کد خبر: 429118
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۱
همیشه گل خوردن از حریف ناخوشایند است و هوش و حواسی جمع را می طلبد که مغلوب نشوی. اما گاه آنقدر نگاهت را به طرف مقابل خیره می‌کنی که از خودی که نسبت به او اعتماد تام داری گل می‌خوری و آن قت است که هم حس و حالت ناخوش می‌شود و هم تمام وجود و روحت به درد می‌آید.
این روزها بازار بحث «جنگ نرم» داغ داغ است و کمتر در محفل و مجلس فرهنگی پیش می‌آید که صحبت از آن نشود. جنگ نرم نوعی استحاله فرهنگی توسط دشمن است که فرهنگ موجود را محو نموده و فرهنگ مورد نظر خود را جایگزین آن می‌نماید که مغایر با ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و مذهبی رایج آن جامعه است.
وقتی صحبت از جنگ نرم می‌شود اغلب افراد و متولیان فرهنگی نگاه خود را به سوی دشمن خارجی چرخانده و مبنای تقابل را بر او بنا می‌کنند و گاه آنقدر دراین پروسه غرق می‌شوند که از دشمن داخلی غافل شده و ضربه اساسی را از او می‌خورند. اگر کمی عمیق‌تر بنگریم دراین چند سال اخیر، به موازات حرکت دشمن خارجی در پیشبرد جنگ نرم، حرکت آهسته و خاموش دشمن داخلی را نیز می‌توانیم کنکاش کنیم که برای وصول به هدف، دستاویزها و ابزارهای متنوع و متعددی را به استثمار گرفته است. برای نمونه با نگاهی به حوزه هنر می‌توان به طور مصداقی به بحث تلفیق موسیقی غیرمتعارف با اشعاری هجو و هذل همراه با وزن ادبی و بار معنایی پایین پرداخت که سعی در متزلزل کردن و در نهایت ریشه‌کن کردن اعتقادات ملی- مذهبی افراد و به طور شاخص جوانان دارد. اما فاجعه دردناک آنجاست که در فرآیند استحاله فرهنگی و اعتقادی که در واقع همان جنگ نرم است، روایت وقایع و حقایق ناب مذهبی مایه اصلی و موسیقی مبتذل چاشنی آن قرار گیرد و از آن تأسف‌بار‌تر اینکه این امر در میان قلعه‌ای صورت پذیرد که افراد داخل آن دغدغه محکم‌تر کردن دیوارهای قلعه برای مبارزه با جنگ نرم را دارند و از دشمن خانگی که به سان موریانه‌ای پایه‌ها و دیوارهای محکم قلعه را سست می‌کنند، غافل هستند.
برای نمونه، اخیراً مشاهده شده که روایت واقعه کربلا توسط برخی خوانندگان داخلی و مشهور پاپ، با ریتم و آهنگی سخیف به گونه‌ای خوانده شده است که مناسب مجالس لهو و لعب بوده و می‌توان آن را جایگزین موسیقی‌های رایج نمود. در این راستا آنچه سبب تأثر و تأسف است، این که در کشوری که مسئولان آن داعیه اسلامی بودن را با خود یدک می‌کشند، چگونه از این موضوع غافل شده و مجوز اجرا و ارائه آن را صادر می‌نمایند؟ آیا به راستی اساساً می‌توان نام آن را غفلت گذاشت یا بهتر است آن را تغافل، تعمد یا تبانی با دشمن نامید. آیا می‌توان وجود قصد و هدف نامبارک و نامیمون را پس این نوع تولیدات را که هدفی جز پایین کشیدن مقام و منزلت آن بزرگواران در اذهان افراد ندارد و اعطای مجوز ار سوی وزارت ارشاد اسلامی را نادیده گرفت و انکار کرد؟ به اسم حضرت عباس خواندن و به کام خود رسیدن قصه دم خروس و قسم حضرت عباس را در ذهن تداعی می‌کند که اگر مخاطب این افراد، اشخاص سطحی‌نگر باشند، دچار دوگانگی شده و نمی‌توانند درست و غلط واقعه را از هم تمییز دهند. شاید هم تولید‌کنندگان این دست آثار، برای کسب شهرت و محبوبیت بیشتر و مطرح کردن خود دست به این کار زده و به خیال خام خود اینگونه ارادت و علاقه‌شان را به خاندان پیامبر عرضه می‌دارند اما نمی‌دانند که در واقع با این اقدام نسنجیده، آب در آسیاب دشمن خواهند ریخت. در هر صورت نمی‌توان وجود تعمد را دراین باب چه از سوی مسئولان و چه از سوی تولید‌کنندگان نادیده گرفت. چه خوب است که دشمن بداند (چه دشمن داخلی و چه دشمن خارجی) با این شتاب حرکت کردن به سوی محو ارزش‌ها از چشم تیزبین عارفان اهل‌بیت و مذهب پوشیده نخواهند ماند و این ره که آنان به پیش گرفته‌اند به ترکستان است...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار