
اعضاي دائم شوراي امنيت رفتار دوگانهاي را در قبال موضوع هستهاي ايران درپيش گرفتهاند، آنها از يك سو با صدور قطعنامههاي تحريم، موضعي سرسختانه را در قبال فعاليتهاي هستهاي ايران درپيش ميگيرند و از سوي ديگر در قالب گروه 1+5 دم از مذاكره با ايران ميزنند. در قطعنامه 1929 شوراي امنيت، علاوه بر دولت ايران، اشخاص و سازمانهاي مرتبط با فعاليتهاي هستهاي ايران نيز مورد تحريم قرار گرفتند. دو نفر از دانشمندان هستهاي دانشگاه شهيد بهشتي، آقاي دكتر «فريدون عباسي» و شهيد دكتر «مجيد شهرياري»، از جمله اين افراد بودند. پس از گذشت مدتي از صدور قطعنامه، اين دو استاد فيزيك دانشگاه شهيد بهشتي به دست عوامل استكبار جهاني ترور شدند كه اين اقدام با سكوت كشورهاي غربي همراه بود. دكتر «حسين متفكر»، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل هستهاي، در گفتوگو با روزنامه جوان، به بررسي رفتار مزورانه غرب در قبال پرونده هستهاي ايران پرداختهايم.
همانطور كه ميدانيد، پس از گفتوگويهاي وين تا اواخر تابستان امسال امريكاييها مسير مزورانهاي در پيش گرفتند و در طول تقريباً يك سال اخير بهرغم تأكيد بر مذاكره با ايران، درعمل همواره از انجام مذاكره امتناع كردهاند. نظر شما در خصوص اين رفتار دوگانه امريكا چيست؟اگر چه مشي دموكراتها در امريكا بر مذاكره، تعامل و حقوق بشر است، اما اگر به تاريخ سياسي امريكا بنگريم، ميبينيم كه بيشترين و بزرگترين جنگها در دوران حاكميت دموكراتها اتفاق افتاده است. دموكراتها در سياست خارجي تفاوت چنداني با جمهوريخواهان ندارند. هر دو جريان سياسي در امريكا در چهار محور اتفاق نظر دارند: سيادت امريكا بر همه جهان، حمايت از رژيم صهيونيستي، اقدام به عمليات نظامي درصورتيكه منافع جهاني امريكا به خطر بيفتد و چهارمين موضوع مورد توافق جمهوريخواهان و دموكراتها، مقابله با انقلاب اسلامي ايران است. آنها انقلاب اسلامي ايران را بهعنوان جايگزين كمونيست قلمداد ميكنند. بهنظر آنها اگرچه جنگ سرد تمام شده و نظام كمونيستي شوروي فرو پاشيده، اما نظام دوقطبي جديدي جايگزين آن شده كه يك طرف آن امريكا و طرف ديگر آن اسلام با ديدگاه امام خميني(ره) است. اوباما در امريكا با شعار تغيير در سياستهاي امريكا روي كار آمد، اما فرايند تحول سياستهاي امريكا در منطقه و در جهان اين تغيير را نشان نميدهد و اگر جمهوريخواهان هم روي كار ميآمدند، همان سياستي را در قبال ايران درپيش ميگرفتند كه دموكراتها در پيش گرفتهاند.امريكاييها بيشتر از همه با فلسفه سياسي جمهوري اسلامي و با انديشه امام خميني(ره) مخالفند؛ زيرا كه اين انديشه، فلسفه سياسي ليبرال ـ دمكراسي را كه پايه اصلي تفكرات غربي است، بههم خواهدريخت. بهطور خلاصه ازآنجاييكه تأكيد بر منافع مشترك و تأكيد بر مذاكره جايگاه ويژهاي در ديپلماسي امروز جهان دارد، امريكا سعي دارد با تأكيد بر اين مسائل و تبليغات زياد، اينطور وانمود كند كه ايران از مذاكره امتناع ميكند.
امريكا و كشورهاي غربي در يكي دو ماه اخير مصرانه بهدنبال مذاكره با ايران بودهاند. اين تغيير رفتار غرب را معلول چه عواملي ميدانيد؟بهنظر من اين تغيير رفتار، تغيير در روشهاست و هدف آنها كه مقابله با جمهوري اسلامي است، تغييري نكردهاست. تكيه جمهوري اسلامي بر قدرت خود در عرصه ملي و تكيه به مردم و نيروهاي داخلي، اصليترين عامل در تغيير رفتار غربيها و بهويژه امريكاست. از طرف ديگر پيشرفتهاي جمهوري اسلامي در عرصه جهاني و شكستهاي قطعي ناتو و امريكا در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطين از عوامل اصلي اين تغيير رفتار و تغيير رويكرد است. به دنبال شكست امريكا در طرحهاي خود در منطقه خاورميانه، اين كشور نقش مؤثر ايران را در منطقه پذيرفته و پاي ميز مذاكره نشستهاست. ما بايد در مذاكرات فراتر از مسائل هستهاي، دررابطه با مسائل منطقه و جهان وارد بحث شويم. آنها ميخواهند مذاكرات را از سطح استراتژيك به سطح تاكتيكي پايين بياورند و ما بايد رويه خلاف اين را درپيش گرفته و از سطح تاكتيكي «مذاكره هستهاي» به سطح سياستهاي راهبردي حركت كنيم.
