کد خبر: 429934
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۸۹ - ۰۶:۳۵
جرم اسیدپاشی در كتب حقوقی مهجور مانده است
هنوز از حادثه میدان کاج چیزی نگذشته بود که اخباری حاکی از سوختن مادر و سه دختر با اسید توسط عروس سنگدل تیتر جراید شد، این ماجرا که دل هر شنونده‌ای را به لرزه می‌‌انداخت چند روز بعد باز تکرار شد «پدری با قساوت کامل با اسید به آینده همسر، دو فرزند و مادر زنش مهر تباهی زد» این خبر هم منتشر شد تا این نکته را متذکر شود که انتقامجویی در ابعادی جدید رخ نمایی می‌‌کند.با نگاهی به آمار و اخبار دو ماه گذشته در زمینه اسیدپاشی می‌‌توان به این نتیجه رسید که این حرکت همتراز با قتل نفس با روندی رو به رشد مواجه شده و ما همچنان شاهد بروز چنین ناهنجاری‌هایی در اجتماع هستیم؛ ناهنجاری‌هایی که برآمده از انتقامجویی‌های شخصی و احساساتی زودگذر یا یک کینه قدیمی است.
منفورترین جنایتاسیدپاشی یکی از منفورترین اقداماتی است که هر فردی می‌‌تواند نسبت به آن مبادرت ورزد و طی آن به شدت انزجار عمومی را با این حرکت به همراه آورد. این روش جنایت از آنجایی که برآمده از پریشانی‌های درونی است و فرد خاطی ضربه سنگینی را نه تنها بر تن فرد مقابلش بلکه بر پیکره جامعه وارد می‌‌نماید نیازمند نگاهی ویژه با رویکردی قهرآمیز است و فرد خاطی باید با روش‌های خاص قضائی مورد محاکمه قرار گیرد تا از این طریق این فساد که به تدریج ریشه‌های خود را در بستر اجتماعی پهن تر می‌‌کند بیش از این مجال رشد پیدا نکند.آنجایی که این جنایت صدمات جدی و جبران ناپذیری به قربانی وارد می‌‌‌نماید با خود کنش‌های متفاوت اجتماعی را به همراه دارد که برای ریشه یابی آن لزوم بررسی انگیزه مرتکب جرم بسیار ملموس می‌‌باشد . اسید پاشی که معمولاً روی صورت قربانیان انجام می‌‌‌گیرد ، عموماً به انگیزه تباه ساختن آینده و گوشه‌نشین کردن دائمی قربانی انجام می‌‌‌گیرد که متاسفانه در عمل نیز چنین شده و قربانی تا مدت های طولانی و حتی تا پایان عمر از بند لطمات جسمانی و روانی این جرم خلاصی نخواهد یافت . در پدیده اسید پاشی توجه به این مهم ضروری است که مجرمان اسیدپاش از پاشیدن اسید به چهره فرد برای تخریب زندگی وی احساس آرامش و بعضا لذت می‌‌‌كنند. عده دیگری با اسید به دنبال لطف به قربانی خود هستند چرا که این افراد فكر می‌‌‌كنند كشتن گناه دارد و فرد را نمی‌كشند، اما با پاشیدن اسید به او درس عبرت می‌‌‌دهند. عده‌‌ای هم استفاده از اسید را نسبت به آلات جرم دیگر، راحت‌تر دانسته و به سمتش می‌‌روند. محرومیت مساوی با تهاجمبرخی کارشناسان بر این باورند كه افزایش آمار جرایم خشن ناشی ازفقر فرهنگی، مادی و فقدان شادی در بخش‌های مختلف جامعه است در حالی که جامعه باید مملو از آرامش روحی و شادی باشد و مردم خشونت‌های خود را در لبخندهای دیگران غرق شده ببینند.در همین رابطه دکتر عمان الله قرایی مقدم در گفت‌وگو با «جوان» می‌‌گوید : «اسید پاشی امروز به عنوان یک آنمی و یک بیماری اجتماعی در جامعه رخ نمایی می‌‌کند. این آنمی حاصل فرو ریختن ارزش ها، سردرگمی و کمرنگ شدن اخلاقیات و معنویات است».این جامعه شناس در ادامه با اشاره به اینکه محرومیت یکی از عوامل اصلی ایجاد پدیده منحوس اسیدپاشی است بیان می‌‌دارد: «محرومیت‌های اقتصادی و خانوادگی و فشارهای ناشی از نظام اجتماعی از عواملی به حساب می‌‌آیند تا فرد بخواهد این فشارها و محرومیت ها را به جامعه و دیگران بازگرداند. لذا می‌‌توان اسید‌پاشی را به عنوان یک پدیده صرف اجتماعی معرفی نمود که از کنش‌های متقابل اجتماع و فرد حاصل شده». وی به مشکلات پیش روی افرادی که قربانی اسیدپاشی شده‌اند نیز اشاره کرده و ادامه می‌‌دهد: «نهایت ظلم به کسانی که مورد اسید پاشی قرار گرفته‌اند، صورت می‌‌گیرد چرا که از طریق آن یک نیروی مولد و یک هویت انسانی پایمال می‌‌شود. با وجود چنین شرایطی این فرد نیز به جرگه افرادی وارد می‌‌شود که دید منفی به جامعه پیدا کرده‌اند و به نوعی حس انتقام‌جویی از محیط پیرامون را در درون خود پرورش می‌‌دهد. این تفکر می‌‌تواند به اپیدمی شدن این معضل در جامعه کمک کند و حس انتقام‌جویی را در لایه‌های جامعه تزریق نماید». این کارشناس مسائل اجتماعی در ادامه اظهار می‌‌دارد: «اگر بخواهیم به طور جامع به پدیده اسیدپاشی و دیگر معضلات فراروی اجتماع نظاره داشته باشیم به این نکته خواهیم رسید که کمرنگ بودن شادی بخشی از این معضل را به وجود آورده است. هم اکنون اخبار ما پر از خشونت است، سینما و تلویزیون پرخاشگری را با انواع فیلم ها در جامعه نهادینه می‌‌کنند و در و دیوار شهر رنگی از محبت به خود ندارد در حالی که در حدود چند دهه پیش همه ما با داشته‌های معنوی و سیمای نورانی در کنار یکدیگر زندگی می‌‌کردیم و چنین جرائمی که از ذات انسانی فاصله بسیار دارد را حتی در ذهن هم مرور نمی‌کردیم». در حالی که قرایی مقدم تاکید ویژه‌ای بر عدم وجود شادی در جامعه دارد، قاضی محمد سلطان همت یار در گفت‌وگو با «جوان» با اعلام اینکه باید دلایل فقدان شادی در جامعه را بی پرده بیان کرد و به خود سانسوری نیفتاد اظهار می‌‌دارد: «یکی از مشکلات ما این است که اگر می‌‌گوییم شادی در جامعه وجود ندارد ابعاد مختلف آن را بررسی نمی‌کنیم و به سطحی نگری اکتفا می‌‌کنیم. اگر روزی بیکاری در جامعه وجود نداشته باشد، جنایت در جامعه صورت نگیرد، وقتی معضل ازدواج جوانان برطرف شود و به معنای واقعی عدالت در جامعه ریشه پیدا کند ما می‌‌توانیم این توقع را داشته باشیم که جامعه شاد شده و جرائمی که معلول این نقایص و کمبودها هستند از بین رفته باشد». در حالی که حلقه‌های استرس زا در اجتماع در کنار یکدیگر قرار می‌‌گیرند تا رنگ خشونت در جامعه پر رنگ‌تر شود ما هر روز شاهد اخبار تکان دهنده‌ای از خشونت‌های مختلف از جمله اسیدپاشی هستیم که زاییده بیکاری، فقر ، شکاف طبقاتی و بالا رفتن سن و عدم امکان ازدواج است. هم اکنون جامعه نیازمند نشاط اجتماعی است و باید برای این مهم اقدامی عاجل را در دستور کار قرار داد تا در یک پروسه زمانی مشخص بتوان جنایت را که در پس دیوارهای دود گرفته شهر کمین کرده و در حال ریشه دواندن است مهار نمود و چهره کریه جرم را از زیبایی ها دور نگه داشت.تصمیم‌گیری از روی احساس، مانع اجرای عدالت با وقوع هر جرم باید عقل و عدالت را مورد توجه قرار داد و متناسب با جرم صورت گرفته برای فرد مجرم حکم صادر کرد. قاضی محمد سلطان همت یار با بیان مطلب فوق می‌‌افزاید: «در دسته‌بندی جرائم، جرائمی همچون اعمالی که در باب حق‌الناس، حق‌الله و جرائم مستوجب حد باشند در متن قانون تعریف شده است که اسیدپاشی در باب حق الناس است. بر اساس قانون اگر شدت جراحات به حدی باشد که فرد قربانی جان خود را از دست بدهد بر اساس حکم قاضی، مجرم به قصاص نفس محکوم می‌‌گردد. اگر ضرر جسمی باشد و طی آن نقص عضو ایجاد شده باشد ( مثل کور شدن چشم ) در صورتی که قصاص موجب صراط (‌در صورتی که قصاص بیشتر از جرم صورت گرفته صورت نگیرد) نشود بر اساس تشخیص کارشناس قصاص روی فرد جانی انجام خواهد گرفت. اما در این میان دیه و جزای نقدی نیز در نظر گرفته شده که حبسی از 2 تا 10 سال را در بر می‌‌گیرد».برخی از کارشناسان بر این باورند که در کتب و مقالات حقوقی و همچنین در متن قانون مجازات جرم اسیدپاش مهجور مانده و کمتر مورد تحلیل حقوقدانان قرار گرفته است و قوانین برابر جرم صورت گرفته نمی‌باشد اما همت یار اعتقادی دیگر دارد و می‌‌گوید: « ما به دنبال مساوات هستیم. عدالت آنجایی حکم می‌‌کند که شارع مقدس و قانونگذار ورود پیدا کرده و ما نمی‌توانیم کاسه‌ای داغ‌تر از آش شویم».