کد خبر: 430042
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۹
دکتررمضان شعبانی سارویی-در بررسی و گونه شناسی جریان فتنه در عصر رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری در دهه اول، نظام اسلامی شاهد ائتلاف جریان های ضد گفتمان جمهوری اسلامی شامل : طیف های ضد اسلامی، طیف های سکولار، طیف های التقاطی ،و طیف های شبه دینی در مواجهه با جریان انقلاب و گفتمان جمهوری اسلامی است.
گفتمان جمهوری اسلامی در دهه اول که بر اساس اندیشه های امام خمینی همچون روح کلی در کلیت نظام ساری و جاری است، توسط گروهها و طیف های مختلف جریان های وفادار به نظام تبیین و ترویج می گردد. اگر چه این گفتمان در عرصه سیاسی در دهه اول با ادبیات جناح چپ و راست طرح گردید، ولی هر دو جناح در عصر امام ، تابع اندیشه های امام بودند، و اگر در برخی مواضع دچار اشتباهات سیاسی می شدند با ارشادات و هدایت های امام راحل(ره)تابع گفتمان جمهوری اسلامی بودند.و هیچگاه شخصیت ها و جناح های این جریان، در صف رویارویی با چارچوب های انقلاب و نظام نبودند ، و یا با جریان های مقابل جریان انقلاب همراه نمی شدند.
برخی مواضع نادرست جریان موسوم به راست مذهبی در آن روز تذکر و تشر امام را بدنبال داشت و در نتیجه آنان با اقرار به برخی کاستی ها و ضعف ها ، مواضع و رفتار خود را اصلاح و خود را با امام ، انقلاب و نظام هماهنگ می نمود. از سوی دیگر در جناح موسوم به چپ مذهبی که داعیه دولتی کردن امور، حمایت از محرومین و تبعیت از ولایت فقیه را داشت، بعضاً با تذکرات خیرخواهانه و هوشیارانه امام مواجه می شد. برای نمونه اولین تخم فتنه با برداشت غلط جناح چپ از تبیین امام در طرح دو برداشت از اسلام ،( به نام اسلام پابرهنگان و مدافع محرومان یعنی اسلام ناب محمدی(ص) ، در مقابل اسلام سرمایه داری و امریکایی )، و تطبیق ناصواب آن به جناح مقابل ، و رئیس جمهور وقت را سمبل اسلام سرمایه داری معرفی کردن و در نتیجه جریان چپ خود را طرفدار اسلام مستضعفین و جناح مقابل خود را طرفدار اسلام امریکایی معرفی نمود و عملاً با تقسیم روحانیت به دو طیف جامعه روحانیت مبارز و انشعاب از آن و آغاز فعالیت با عنوان مجمع روحانیون مبارز ، اولین تخم فتنه در بین جریان های سیاسی خودی طراحی می گردد. اوج این فتنه در انتخابات مجلس سوم آشکار گردید که در تبلیغات سیاسی جناح چپ علیه جامعه مدرسین و جامعه روحانیت و رئیس جمهور وقت، اتهام اسلام سرمایه داری در رقابت های سیاسی به این چهره ها به اوج خود می رسد، که با این عمل علاوه بر زاویه پیدا کردن برخی از سران جناح چپ آن روز از رئیس جمهور وقت، مورد تذکر و هشدار جدی امام راحل واقع گردیده و قریب به این مضمون فرمودند: اگر طلاب جوان جذب جامعه مدرسین نشوند گرفتار اسلام آمریکایی خواهند شد.
در کنار گفتمان جمهوری اسلامی با دو نحله و جناح چپ و راست ، طیف های ضد اسلامی( شامل جریان های چپ مارکسیستی، همانند حزب توده ، چریک های فدایی خلق و ...) در صدد براندازی جمهوری اسلامی باهمکاری کشورهای کمونیستی بودند که دچار شکست فاحشی در ایران شدند. از سوی دیگر ،طیف های التقاطی ( شامل گروهکهایی چون مجاهدین (منافقین) خلق، فرقان و... ) علاوه بر منحرف نمودن برخی از جوانان جامعه، با عمیات های تروریستی کور مانند هفتم تیر و هشتم شهریوردر صدد سقوط نظام بودند که با ایستادگی امام و امت ناکام ماندند. طیف های شبه دینی و متحجر( شامل: فرقه های انجمن حجتیه، وهابیت، بهائیت، و...) با بلوا ، آشوب و توطئه آفرینی نیز، در صدد تضیف نظام بودند. همچنین طیف های سکولار، در مواجهه با جریان انقلاب و جمهوری اسلامی، علاوه بر مخالفت با بهره گیری از اسلام در عرصه های حکومتی، به معارضه با حاکمیت دینی و اصل مترقی ولایت فقیه پرداختند. در ائتلاف این طیف، گروهها و نحله های مختلفی شامل حلقه کیان، (جریان سروش)، حلقه جمهوری خواهی و... قابل ردیابی است.
