
به گزارش خبرنگار «جوان»، در سال 87 تعدادی از شهروندان با مراجعه به شعبه نهم بازپرسی دادسرای ناحیه 2 تهران طی دادخواستی عنوان کردند ما جویای کار بودیم، به همین خاطر از طریق روزنامههای کثیرالانتشار آگهی استخدام با شرکت کاریابی به نام «آذین عرش آسیا» که در میدان انقلاب بود تماس گرفتیم و پس از مراجعه به آنجا با پرداخت 200 هزار تومان چند فرم پر کردیم و قرار شد چند روز بعد با ما تماس بگیرند. بالاخره با ما تماس گرفتند و عنوان کردند فردا ساعت 7 صبح به دفتر بیایید. وقتی به آنجا رسیدیم ما را با یک اتوبوس کرایهای برای کار جدیدمان به سمت جاده چالوس بردند که در مسیر فردی که از شرکت با ما همراه شده بود به بهانهای پیاده و سوار یک 206 که از قبل منتظرش بود شد. ما هر چه منتظرش ماندیم برنگشت و راننده هم ما را به دفتر شرکت برگرداند تا کرایهاش را بگیرد اما به محض اینکه رسیدیم دیدیم شرکت تعطیل است و هیچ کس در آنجا نیست تازه متوجه شدیم که سرمان کلاه رفته است.
در ادامه رسیدگی به پرونده در دستور کار کارآگاهان اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ محول شد.
کارآگاهان به محل شرکت رفتند و در تحقیق از همسایگان مشخص شد اعضای این شرکت کاغذی کمتر از یک سال بود در این دفتر حضور داشتند.
در ادامه کارآگاهان با مراجعه به اداره ثبت شرکتها متوجه شدند این شرکت در اواخر سال 86 به نام مرد 30 سالهای به نام «حمید» به ثبت رسیده که با مراجعه به آدرس محل سکونتش مشخص شد او از آنجا رفته است.
با گذشت بیش از یک سال از تحقیقات پلیسی به طور اتفاقی در خرداد امسال یکی از افسران پرونده که به شرکت کاریابی رفته بود چهره یکی از کارکنان همان شرکت را که از چهرهنگاری به دست آمده بود، شناخت.
افسر پرونده پس از خروج از این محل از یکی از مالباختگان خواست خودش را سریع به این دفتر برساند که پس از مراجعه مالباخته و تأیید اینکه او یکی از همان کلاهبرداران است، متهم دستگیر و به اداره چهاردهم منتقل شد.
متهم به هویت «امیر» پس از مواجه شدن با مالباختگان اعتراف کرد: من بچه شهرستانم و در اولین ورود به تهران از ترمینال غرب به سمت مرکز شهر مردی به من نزدیک شد و از آنجا که متوجه لهجهام شده بود و فهمیده بود تازه به تهران آمدهام، گفت: کار خوبی سراغ دارد بعد مرا به شرکتی در حوالی میدان انقلاب برد و به عنوان مدیر شرکت کاریابی مشغول کار شدم.
متهم ادامه داد:چند ماه بعد دفتر تعطیل شد و از آن موقع از «حمید» خبری ندارم. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه 21 آذر متهم دیگر پرونده در خیابان فلسطین دستگیر شد. «حمید» به افسر پرونده گفت:من از این کلاهبرداریها بیاطلاعم و خبری ندارم اما شرکت را خودم به نام «امیر» کردهام چون او رئیس هیئت مدیره بود و من مدیرعامل که به علت کسادی کار شرکت تعطیل شد و بدون گرفتن مبلغی آن را به یکی از آشناهایم واگذار کردم چون اداره ثبت شرکتها با 100 یا 200 هزار تومان خیلی راحت شرکتی را به ثبت میرساند و هیچ زحمتی هم ندارد.
با دستگیری متهم اصلی تعدادی از مالباختگان نیز شناسایی شدند. سرهنگ عباسعلی محمدیان رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ ضمن هشدار به شهروندان گفت:برخی شرکتها که یک شبه سربر آوردهاند و به شرکتهای کاغذی معروفند با سوءاستفاده از نیاز شهروندان، سادهنگری و عدم تحقیق آنها و سهولت در ثبت شرکت توسط اداره ثبت اقدام به کلاهبرداری میکنند.
وی با اشاره به اینکه در اداره ثبت شرکتها به متقاضیان تأسیس شرکت بدون انجام بازرسی و صحت موضوع تنها با دریافت مدارکی مثل کپی شناسنامه و... مجوز صادر میکنند که این مسئله به گسترش شرکت کاغذی و افزایش کلاهبرداریهای میلیونی یک شبه از شهروندان دامن میزند.