كشورهاي غربي و بهويژه اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل وقتي كه ديدند از تحريم ايران در عرصههاي مختلف و بهويژه در بحث فناوري هستهاي به نتيجهاي نرسيدند، از طريق نمايندگان آژانس بينالمللي انرژي اتمي به جاسوسي در ايران دررابطه با دانشمندان هستهاي ايران پرداخته و به ترور دانشمندان هستهاي كشورمان رويآوردند. تحليل شما در خصوص جاسوسي نمايندگان آژانس در ايران چيست؟پس از جنگ جهاني دوم و تشكيل سازمان ملل متحد، سازمانهاي تخصصي زيادي در زمينههاي مختلف حقوقي، سياسي و غيره توسط شوراي امنيت سازمان ملل تشكيل شده است و آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيز ازجمله اين سازمانهاست. درنتيجه ماهيت آژانس بينالمللي انرژي اتمي توسط پنج عضو دائم شوراي امنيت شكل گرفتهاست. ازآنجاييكه اين سازمانها ساخته دست اعضاي دائم شوراي امنيت هستند، بايد بدانيم كه قطعاً نمايندگان اين سازمانها پيش از اين هم اطلاعات محرمانه كشورها را در بخشهاي مختلف در اختيار كشورهايي مانند امريكا و انگليس و فرانسه قرار ميدادهاند. يكي از روشهاي جاسوسي براي كشورهايي مانند امريكا، جاسوسي از طريق سازمانهاي بينالمللي است؛ بهويژه سازمانهايي كه انتظار جاسوسي از نمايندگان آنها نميرود، مانند سازمان خواروبار و كشاورزي ملل متحد و امثال اين سازمانها. البته اين به اين معنا نيست كه سازمانهاي بينالمللي فعاليت مثبتي نداشته و ندارند. سوءاستفاده از اين سازمانها در دستور كار كشورهاي غربي بوده و امريكا هم از همان ابتداي تشكيل اين سازمانها از آنها سوءاستفاده كرده و ميكند. اما پس از صدور قطعنامه اخير شوراي امنيت سازمان ملل(قطعنامه 1929)، علناً افراد و سازمانهاي دخيل در فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران موردتحريم قرارگرفتند. با صدور اين قطعنامه مشخص شد كه بازرسان آژانس، اطلاعات مربوط به دانشمندان هستهاي ايران را در اختيار اعضاي دائم شوراي امنيت قرار ميدادهاند و بهنظر من اين ديگر جاسوسي هم نيست، بلكه نمايندگان آژانس علناً گزارشهاي مربوط به فعاليتهاي هستهاي و دانشمندان هستهاي كشورمان را در اختيار كشورهاي غربي قرار ميدهند. امريكاييها بهدنبال اين هستند كه استقلال ما را بهخطر بيندازند و انرژي هستهاي هم در آينده ميتواند موجب استقلال انرژي ما شود. بنابراين امريكا از هرگونه ضربهزدن به جمهوري اسلامي خودداري نميكند؛ زيرا ميداند در صورت استقلال ايران در عرصههاي مختلف، اين واحد سياسي در جهان نقش اساسي ايفا كرده و بهعنوان يك دشمن قدرتمند در مقابل امريكا خواهد ايستاد.
وزير امور خارجه امريكا، خانم «هيلاري كلينتون»، در نشست سياسي ـ امنيتي منامه بر حق همه كشورها ازجمله ايران به دستيابي به انرژي صلحآميز هستهاي تأكيد كرد. باتوجه به اين اظهارنظر وزير امور خارجه امريكا، آينده مذاكرات و بهويژه نشست استانبول را چگونه ارزيابي ميكنيد؟بهنظر من امريكا از اين كار خود دو هدف را دنبال ميكند: از يك سو ميخواهد به كشورهاي اروپايي اين مسئله را گوشزد كند كه شما نتوانستيد اختلافات خود را با ايران حلوفصل نماييد و اين امريكاست كه توانسته در اين كار موفقيتهايي كسب كند. از سوي ديگر امريكا ميخواهد كه با نزديكشدن به ايران، به مشكلات خود در عراق و افغانستان پايان دهد؛ زيرا ميداند در صورت عدم تعامل با ايران، در منطقه شكست سختي خواهدخورد. در نشست استانبول هم انتظار نميرود پيشرفتي حاصل شود؛ بهطور كلي در مذاكرات آينده، اگر وضعيت بهگونهاي باشد كه منافع امريكا و غرب تأمين شود، در مذاكرات پيشرفتي حاصل خواهد شد و اگر اينگونه نباشد، فرايند قبلي مذاكرات ادامه خواهد داشت.