در تحلیل جریان شناسی فتنه دردهه دوم انقلاب تا بحال، را به سه مقطع مهم دسته بندی می شود که عبارتند از:1- جریان شناسی فتنه در دوره کارگزاران سازندگی
مقطع سال های 68 تا 76، دوران حاکمیت کارگزاران سازندگی و فاصله گیری سران این حزب سیاسی از مدیریت فقهی امام و رهبری و توجه به رویکرد شبه علمی و سکولار از سوی جریان قدرت طلب و تکنوکرات است. فاصله گیری جریان مدعی چپ دیروز از مواضع آشکار امام (ره)و گفتمان جمهوری اسلامی از یک سو و زمینه سازی مدعیان کارگزارن سازندگی، برای میدان دادن به نحله های مشروطه خواهی(با محوریت حلقه سلام )و نحله جمهوری خواهی(حلقه کیان و ایران فردا) و دیگر نحله های سیاسی( همچون سلطنت‌طلب‌ها، باند مهدی هاشمی و گروهک‌های التقاطی)، در جریان فتنه فرهنگی و بستر سازی برای نفوذ لیبرالیسم فرهنگی، از سوی دیگر، دور جدید فعالیتهای پنهان و برنامه ریزی شده برای یارگیری و ائتلاف های فرهنگی و سیاسی است.
مهمترین پیامدهای این دوره توجه به رویکرد تعدیل اقتصادی و توسعه خطی منهای عدالت، بر اساس مدل های کپی برداری شده از اقتصاد بازار آزاد و دستوالعمل های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در عرصه مدیریت اقتصادی، اعمال سیاست تنش زدایی و فاصله گیری از آرمان های بلند امام در عرصه های سیاست خارجی و رخنه و نفوذ ناهلان و نامحرمان در حوزه فرهنگی کشوراز دیگر پیامدهای این دوره است.
در یک جمله باید گفت مجموعه سلام، مجموعه وزارت ارشاد، مجموعه مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، مجموعه کیان (و نشریات تابعه) حلقه «عصر ما»، حلقه «همشهری» و مجموعه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و…، در این دوره مهمترین کارکرد اساسی آنها، دو نکته اساسی 1ـ رجعت به گذشته (نوعی لیبرالیزم با ظاهری مذهبی) 2ـ زیر سؤال بردن مبناهای دینی با بهانه نگاه نو به نیازهای نسل جدید و لزوم تکاپویی‌های کارشناسانه و خروج از قالب‌های رسمی و گفتمان جمهوری اسلامی بود.2- جریان شناسی فتنه در دوره مدعیان اصلاح طلبی
سال های 76 تا 84 ، دوران حاکمیت جریان دوم خرداد یا اصلاح طلبی و در حقیقت گفتمان توسعه سیاسی بر کشور است. بستر سازی دوران سازندگی، غفلت برخی خواص و فرهیختگان خودی، مواضع و عملکرد اشتباه برخی از تشکل های حزب الله در این دوران، و راهبرد های جدید دشمن و... زمینه همگرایی و ائتلاف جریان های ضد گفتمان جمهوری اسلامی را فراهم نمود.
از مهمترین عملکرد و مواضع این ائتلاف در این مقطع عبارتند از: توسعه مراودات فرهنگی با کشورهای غربی ، سفر به کشورهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس و اخذ تماس با دهها مرکز به ظاهر مطالعاتی و در واقع مراکز جاسوسی نظیر: موسسه آلبرت انیشتین، موسسه ملی دموکراتیک در امور بین الملل، بنیاد ملی دموکراسی، بنیاد جامعه باز، مرکز سابان، موسسه آمریکن اینترپرایز، بنیاد دفاع از دموکراسی و...، و ملاقات با عناصر اصلی عملیات جنگ نرم نظیر: جین شارپ، مایکل لدین، مایکل روئین، ریچارد پرل و...، ایجاد کارگاه توسعه سیاسی در وزارت کشورو طراحی و عملیاتی کردن تغییر حکومت از درون توسط عناصری چون بشیریه، حجاریان، اکبر گنجی و حامیان پشت صحنه دولت اصلاحات، حمایت از جریان های سیاسی اصلاح طلب همانند حزب مشارکت، دفتر تحکیم وحدت به عنوان بستر سازان سیاسی سکولاریسم، توسعه حلقه های متعدد فرهنگی، رسانه ای و گسترش روزنامه های زنجیره ای به عنوان پایگاه دشمن در هجوم هماهنگ به دین، انقلاب ، امام و ارزش های دینی و انقلابی، و نیز نقش موسسات فرهنگی چون همشهری با حضور ده ساله کرباسچی در شهرداری و مهندسی تغییر ذائقه مردم، به عنوان بستر سازان فرهنگی سکولاریسم، تلاش برای تسخیر مجلس شورای اسلامی و پیگیری و انجام پروژه هایی چون طرح های دو قلو، تحصن در مجلس ششم و...، توسعه نفوذ در مراکز پژوهشی نظام از جمله: ریاست جمهوری، مجلس ، مجمع تشخیص و تئوریزه کردن و عملیاتی نمودن مبانی فکری نئولیبرالیزم غربی و دهها اقدام دیگراز عملکرد جریان ضد گفتمان جمهوری اسلامی است.
پیامد اقدامات جریان های مخالف گفتمان جمهوری اسلامی در یک دهه از سال 68 تا 78 ، فتنه 18 تیر سال 78 بود. که مهمترین هدف دشمن در این فتنه ، دگرگونی در ساختار نظام جمهوری اسلامی است. به تعبیر مقام معظم رهبری: " در مدت ده سال ، دشمن به خیال خام خود با یک جرقه میتواند قشرهایی از مردم را بر ضد انقلاب بشوراند." در حقیقت فتنه 18 تیر سال 78 اولین ائتلاف جریان مخالف گفتمان جمهوری اسلامی از حلقه کیان ، تا حلقه ایران فردا، از حلقه سلام تا ملی مذهبی ها، از جریان قدرت طلب تا جریان تجدید نظر طلب، از جریان های بی هویت تا جریان های ضد انقلاب داخلی و خارجی است.
نکته دیگر اینکه در حقیقت جریان های چپ دیروز و اصلاح طلب امروز اعتراف نمودند که این مقطع ، دوران پوست اندازی ، دگردیسی و تجدید نظر طلبی در عرصه اندیشه و افکار، مواضع و رفتار، و اقدام و عمل آنها بوده است. 3- جریان شناسی فتنه در دوره اصولگرایان
از پیامدهای فتنه 18 تیر، وفاق اصولگرایان و حضور نسبتاً ائتلاف گونه آنان در رقابت های سیاسی انتخاباتی از سال 81 و گرایش و اقبال مردم به آنها بوده است. در این مقطع تغییر موضع جریان دوم خرداد در چند مسئله به شکل عمیق اتفاق افتاد: تغییر موضع جناح چپ ازگرایشات سوسیالیستی به لیبرالیستی( اعلام موضع رسمی تئوری پردازان اصلاحات(بشیریه، حجاریان، گنجی و...) مبنی بر اینکه شرط رسیدن به توسعه سیاسی، تحقق یک جامعه مدرن است و تحقق یک جامعه مدرن نیازمند وجود مردم سالاری است و تحقق مردم سالاری مستلزم پذیرش سکولاریسم است.)؛ سناریوی خروج از حاکمیت یا خروج بر حاکمیت و طرح حاکمیت دو گانه(در این راستا، جریان دوم خرداد سه زمینه اختلافات قومی، اختلافات مذهبی و تفاوت در گرایشات سنت و مدرنیسم را به منظور ایجاد اختلاف در جامعه و نیز ایستادگی در برابر نظام با عملیات تحصن در مجلس ششم مدنظر قرار داد)؛ همکاری با غرب علیه جمهوری اسلامی ایران را یک اقدام متعارف جلوه دادن و طرفداری از نظام جمهوری اسلامی ایران را مردود نشان دادن(در چنین محمل مهلکی است که امروزه به راحتی افراطی ترین دیدگاه های رادیکال علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از زبان آقای خاتمی، موسوی، کروبی، موسوی خوئینی‌ها وامثالهم مطرح می‌شود.همانطور که حضرت امام (ره)در ارتباط با غائله منتظری فرموده بودندکه "دشمن سعی دارد حرف خود را از زبان شخصیت های موجه نظام جمهوری اسلامی ایران ادا کند")؛ ائتلاف طیفی غیرهم سنخ از احزاب و جریان های مختلف اعم از راست مدرن، چپ سنتی، چپ مدرن و روشنفکران سکولار در یک جبهه متحد علیه جریان اصولگرایی از تغییر مواضع آشکارشخصیت های با سابقه همراهی با نظام است؛ موضع گیری بخشی از جریان‌ها و چهره های سیاسی با سابقه در ماجرای پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، علیه مواضع رسمی حاکمیت که از طریق مقام معظم رهبری، نهادهای قانونی مانند شورای نگهبان و دولت اعلام می‌شد، و البته این رفتار آنان، هم زمان مورد استقبال آمریکا و غرب قرار گرفت و مورد شگفتی طرفداران نظام شد.
