اصغر استاد حسن معمار
محمد علی گودینی شناختهتر از آن است که در موردش بتوان سختی گفت اما برگزیده شدن رمان «تالار پذیرایی پایتخت» وی در سومین دوره جشنواره ادبی جلال آلاحمد و نیز به عنوان کتاب سال دفاع مقدس، این بهانه را به ما داد که این بار با چند پرسش اساسی به سراغش برویم. آنچه در پی میآید، گفت و گویی دوستانه با این نویسنده معاصر کشورمان است.
برای شروع از رمان برگزیده «تالار پذیرایی پایتخت» بگویید.
رمان «تالار پذیرایی پایتخت» رمانی اجتماعی، انقلابی، اقتصادی و سیاسی است. این کار به واقع ناگفتههایی از چرایی روند شکلگیری و سرعتبخشی پیروزی انقلاب اسلامی ایران دارد. همچنین نشاندهنده تضادهای اجتماعی و به هم خوردن تعادل جامعه با اعلام اصول ششگانه به اصطلاح انقلاب سفید است. مسئلهای که در هیاهوی شعارها و برخی منم زدنهای بعد از پیروزی انقلاب، مسکوت مانده وجای خالی چنین آثاری در ادبیات ما محسوس بود.
حرف شما به این معنی است که به ادبیات انقلاب اسلامی توجه کافی نشده است؟
تها حساب توجه شدن نیست. همین حالا شما نگاه کنید چه تعداد رمان مطرح برضد انقلاب اسلامی نوشته شده، ببینید در چه تعداد از آثار منتشر شده کم یا زیاد به انقلاب و دستاوردهای آن و انقلابیون واقعی، جابه جا نیش و کنایه زده شده است، آن وقت متوجه میشود ادبیات انقلاب اسلامی تا چه اندازه بدون حامی و مظلومانه به حال خود رها شده است.
به عقیده من جای جشنواره ادبیات انقلاب اسلامی که امسال قرار است از طرف حوزه هنری سومین دورهاش برگزار شود، بسیار خالی بوده است.
به نظر شما جشنواره ادبی جلال آلاحمد میتواند به تکامل و روند رو به رشد ادبیات ما کمک کند؟
اول بگویم از عجایب، یکی آن است که سومین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد با سومین جشنواره انقلاب مصادف گشته است، اما به عقیده من شایستهترین نامی که میتواند برای چنین جشنوارهای برگزیده شود، همین نام جلال آلاحمد است، زیرا جلال براساس حس کنجکاوی یا مسائل دیگر، در طول عمر کوتاه خود به بیشتر احزاب و مکتبهای سیاسی و ادبی دوران خودش سرک کشیده است. آنچه موجب خوشنامی و ماندگاری یاد و نام جلال شده، شجاعت و غیرت و حس وطنپرستی اوست که در آثارش مشهود است. به عقیده من جلال ادبیات ما، مرد عاقبت بخیری بوده است انشاءالله. چنین جایزه و جشنوارهای میتواند، انگیزه بیشتری در ادبیات ما خلق نماید و به پیشرفت آن کمک قابل ملاحظهای بکند.
رمان «آتش سرد» شما نیز همزمان با «تالار پذیرایی پایتخت»، تقدیر ویژه سیزدهمین دوره جایزه کتاب سال دفاع مقدس شد، در این مورد هم توضیح بدهید.
برای من معنای تقدیر ویژه، نامفهوم است. همانطور که نمادگرایی در این اثر برای اکثریتی مهجور مانده است. با صراحت بگویم اگر این رمان واکاوی و نقد شده بود، مطالب زیادی از آن به دست میآمد و نتیجه جشنواره چیز دیگری بود. این رمان بیانگر خیلی از مسائل است. توصیه میکنم دردمندان حوزه ادبیات دفاع مقدس یک بار دیگر آن کتاب را با نگاه نقادانه مطالعه کنند. من ادعایی ندارم، اما زمانی که حدود شش سال قبل شروع به نوشتن آن رمان کردم، در ذهن خود هجومی گستاخانه و همهجانبه دخلی و خارجی را به ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس میدیدم که در متن کتاب آمده است، منتها زمان و چگونگی شکلگیریاش برایم نامفهوم بود؛ کاری که پنج سال پس از آن، در جریان فتنه سال 88 بدان گونه به وقوع پیوست که با اراده پروردگار و عنایت حضرت «صاحب الزمان (عج) و همت مردم حزبالله ناکام ماند.
به نظر شما ادبیات دفاع مقدس در چه وضعیتی قرار دارد؟
ادبیات دفاع مقدس در بستر خود، روال عادی شدهاش را ادامه میدهد. هر چند این روند، مطلوب نیست.
این کندی به چه علت است؟
علتهای زیادی دارد. اولین علتش این است که از ادبیات دفاع مقدس بیش از اینکه پیش رو است، انتظار میرود. باید پذیرفت، به رغم جرقههایی، ادبیات دفاع مقدس ما نتوانسته همشأن ایثار رزمندگان و شهیدان و جانبازان و آزادگان خودی بنمایاند. هر چند از نویسندگانی که با پیروزی انقلاب اسلامی به مردم مؤمن خود روی خوش نشان ندادهاند انتظار قلم زدن در این وادی بیهوده بوده و هست، اما برخی نامهربانیها هم موجب شده تا بعضی از نویسندگان متعهد از روند کنونی چندان دل خوشی نداشته باشند یا دستکم انتظارتشان برآورده نگردد.
برخی آثار شتابزده یا کارهای سفارشی کم ارزش، در ادبیات دفاع مقدس تأثیر سوء برجای گذاشتهاند.
در بحث حمایت از ادبیات دفاع مقدس سفارشنویسی را قبول ندارید؟
تا پشتوانه سفارشنویسی، تعهد نباشد، کار به جایگاه مطلوب خودش نخواهد رسید نه اینکه سفارشنویسان بیتعهد باشند، اما باید بحث حمایت روی تمامی نویسندگان این وادی سرشکن شود. گاه برخی نویسندگان به علت پذیرفتن سفارشهای زیادی و همزمان دارا بودن و پذیرش مسئولیتهای دیگر به خوبی از عهده کار سفارشنویس یا مدیریت آن برنمیآیند. در حالی که گروهی از مؤلفان متعهد دیگر، هیچ سفارش یا حمایت قابل توجهی دریافت نمیکنند، این موارد بخشهایی از علتهای آسیبپذیری ادبیات دفاع مقدس است، البته نظر من این است که شاید بخش عمدهای از نویسندگان که کوشش دارند اثری در ادبیات خلق کنند و اغلب موفق هم نیستند اما باز هم به آنها سفارش داده میشود، مطلوبتر است. اینگونه اشخاص تنها بروند به سمت و سوی ثبت و ضبط خاطرات رزمندگان تا بخواهند داستاننویس باشند. در این صورت بخشی از خاطرات رزمندگان هشت سال دفاع مقدس برای نسلهای بعد، ماندگار خواهد شد.
به عقیده شما نویسنده جبهه نرفته میتواند راجع به جنگ بنویسید؟
تجربه، تنها یکی از شرایط نوشتن است. اگر نویسندهای واقعاً نیت نوشتن در مورد دفاع مقدس را داشته باشد، جبهه هم که نرفته باشد، میتواند از حواشی بیشمار جنگ تحمیلی بنویسد، از شبهای بمباران و از موشکبارانهای شهرها. از حال و هوای عمومی مردم ایثارگر؛ همان مردم نجیبی که از خورد و خوراک محدود خانوادهشان کسر میگذاشتند تا رزمندگان در جبهه دفاع از شرف وطن و دین،دلگرم باشند و احساس تنهایی و غربت نکنند.
اگر تعهدی و نیتی برای نوشتن باشد، میتوان از این همه جانبازانی که در سطح شهرها و روستاها یادگاران جنگ تحمیلی هستند بنویسند. میتوانند از آن همه شور و اشتیاق و روحیه شگفت مردم در آن دوران به یاد ماندنی بنگارند. جبهه نبودن و ننوشتن از جبهه به آن بهانه، تنها شانه خالی کردن از بار مسئولیت است.
در حال حاضر نقد ادبیات پایداری را چگونه میبینید، حالا از نظر سبک نگارش یا دیگر ساختارهای داستانی؟
کلاً مشکل عمده ادبیات ما، کمبود منتقد ادبی است. در ادبیات پایداری، این امر بیشتر به چشم میآید. این یک ایراد اساسی است. اگر منتقد منصف و توانمند نباشد. ادبیات به رشد و بالندگی لازم نمیرسد. در کنار ادبیات دفاع مقدس لازم است از منتقدان صاحبنظر و آگاه و دارای سابقه نقد ادبی حمایت شود، نه اینکه در این مقوله هم سفارشی عمل شود. در انتخاب منتقدین عرصه دفاع مقدس حداقل سعی شود آنها چند شغله نباشند تا با فراغ بال، عمیقتر نکات مثبت و منفی آثار را بنمایانند.
بفرمایید جایگاه ادبیات فعلی ایران در کجاست؟
ادبیات ایران به ویژه پس از پایان جنگ تحمیلی از انحصار تعداد محدودی خارج شده است. در واقع انقلاب اسلامی به جوانان ما امکان اظهار وجود و عرض اندام بیشتری در عرصه ادب و هنر بخشید. اینک ادبیات ما با یک پوستاندازی مهم روبهرو شده است، ولی باید اذعان کرد، بخش عمدهای از این عرصه به سمت و سوی ادبیات زودبازده، معروف به بازاری سوق یافت و کمتر آثار قابل بحثی پدیدار شد، البته به نسبت چرا که از ملت با فرهنگی چون مردم ایران که خود دارای پیشینه فرهنگی غنی هستند، پیش از این انتظار است. از این رو، کمتر کسی است که از راه ادبیات فاخر خودی نشان دهد.
آیا به طور کلی داستاننویس حرفهای داریم؟
شاید برخی افراد پرکار، آن هم در عرصه کارهای معروف به بازاری که بیشتر سرگرم کننده است، زندگیشان از راه نوشتن تأمین شود، اما در عرصه آثار فاخر و ماندگار،شاید به تعداد انگشتان دو دست بتوان نویسنده حرفهای برشمرد.
نکتهای که در این کار دخیل است، آنکه ناشرانی که سرمایهگذار هستند، زمانی که اقبال به نویسندهای رو کند، نهایت استفاده را از قلم او میبرند و برای ادامه کار سودآور خود تا حدودی به آن نویسنده امتیازهایی میدهند، البته در کشورهای صاحب ادبیات این امر از قدیم هم مرسوم بوده است،ولی متأسفانه به جرأت میتوان گفت، نویسندگی شغل دوم و گاه سوم وچهار اکثریت قاطع نویسندگان ایرانی است!
به عنوان آخرین سؤال آینده نویسندگان جوان را چگونه میبینید؟
جمعیت کشورمان ایران عزیز، جوان است. بالطبع نویسندگان جوان بسیاری هم در حال قلم زدن هستند. آینده فرهنگی اکثریت این جوانها بستگی به برنامه مسئولان فرهنگی ما دارد، چنانچه این برنامهها فرمالیته و باری به هر جهت نباشد، روی اصول و با مطالعه باشد، بیگمان نویسندگان جوان آینده روشنی در پیش رو دارند، یعنی میشود با جشنوارهها و فراخوانها، استعدادها را شناخت و جذب و پرورش داد. قبل از آنکه آنها به خاطر چاپ یک داستان یا یک کتاب که آرزوی هر جوان نوقلم است، در مسیر نادرست و دام سیاهنویسان ضدفرهنگی و ضدمردمی بیفتند باید با حمایت بجا از جوان، آن عطش اولیهاش را با چاپ اثرش فرو نشاند و او را تشویق به خلق آثار بهتری نمود؛ کاری که همین حالا انجمن قلم ایران در دست دارد و قرار است با حمایت وزارت ارشاد 100 کتاب از 100 نویسنده که اولین اثرش باشد،چاپ کند.
شاید تا به حال نیمی از این تعهد خود را به انجام رسانده باشد. باید اینگونه حمایتهای تشویقی را گسترش داد. این نوع حمایتهای عملی برای جوانان مفید و مثمر ثمر است، حتی اگر 10 درصد از این جوانهای اولی، استعدادشان شکوفا شود، میتواند تأثیر بسیار مثبتی در آینده کل ادبیات ایران برجای بگذارد.