مهدور الدم شناخته شده بود که بر همين اساس هنوز در فرار و ترس به سر ميبرد. ويل راجرز رواني: ناخدا «ويل راجرز» فرمانده ناو وينسنس نيز پس از انجام خيانت هولناک حمله به هواپيماي ايرباس ايران در 12 تير سال 67 گرچه گفت که «سنگيني اين بار را تا پايان عمر به دوش خواهم کشيد» اما چندي بعد از اين اقدام وحشيانه، دولتمردان امريکا به فرمانده اين رزم ناو نشان «لياقت» دادند. راجرز کسي نبود غير از قاتلي که در بين کشتهشدگان حادثه ايرباس، 65 کودک را تکه تکه کرده بود. البته بگذريم از آنکه وي بعدها به عاقبت خلبان امريکايي که بر سر هيروشيما بمب اتم فرو ريخته بود، گرفتار آمد و روانه تيمارستان شد. جان ساورز جاسوس: جان ساورز 63 ساله نيز داراي لقب افتخاري «سر » از ملكه انگليس است. او تا سال گذشته سفير انگليس در سازمان ملل بود و اکنون رئيس سازمان اطلاعات و جاسوسي خارجي انگليس موسوم به «اماي 6» است که اخيراً در يک کنفرانس خبري بيسابقه بر خرابکاري کشورش در پيشبرد برنامههاي هستهاي ايران اذعان کرد. مانا نيستاني سايهاي از کاريکاتوريست دانمارکي: تصميم «شبکه بينالمللي مدافع حقوق کاريکاتوريستها» (CRNI) براي دادن جايزه سال ???? شجاعت در کاريکاتور مطبوعاتي به مانا نيستاني به خاطر انتشار کاريکاتور نژادپرستانه و تحقيرآميز در سال ???? عليه جامعه آذربايجاني در ايران و همچنين اهداي نشان و تقدير از كاريكاتوريست دانماركي كه با تصاوير توهينآميز به پيامبر اسلام (ص) در سال 2005 موجب خشم و انزجار مسلمانان شد، از جلوههاي آشکاري است که سياستهاي خصمانه دولتهاي غربي عليه ايران و اسلام را ثابت ميکند. پروژه ايران هراسي و اسلام ستيزيهمه اين موارد در کنار صدها مورد ديگر که فقط اشاره اي کوتاه به تماميآنها چندين جلد کتاب را تشکيل ميدهد، حاکي از يک پيام به جامعه جهاني است که عليه ايران و اسلام عمل کنيد تا تشويق شويد و جايزه بگيريد. اين پروژهاي است که غرب زير لواي «ايران هراسي و اسلام ستيزي» سالهاست دنبال ميکند و پس از اغتشاشات اخير تهران نيز اين مأموريت را به سايمون گس داد تا وي که در قلب ايران و اسلام به سر ميبرد، بتواند آتش بيار معرکه باشد. اما اغتشاشات تمام شد و سفير هتاک انگليس هم نتوانست خواستههاي دولت متبوع خود را برآورده کند. ناتواني وي در تحقق اهداف استعماري انگليس به قدري عميق بود که گويا اشک ملکه را درآورد و اطرافيان را بر آن داشت تا براي تسکين خاطر او هم که شده، تلاشها و خيانتها و خباثتهاي گس عليه ايران را يادآوري کنند تا يک نشان «سر» به آقاي سفير تعلق گيرد و بدين طريق ناکاميها را دور زده باشند و از يک مسير ديگر حتي بهاندازه ذرهاي توفيق قبولي عمل و تأثير دخالت و خيانت را در چشم جهانيان نشان دهند. انگليسيها با اين اقدام نشان دادند که آنان تماميکساني را که به ايران و اسلام خيانت کنند يا لااقل اين قصد را در نيت خود بپرورانند و گردنکش در اين عرصه باشند، دوست ميدارند و «سر» خطابشان ميکنند. نقض حقوق بشر و جنگ نوين نرماينگونه اقدامات که البته به استعمار پير محدود نميشود و بسياري از دولتهاي مستقر در قلمرو نظام سلطه را در بر ميگيرد، نشانگر جنگ دول سلطهجو با ملل مستقل است. اين يعني نقض حقوق بشر در سطوح پنهان. آنان در عين حال که ساير کشورها را به دليل رعايت قوانين مدني محکوم به نقض حقوق بشر ميکنند، چتر حمايتي خود را بر سر کساني ميگسترانند و به افرادي نشان و مدال ميدهند که آشکارا عليه حقوق بشر اقدام کرده و منفور يک جامعه مدني و ديني هستند. هرچند که رنگ پريدگي اين نشانها و هدايا با اعطاي جايزه صلح نوبل به افرادي نظير باراک اوباما، اظهر من الشمس ميشود، اما اعطاي نشان سر به سايمون گس سفير هتاک انگليس در ايران از سوي ملکه انگلستان يکي از مثالهاي اخير و مصداقهاي بارز از نقض حقوق بشر و جنگ نوين نرم مدعيان حقوق بشر است.