
علیرضا محمدی | رزمنده سرافرازی كه روزگاری نه چندان دور خاك گرم جبهههای كوشك و طلائیه و بازی دراز را به دنبال گمگشتهای میكاوید، در حالی كه مقدر بود از پس سالها دوری از قافله همرزمان شهیدش، تاسوعای حسینی، زمان وصل او به معشوق باشد.
امیر شهید رحمان فروزنده، فرمانده لشكر 21 حمزه سیدالشهدا(ع) كه هنگام بازگشت از رزمایش نیروی زمینی ارتش، خدا واژگونی خودرویش را فرصتی برای پرواز او به سوی آسمان قرار داد و به همراه همرزمش سرگرد شهیدحسن اوردیخانی به قافله شهدا پیوست. جانباز شهیدی از بازماندگان دفاع مقدس كه مراسم بزرگداشتش محفلی بود برای جمع شدن همرزمان سالهای مجاهدت و پیكار او كه به ما نیز این بهانه را داد تا با حضور در این محفل، گذری بر زندگی و مجاهدات فرماندهای شهید داشته باشیم. هنگام ورود ما به مراسم، در و دیوار مسجد هنوز جامه عزای حسینی بر تن داشتند. عزاداری سرور و سالار شهیدان كه نام تمامی عشاقش در سراسر تاریخ را در دفتر سرخ شهادت نگاشته و اینك جملگی گرد آمده بودیم تا نقطه وصال عاشقی به معشوق را گرامی بداریم.در سراسر صحن نه چندان بزرگ مسجد جمعیتی با یونیفورمهای متنوع نظامی به چشم میخوردند كه جلوه خاصی به مراسم بخشیده بودند. محفلی كه باید میزبان اصلیاش را نیروی زمینی ارتش میدانستیم كه امیر پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش با ورود هر میهمان یك به یك به استقبالشان از جا برمیخاست. چهرههایی چون سرلشكر غلامعلی رشید جانشین رئیس ستاد كل نیروهای مسلح، امیر سرلشكر حسنی سعدی معاون هماهنگكننده ستاد كل نیروهای مسلح، امیر موسوی جانشین فرمانده كل ارتش، سردار محمد پاكپور فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حجتالاسلام آلهاشم رئیس سازمان عقیدتی- سیاسی ارتش و جمعی دیگر از فرماندهان و مسئولان نیروهای مسلح كه همگی برای بزرگداشت همرزم دیرین خود در مراسم حضور یافته بودند.
صد ماه حضور در مناطق عملیاتیحجتالاسلام نیكبخت جانشین سازمان عقیدتی سیاسی ارتش تنها سخنران مراسم بود كه برای لحظاتی به ایراد سخنرانی پرداخت. در اثنای صحبتهای او كه اشاره به حضور طولانی مدت شهید فروزنده در دوران دفاع مقدس داشت، فرصتی پیش آمد تا به سراغ یكی از همرزمان شهید برویم. امیر هاشم شهیدی، معاون نیروی انسانی ارتش، آشنای 28 ساله امیر فروزنده بود كه در مورد خصوصیات اخلاقی همرزمش گفت: آشنایی من با ایشان از دوره دانشكده افسری امام علی(ع) شروع شد و تا زمان شهادتش كموبیش ادامه داشت. شهید فروزنده نمونه كامل و واقعی یك سرباز اسلام بود. سربازی كه امام علی(ع) ترسیم میكند. سربازی كه زیبنده ارتش اسلام است. او به واقع سربازی ولایت مدار، عاشق رهبری و خدمت به مملكت و نظام اسلامی بود. با عشق، لباس نظامی را برتن كرد و تا انتها نیز چنین روحیهای داشت. پشتكار او به قدری بود كه به نظر میرسید حتی خستگی را به زانو درآورده و عاجز كرده است. این امر درحالی بود كه ایشان بر اثر عارضه مجروحیت شیمیایی و سایر مجروحیتهای دوران دفاع مقدس 50 درصد جانبازی داشت. حدود صد ماه حضور در مناطق عملیاتی كافی است كه یك فرد احساس كند نهایت تلاشش را به انجام رسانده و دیگر مسئولیتی ندارد، اما شهید فروزنده با وجود حضور طولانی مدت در مناطق عملیاتی، چه در دوران جنگ و چه بعد از آن، همچنان با جدیت به انجام وظیفه مشغول بود. از همین رو است كه شاید بتوان در كنار تمامی خصایل زیبای ایشان، صبر و حوصله را بارزترین صفت این شهید بزرگوار دانست و معرفی كرد. مناطق پدافندی جبهههای غرب و جنوب، هنوز رشادتهای امیر فروزنده را به خاطر دارند كه در سمتهای مختلفی چون فرماندهی گردان و تیپ، در اغلب عملیاتهای مهم و بزرگ دفاع مقدس شركت كرد و در دوران فرماندهی لشكر 21 حمزه سیدالشهدا نیز منشأ خدمات بزرگی شد. چنانچه تحول در همه ابعاد لشكر، توجه به امور معیشتی نیروها، بازسازی پادگانها، ارتقای توان رزمی لشكر و... از این جمله هستند.
نام آشنای بازی درازاشاره به پشتكار و وظیفهشناسی شهید، نقطه اشتراك سخنان تمام همرزمانی بود كه از نزدیك با امیر فروزنده آشنایی داشتند. امیر پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش نیز در صحبتهایش در بیان خصوصیات شهید فروزنده به این نكته اشاره كرد و گفت: در واقع شهادت ایشان ضایعه بزرگی برای ارتش به شمار میرود. چراكه امیر فروزنده فرماندهای توانا چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از آن بود كه این توان و روحیهاش باعث میشد همیشه سختترین و مشكلترین مأموریتها به او محول شود. چنانچه در رزمایش اخیر نیز یكی از دشوارترین مراحل رزمایش به ایشان و لشكر 21 حمزه سیدالشهدا واگذار شده بود. هرچند این ضایعه آنجا تسلی مییابد كه بیندیشیم شهید فروزنده به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت نائل آمده است. او سیاح و جستوجوگر شهادت در مناطقی چون بازی دراز، كوشك و طلائیه بود كه مقدر بود در روز عزیزی چون تاسوعای حسینی به آرزویش برسد. اما مسئلهای كه خدمات شهید فروزنده را ارزشی دو چندان میبخشد، این نكته است كه ایشان اغلب خدماتش را به صورت داوطلبانه انجام میداد. خستگی نمیشناخت و چون به كارش ایمان داشت، تبلور عشق در تمامی كارهایش نمایان بود.
بسیجی به تمام معنااشاره به ایمان و عمل داوطلبانه امیر شهید رحمان فروزنده همان چیزی بود كه سردار علیاكبرپور جمشیدیان فرمانده سپاه عاشورا نیز به آن پرداخت و این چنین گفت: این شهید بزرگوار از چهرههای ارزشمند، انقلابی و بیهمتایی بود كه بعد از انقلاب نخستین فعالیت خود را برای پاسداری از انقلاب و نظام از سپاه آغاز كرد و همواره به این امر افتخار میكرد. روحیه تلاش، مجاهدت و ایثار از این امیر سرافراز ایران اسلامی چهرهای بسیجی ساخته و در معرض دید همگان قرار داده بود.
روحیهای آسمانی29 سال آشنایی امیر حمید فرشكاران با شهید فروزنده چیزی نبود كه از آن مطلع شویم و به راحتی از كنارش بگذریم. مخصوصاً آنكه بیان خصوصیات اخلاقی همرزم دیرینش را با چنین خاطرهای آغاز كرد: در طول دفاع مقدس امیر فروزنده بارها مجروح شده بود كه یكی از این موارد مربوط به آموزش نیروهای تحت امرش میشد. به این ترتیب كه وقتی سربازی قصد پرتاب نارنجكی را داشته و به دلیل كم تجربگی در این كار تعلل میكند، شهید فروزنده برای نجات جان او نارنجك را گرفته و پرتاب میكند، اما نارنجك با فاصله كمی از دستش منفجر میشود و با مجروحیت شدید دستانش، پزشكان مجبور به ترمیم دست او با استفاده از پوست و گوشت سایر نقاط بدنش میشوند. بعدها این مجروحیت در مواقع مختلف باعث ایجاد مشكلاتی برای شهید شد. به طوری كه در یكی از صبحگاههای مشترك لشكر 21 حمزه، دیدم پوست دستانش از سرما سیاه شدهاند. به او گفتم تو فرمانده لشكری نیازی به حضورت در این هوای سرد نیست. حرفی زد كه دیگر نتوانستم چیزی بگویم. او گفت: «در طول جنگ جوانان بسیاری جان خود را برای حفظ عزت و شرف كشور و لشكریان اسلام فدا كردند، سیاه شدن دست من كه دیگر در مقابل آن ایثار و جانفشانیها چیزی نیست.» چنین خصوصیاتی از شهید باعث شده بود تا به شخصه حال ایشان را حالی خدایی و آسمانی بدانم. گذشته از این مجروحیت و سایر جراحات امیر فروزنده، یكی از مشكلات جسمی ایشان ناشی از مجروحیت شیمیایی بود. به طوری كه كافی بود هر كسی چند كلام با او صحبت كند تا از نوع سرفه هایش متوجه مشكل ایشان شود. این مجروحیت به واقع امیر فروزنده را آزار میداد و ما كه از نزدیك با ایشان آشنایی داشتیم به خوبی از عمق مشكلات ریوی او آگاه بودیم. به همین دلیل است كه به شخصه تعجب میكنم او چطور با چنین مجروحیت و مشكلاتی، پا به پای نیروها در رزمایشها و سایر رسوم نظامی شركت میكرد و با جدیت در جهت رفاه حال نیروهای تحت امرش تلاش میكرد. توجه او به عزت و كرامت نیروهای تحت امرش، به حدی بود كه در مراسم ترحیمشان حتی سربازان ترخیص شده نیز شركت كرده بودند.
شیمیایی یا سرماخوردگیدر میان صحبتهای همرزمان شهید، آن چه بیش از دیگران باعث تعجب ما شده بود، گفتههای امیر فرشكاران به نقل از مادر شهید در مورد مجروحیت شیمیایی فرزندش بود. این مادر داغدیده در این مورد به امیر گفته است: رحمان هیچ وقت راضی به ناراحتی من و پدرش نمیشد. خدا را گواه میگیرم وقتی از موضوع مجروحیت شیمیایی او آگاه شدم كه بعد از شهادتش همرزمان پسرم در این باره به من گفتند. البته در هنگام حیاتش بسیار پیش آمد كه شاهد سرفههای خاصش بودم، ولی هر بار كه از او دلیل ناراحتی ریویش را میپرسیدم، میگفت سرما خورده است و سعی میكرد حال خودش را خوب نشان بدهد. شهید فروزنده متولد بهمن سال 1342 در شهر زنجان بود كه تنها یك ساعت قبل از شهادت با نیروهای تحت امرش تماس گرفته و از آنها میخواهد زیارت عاشورا و مراسم عزای سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) را برگزار كنند. شهید حسن اوردیخانی نیز 51 ساله و متولد شهر خوی بود.