این قاضی دادگستری ادامه می‌‌دهد: «اگر نگاهی جامع به قوانین داشته باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که قانون ما بسیار محکم در برابر این گونه جرائم قامت راست کرده و مجرم با انواع تهدیدها رو‌به‌رو است. بر اساس قانون و نظر کارشناس علاوه بر حبس که از دو سال تا 10 سال را شامل می‌‌شود فرد اسید پاش محکوم به پرداخت دیه ارش زیبایی می‌‌شود که طبق آن بالاترین رقم ها برای آن در نظر گرفته شده است. طبق قانون 19 مجازات اسلامی اگر اقدام فرد نظم و امنیت عمومی را بر هم زده و تبعات منفی عملکردش بیم را در جامعه نهادینه کند علاوه بر تعزیر، مجازات‌های تکمیلی همچون نفی بلد و تبعید در انتظار اوست و همچنین فرد در زندگی بعد از اجرای حکمش از بسیاری از حقوق اجتماعی محروم خواهد شد».ضرورتی که نادیده گرفته می‌‌شوددر حالی که مجازات‌های اعلام شده برای مجرم از سوی قاضی همت‌یار جوابگوی بخشی از قساوتی است که بر قربانی روا داشته شده اما یقینا زندگی برای فردی که با اسید وجود و زندگی‌اش سوخته است و زندگی‌اش به رنگ سوختگی نزدیک شده دیگر معنایی از حیات نخواهد داشت و فرد تا پایان عمر با انواع دردها و مشکلات دست و پنجه نرم خواهد کرد و نمی‌تواند هیچگاه روند عادی زندگی خود را بار دیگر به تجربه بنشیند. همت یار این نظر را احساسی قضاوت کردن می‌‌داند و معتقد است که در این صورت نمی‌توان به معنای واقعی عدالت را به اجرا رساند اما در این میان محمد‌ مصطفایی وكیل پایه یك دادگستری نظر دیگری دارد. وی در یادداشت خود آورده است که درباره قصاص در جراحت ‌های وارده به اشخاص، بسیاری از قضات احتیاط و از اعمال قصاص خودداری می‌‌‌‌كنند. به همین جهت است كه می‌‌‌‌بینیم اخبار اعمال قصاص بسیار نادر است یا وجود ندارد به عبارت دیگر، قانون در این ‌گونه موارد متروك مانده است و در صورت انتفای اعمال قصاص، برای جبران زیان وارده به مجنی علیه حكم به پرداخت دیه صادر می‌‌‌شود؛ دیه نیز مالی است كه به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه پرداخت می‌‌‌‌شود. در مجموع اگر بخواهیم قوانین كشورمان را در این مورد مرور كنیم، خواهیم دید كه خلأهای بسیاری وجود دارد و مجازات‌ های در نظر گرفته شده با آنچه انجام می‌‌‌‌شود، متناسب نیست و باید مجازات‌ های درنظر گرفته شده، تشدید شود، ولی متاسفانه می‌‌‌‌بینیم كه با افزایش بی رویه اسیدپاشی، باز همان مجازات ‌ها اعمال می‌‌‌‌شود و هنوز با وجود نقص در قانون نسبت به اسیدپاشی، در خصوص تشدید مجازات این جرم كه یكی از ضرورت ها و نیاز اجتماع است، تصمیمی اتخاذ نشده است.افزایش چشمگیر اسیدپاشیبر اساس اخبار رسیده آمار پدیده اسیدپاشی در حال افزایش است. این آمار می‌‌تواند زنگ خطر برای جامعه‌ای باشد که در آن معنویات حرف اول را می‌‌زند و ارتباطات اجتماعی بر اساس آن شکل می‌‌گیرد. اگر نگاهی به همنوع دوستی ایرانیان داشته باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که مردمان این خطه به معنای واقعی مثل «بنی آدم اعضای یکدیگرند» را تعبیر نموده‌اند، حال چه شده یا چه پیشامدی در راه است که این نوع فجایع دلخراش در جامعه به وقوع می‌‌پیوندد و احساسات را جریحه دار می‌‌کند، هر چند این اتفاقات از زمان تیتر شدن تا پس اخبار دیگر نهان ماندن زمان زیادی را طی نمی‌کند، اما فراموش نکنیم که اسید نه تنها صورت و زندگی قربانی خود را بلکه روح و دل جامعه را می‌‌سوزاند. زخمی که به جرئت می‌‌توان گفت مرهمی ندارد ...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار