کد خبر: 429860
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۰

رسیدگی به این پرونده هولناک از ظهر روز دوم تیرماه سال 84 در دستور کار مأموران کلانتری 190 مجیدیه قرار گرفت. رهگذران در خیابان گلستان با شنیدن فریادهای دلخراش پسر جوانی-داوود22ساله- که مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود، مأموران پلیس را از ماجرا باخبر کردند. زمانی که مأموران به محل حادثه رسیدند داوود که به شدت در آتش اسید می‌سوخت به بیمارستان منتقل شد و مرد اسیدپاش تسلیم پلیس شد. مأموران در بازرسی از عامل جنایت یک چاقو به همراه بطری آغشته به اسید کشف کردند.
برابر اوراق پرونده کارآگاهان در بازجویی از مرد اسیدپاش به تناقض‌گویی‌های او درباره انگیزه جنایت پی بردند.
«حمید» - 20 ساله - ابتدا در بازجویی‌ها انگیزه خود را انتقام‌جویی به خاطر تحقیر اعلام کرد و گفت: «در دوران دبیرستان از سوی یک نفر از همشاگردی‌هایم مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. با گذشت مدتی از آن محل رفتیم اما همواره خاطره آن دوران مرا آزار می‌داد تا اینکه این فکر شیطانی به ذهنم رسید، بنابراین مقداری اسید تهیه کردم و به محل سابق زندگی‌مان بازگشتم. در محل‌هایی که تصور می‌کردم دوستان سابقم تردد می‌کنند کمین کردم و منتظر فرصت مناسب ماندم. با دیدن یکی از همکلاس‌های سابقم او را تعقیب کردم و به صورتش اسید پاشیدم.
داوود بعد از گذشت دو ماه از ماجرا در حالی که بر اثر شدت صدمات قادر به حرف زدن نبود، در شکایت مکتوبی برای بازپرس دادسرای امور جنایی تهران نوشت: حال که مطمئنم او مرا اشتباه گرفته است، بنابراین تقاضای اشد مجازات و قصاصش را دارم. بدین‌ترتیب متهم وقتی بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت، نزد بازپرس ادعا کرد به خاطر اختلاف حساب قدیمی، اسیدپاشی کرده است، اما تحقیقات جنایی حاکی از آن بود که شاکی و متهم در گذشته هیچ رابطه‌ای با هم نداشته‌اند، بنابراین پس از اعلام نظریه کمیسیون پزشکی قانونی در‌مورد میزان صدمات شاکی، بازپرس پرونده را با صدور قرار مجرمیت به دادگاه کیفری استان تهران فرستاد. در نخستین جلسه رسیدگی که 18 آذر سال گذشته در شعبه 71 برگزارشد، ابتدا نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست، خواستار اشد مجازات قانونی برای متهم شد. شاکی نیز خواستار قصاص عضو متهم شد و گفت: نمی‌دانم برای چه قربانی این جنایت شده‌ام، ضمن اینکه شرط رضایتم بیان حقیقت است و بس! می‌گویند او گفته مرا اشتباه گرفته، اما خودش تناقض‌گویی‌های زیادی دارد و نمی‌دانم به کدامین گناه قربانی این ماجرا شده‌ام. او درباره روز حادثه گفت: در مسیر رفتن به کارگاه خیاطی پدرم ناگهان پسر جوانی به طرفم حمله و با پاشیدن اسید، زندگی‌ام را تباه کرد.
چشم چپم به‌طور کامل تخلیه شده و بینایی 80 درصدی چشم راستم نیز از بین رفته است. لاله گوش راستم کاملاً سوخته و 90 درصد ابروها و 36 درصد بدنم هم از بین رفته و قابل ترمیم نیست، ضمن آنکه ارش روانی این عارضه نیز 30 درصد دیه کامل انسان است. با وجود آنکه دیه‌ام معادل 5/5 برابر دیه کامل انسان است، حاضر بودم در برابر دریافت هزینه‌های درمانی‌ام اعلام گذشت کنم، اما خانواده‌اش فکر می‌کنند حادثه کوچکی برایم رخ داده است.
در ادامه دادگاه،متهم گفت: من او را با یکی از دوستانم که مرا در کلاس حلق‌آویز کرده بود اشتباه گرفتم و از این بابت پشیمان هستم.
با دریافت آخرین دفاعیات متهم، قاضی «نور الله عزیزمحمدی» و دو قاضی مستشار - واعظی و سری - وارد شور شده و به اتفاق آرا «حمید» را به قصاص چشم چپ و لاله گوش راست و پرداخت دیه محکوم کردند، ضمن آنکه با دستور رئیس دادگاه، متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. پرونده متهم به دیوان عالی کشور فرستاده شد اما دیوان پرونده را برای رفع برخی ایرادات به شعبه 71 ارجاع داد.
روز گذشته آخرین جلسه محاکمه در شعبه 71 برگزار شد. وکیل شاکی در ابتدای جلسه گفت: ‌من از دادگاه تقاضای قصاص دارم چرا که داوود در این چند سال با دشواری‌های بسیاری مواجه است. اگر متهم قصاص شود دیگران به خود اجازه نخواهند داد به جای مراجعه به قانون دست به این اعمال هولناک بزنند.
قاضی عزیزمحمدی در ادامه متهم را به جایگاه فراخوند. او گفت: من حاضرم با پرداخت 200 میلیون تومان رضایت شاکی را جلب کنم.
داود گفت: اما من حاضر نیستم بر سر زندگی‌ام معامله کنم. این دلیل نمی‌شود کسی که از خانواده مرفهی است به خود اجازه دهد به صورت دیگران اسید بپاشد و خیالش راحت باشد که با پول می‌تواند زندگی دیگران را معامله کند. من خواستار عدالت هستم.
متهم گفت: من هم در زندان شرایط دشواری را سپری می‌کنم.
شاکی گفت: آخرین باری که شما را دیدم خیلی از این لاغرتر بودی در حالی که اکنون سرحال‌تر شده‌اید. گویا در زندان هم به شما خوش می‌گذرد.
پس از شنیدن اظهارات متهم دادگاه وارد شور شد و رأی نهایی را این گونه صادر کرد: اسیدپاشی منجر به نابینایی و تخلیه کامل چشم چپ و از بین رفتن یک لاله گوش راست و آثار و علائم بسیار در نقاط مختلف بدن و صورت شاکی شده است که برای نابینایی و از بین رفتن لاله گوش رأی به قصاص و درباره آسیب‌های دیگر رأی به پرداخت دیه داده می‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار