صغری خیل فرهنگ | متولد 1365 كه تا امروز حدود 13 سال عاشقانه و داوطلبانه در سازمان هلال احمر مشغول فعالیت است. سال 1376 اولین گواهی مهارتیاش را گرفت و وارد این حرفه مقدس شد.تنها آرزو و شاید بزرگترین خواسته، «امید درستكار» استخدام در سازمان هلال احمر است. امید درستكار در حال حاضر دانشجوی كارشناسی علوم تربیتی با گرایش مدیریت برنامهریزی آموزشی و دهیار روستای گردكاشان است و تنها منبع درآمد جوان نمونه كشور، رانندگی در آژانس است. در طول مصاحبه با آن لهجه دلنشین كردی از ما خواست كه كتابهای امدادگری و كمكهای اولیه را مطالعه كنیم تا شعار هر خانواده ایرانی یك امدادگر، تحقق یابد. هر كسی كه با او هم كلام شود متوجه علاقه و شور او به امدادگری خواهد شد، كه گویی با او عجین است و همراه همیشگی او خواهد بود. با امید درستكار امدادگر نمونه سال 1388 كه امدادگری را افتخار بزرگ زندگیاش میداند، همكلام شدهایم. خواندنش خالی از لطف نیست.آقای درستكار چرا امدادگری را انتخاب كردید؟با توجه به اینكه جمعیت هلال احمر را به عنوان سازمانی عام المنفعه میشناختم و پدرم نیز از خانواده هلال احمر است، وارد این سازمان شدم و به عنوان یك امدادگر مشغول به فعالیت هستم.چرا جوان نمونه شدید؟ چه كار ویژهای انجام دادید؟خدمت در راه خدا و یاری رساندن به نیازمندان و مدد جویان در قالب كاروانهای نیكوكاری، اجرای طرحهای همای رحمت، جمع آوری كمكهای نقدی و غیر نقدی مردمی در مساجد روستایی و شهری برای سیل زدگان و آوارگان درون مرزی و برون مرزی، حضور در پروژههای دیدار از سرای سالمندان غبار روبی از مساجد و مزار شهدا كمك در برگزاری كلاسهای آموزشی در روستاها و ... همه دست به دست هم دادند. جمعیت هلال احمر شهرستان من را راهنمایی كرد و نهایتاً در سال 1388 با هدایت رئیس شعبه جمعیت شهرستان آقای دكتر امیر عشایری و مسئول سازمان جوانان خانم آهنگری جزو جوانان برتر انتخاب و به عنوان جوان نمونه امدادگر معرفی شدم.چه عاملی باعث ایجاد این روحیه (امدادگری) در شما شد؟با توجه به اینكه فكر میكنم انسان مخصوصاً جوان باید در خدمت جامعه به خصوص نیازمندان باشد، از طرف دیگر تمام دورههای امدادگر تخصصی و عمومی را گذراندهام. اینها باعث شد روحیه امدادگری كه همان خدمت به همنوعان است در من ایجاد شود و حاصل این خدمت رسانی برای من لذت روحی و آرامش معنوی است.امدادگری شباهت زیادی به كمكهای والدین به فرزندان دارد، زیرا پدر و مادر هیچگونه چشمداشتی ندارند. امدادگر هم اینگونه عمل میكند بدون هیچ چشمداشتی داوطلبانه كمك میكند.و الگوی شما در زندگی چه كسی است؟بزرگترین شانس من بزرگ شدن در یك خانواده مؤمن بود. از زمانی كه چشم باز كردم فعالیتهای نوعدوستی و كمك به همنوعان را در جریان زندگی خانواده به ویژه، پدرم مشاهده و لمس كرد. جوان مسلمان باید موفقیت شغلی و رضایت قلبی از خود را در خدمت به دیگران بیابد، تا در آخرت خشنود باشد. الگوی من در كار و زندگی پدرم است.كار امدادگری به چه توانمندیهایی نیازمند است؟یك امدادگر باید در چارچوب اصول هفتگانه هلال احمر، انسانیت، بیغرضی، بیطرفی، خدمات داوطلبانه، تلاش در راه احترام به كرامت انسانها، تعیین زندگی و سلامت جامعه، برقراری صلح پایدار در میان ملتها و یاری رساندن به نیازمندان گام بردارد. علاوه بر اینها در صحنه حوادث و تصادفات یك امدادگر قبل از هر چیزی باید خونسردی خود را حفظ نماید. دارای قدرت بدنی و توان جسمانی بالایی باشد، سرعت عمل داشته و به اندازه كافی مهارت داشته باشد و توان مدیریتی در انجام كارهای امدادی را دارا باشد.اگر كسی از نزدیكانت دچار حادثه شود دستپاچه نمیشوی؟نه، پیش آمده كه مثلاً زمانی كه كسی با آب جوش بسوزد یا دست كسی بشكند یا استخوان در گلوی كسی گیر كند. حتی در مورد برادرزادهام این اتفاق افتاد كه بحمدالله به خیر گذشت. افراد آموزش دیده در چنین صحنههایی دستپاچه نمیشوند و با خونسردی اقدامات اولیه و كمكهای لازم را انجام میدهند تا مصدوم در صورت نیاز به بیمارستان منتقل شود.لحظهای كه جان یك انسان را نجات میدهید، چه حسی دارید؟بسیار خوشحال میشوم، چون خداوند در قرآن در سوره مائده آیه 32 میفرمایند هر كسی به نفسی حیات و زندگی ببخشد مثل آن است كه به همه مردم زندگی بخشیده است. ما هم زمانی كه جان یك مصدوم، یك فرد درمانده و نیازمند به كمك را نجات میدهیم، احساس لذتبخشی داریم كه با هیچ احساس دیگری قابل قیاس نیست. این بهترین لحظهای است كه انسان قلباً در خود احساس رضایتمندی میكند.و اگر نتوانید به مصدوم یا افراد حادثهدیده كمك كنید؟خداوند متعال در آیه 7 سوره طلاق میفرمایند: «لایُكَلِّفُ اللهُ نَفسًااِلّامآء اتئها» (خداوند هیچكس را جز به مقدار توانایی كه به او داده تكلیف نمیكند). ما امدادگران نیز به اندازه توان و قوای خود برای نجات حادثهدیدگان تلاش میكنیم و هرچه در توان داریم در طبق اخلاص نهاده و از هیچ كوششی دریغ نمیكنیم. ما تكلیف الهی را انجام میدهیم بقیه امور در دست خداوند است. همت از ما و یاری از سوی خداست.اگر بخواهیم برای نجات جان یك انسان معادل مالی تعریف كنیم، به نظر شما این میزان چقدر است؟باور ندارم یك امدادگر معادل مادی یا درآمد ریالی را برای نجات یك انسان در نظر بگیرد، چون امدادگران در عملیات امدادرسانی، همیشه ارزش معنوی را بالاتر از آخرینها و برآوردهای ریالی میدانند. در نظر گرفتن معادل مالی برای این كار از ارزش معنوی آن میكاهد و این هیچگاه مدنظر من و همكارانم نبوده و نیست. امدادگر فراتر از افكار مادی و مادیگری میاندیشد و در رضای كسی گام برمیدارد كه حاضر و ناظر بر همه چیز است.در ازای كمك به دیگران چه چیزی به دست میآورید؟آرامش روحی و معنوی، شادابی جسمی و روحی به دست میآورم، علاوه بر اینها ترویج فرهنگ كمك به همنوع در جامعه، تشویق دیگر جوانان به راه مقدس امدادگری نیز حاصل میشود. بسیاری از دوستانم از طریق من و آشنایی با این كار در جمعیت هلالاحمر داوطلبانه ثبتنام كردهاند و این خود بهترین هدیه برای این كار خداپسندانه است.چه عاملی باعث میشود جوانی خود را صرف خدمت به دیگران كنید؟ چرا وقت خود را صرف پول درآوردن نمیكنی؟انسانها برای خدمت به یكدیگر، شركت در غم و شادی و كمك به همنوع، آفریده شدند. من ایمان دارم كه روزی دست و پا و اندامهای بدن گواه بر اعمال ما خواهند بود. اصل زندگی اینجا نیست، این كار هم درآمد دارد، درآمدش اجر معنوی و پاداش اخروی است. البته كارهای دیگری هم در كنار امدادگری میكنم راننده آژانس هستم، دانشجو و دهیار روستای گرد كاشان (پنج كیلومتری شهرستان اشنویه) هستم.خیلیها از بچگی آرزوی داشتن شغل خاص را دارند. آیا شما هم از كودكی آرزو داشتید امدادگر شوید.در دوران كودكی آرزو داشتم دكتر بشوم. بنا به دلایلی نشد، كمبود امكانات و مشكلات مالی، اما خب كوتاهی از خودم بود آنطور كه باید درس نخواندم، ولی همین قدر كه امروز امدادگر هستم، خدا را شاكرم. امدادگری به پزشكی بسیار نزدیك است.آیا حاضرید امدادگری را با شغل دیگری عوض كنید؟نه، با هیچ شغلی عوض نمیكنم. همه ما انسانیم و به قول شاعر: «بنیآدم اعضای یكدیگرند» انسان هر شغلی كه داشته باشد میتواند یك امدادگر هم باشد و به همنوعش كمك كند. من آرزو دارم در هر خانواده ایرانی یك امدادگر وجود داشته باشد.و برنامه آتی شما در زندگی؟!اگر خدا كمك كند دوست دارم تا آخر حیاتم، امدادگری كنم. برنامه دیگری هم به دست آوردن یك شغل ثابت است. برای كار به هر جا كه میروم میگویند«نیرو لازم نداریم.» بزرگترین آرزویم این است كه در سازمان هلالاحمر جذب و استخدام شوم.آیا ازدواج كردهاید؟نه، مجردم.اگر همسرتان از شما بخواهد كه دیگر امدادگر نباشید، چطور؟نه، قبول نمیكنم. با كسی ازدواج میكنم كه شرایط كاری من را درك كند. من به هلالاحمر و امدادگری علاقه دارم. در آینده تلاش خواهم كرد كه همسرم نیز یك امدادگر بشود.تلخترین و شیرینترین خاطره شما در طول خدمت در سازمان؟سه سال پیش با آمبولانس هلالاحمر همراه كاروان اعزامی از حرم مطهر امام خمینی(ره) برمیگشتیم. در مسیر جاده ابهر- تاكستان تصادف بدی شد و مادر خانواده به شدت مصدوم شده بود بچههایش گریه میكردند. خونریزی شدید و شكستگی دست و پا داشت، هر طور بود مصدوم را به بیمارستان در ابهر رساندیم. صحنه بسیار بدی بود و درباره شیرینترین خاطره تكتك لحظات امدادگری كه كمك میكنیم و جان انسانی را نجات میدهیم، خودش شیرین است.و حرف آخر؟امثال امید درستكار در جامعه و كشور ما بسیار هستند. خیلی از آنها در رشتههای خاص تخصص دارند. خوب میشد اگر در جامعه ما، هر جوانی در حرفه متخصص خودش به كار گرفته شود، این بهتر جواب میدهد.من هم دوست دارم به جای اینكه راننده آژانس باشم، امدادگر باشم و با جان و دل خدمت كنم. دغدغهای از لحاظ شغل ثابت نداشته باشم. امیدوارم همچین روزی برای همه جوانان فرابرسد.