انتخابات 88 ،صحنه شکل گیری و مصاف تمام عیار دو جبهه اساسی بود. از یک سو "جبهه فتنه" با دو طیف ائتلافی ازحامیان خارجی جریان فتنه سبز که شامل: دولت های استکباری و مخالف جمهوری اسلامی مثل آمریکا ، انگلیس ، اسرائیل و برخی دولتهای دیگر، رسانه های استکباری چون فیس بوک، توئیتر و دهها شبکه با اهداف انقلاب توئیتری؟ ، و نیز تمامی جریان های اپوزیسیونی و ضدانقلاب در خارج از کشور از سلطنت طلبان تا منافقین و امثالهم بوده است.
در کنار طیف گسترده خارجی جریان فتنه ، طیف ائتلاف داخلی فتنه متشکل ازگروه های مدعی اصلاح طلبی شامل تشکل هایی چون مشارکت، مجاهدین ، دفتر تحکیم و ... به عنوان حلقه اول فتنه ؛و گروه های قدرت طلب مانند کارگزاران سازندگی، بقایای باند مهدی هاشمی،به حلقه دوم فتنه ؛ و گروهها و فرقه های مخالف جمهوری اسلامی چون گروههای تروریستی وهابی و عوامل بهائیت و ستون پنجم دشمن تا گروههای منحرف زیر زمینی و فرقه های شیطان پرستی و امثالهم ؛ و نیزگروههای لمپن و اراذل و اوباش ؛ تا سران و رهبران منحرف فتنه ؛ و انقلابیون خسته و بریده از نظام و انقلاب؛ و نیز خواص مردود و بی بصیرت که با سکوت خود میدان داری و ترکتازی را برای جریان فتنه دامن زدند، همگی از حلقات و لایه های بعدی جریان فتنه 88 بوده است.
"جبهه فتنه" سالها پس از طراحی ها ، با بهره گیری از تجربیات کودتای های مخملی در جهان ، در صدد بودند با پیاده سازی دستورالعمل های مربوطه از جمله: شایعه تقلب ، کشته سازی ، عبور از قانون و آشوب های خیابانی، زیر سوال بردن جمهوریت و اسلامیت نظام، طراحی شعارهایی چون: احمدی نژاد بهانه است، نظام نشانه است، مرگ بر اصل... ، نه غزه نه لبنان و نیز با راه اندازی جنبش اجتماعی، جمهوری ایرانی و سکولار را درایران عملیاتی نمایند.
از سوی دیگر "جبهه انقلاب " با تمام وجود با رصد کردن جریان فتنه و مدیریت صحیح نحوه مواجهه با فتنه ، توانست سناریوی از پیش بینی شده طراحی دشمن را پس از 20 سال، به شکست منتهی سازد.در این جبهه رهبر بصیر و نهادهای بصیرت آفرین ؛ جریان اصولگرایی و تشکل های انقلابی ؛ توده های با بصیرت و مومن جامعه با ایستادگی در مقابل جبهه فتنه و با خلق "حماسه نهم دی" جبهه فتنه را مایوس و ناکام نمود.
به نظر می رسد آرایش جدید جریان سیاسی در ایران با تاثیر پذیری از تحولات پس از انتخابات88، به سمت شکل گیری شفاف دو جریان جدید با طیف های نوین باشد. از یک سو در "جبهه انقلاب" ، همه وفاداران به گفتمان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که شاخص راه آنان "امام و رهبری" است؛ از تشکل های گوناگون اصولگرایی تا برخی از وفاداران به آرمان های امام و رهبری درجبهه مقابل، به همراه اقیانوس امت وفادار انقلاب ایران، در جبهه ای متحد از انقلاب اسلامی پاسداری می کنند.از سوی دیگر همه جریان ها و گروههای معارض با نظام با نام ها و عناوین مختلف ، در داخل و خارج در صددند با بهانه های مختلف ، ائتلاف عنکبوتی خود را تداوم بخشند.
آنچه سرمایه عدم لغزش در مواجهه با فتنه و فتنه گران است ، داشتن شاخص ها و طراز های راه است، آنچه همه خواص وفادار و امت پا در رکاب انقلاب را در چهار دهه گذشته مصونیت سازی نموده است، "راه امام و کلام بی بدیل رهبری" است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار