
موضوع ضرورت برخورد و دستگیری سران فتنه این روزها در حالی به مطالبه اصلی مردم مسلمان و انقلابی ایران تبدیل شده است که نامبردگان در روزهای اخیر، در آستانه 16 آذر و عاشورا، کوشیدند تا با اتخاذ مواضع افراطی و صدور بیانیهها و طرح مباحث اهانتآمیز، به زعم خود زمینهای فراهم کنند تا نظام آنها را هر چه سریعتر دستگیر کند. به باور آنها اقدام قوه قضائیه در دستگیریشان فرصت مناسبی را برای باقیمانده هواداران و رسانههای غربی و حامیان بینالمللی آنها ایجاد خواهد کرد تا با فضاسازی و طرح ادعاهای حقوق بشری، تنها فتنه «مرده» را دوباره «زنده» کنند. در مورد چرایی تأخیر دستگاه قضایی در دستگیری نامبردگان شاید سخنان ریاست محترم قوه قضائیه به روشنی برنامه نظام را در برخورد با آنان روشن کرده باشد، آنگاه که ایشان تأکید میکند: من یک سال پیش گفتم که این افراد (سران فتنه) را مجرم میدانم، اما اینکه چرا نمیرسیم، در لفافه بیان کردم که یکسری مصالح عمومی در نظام وجود دارد که بنده تعیینکننده این مصالح نیستم. مصالح کلی نظام را رهبری تشخیص داده و ما هم سرباز او هستیم. مگر دستگیر کردن دو سه نفر برای قوه قضائیه کاری دارد. اندکی به خود بیایید، این ظلم به قوه قضائیه است. من نسبت به شخص خاصی نظر ندارم، حرفم این است که از احدی برای چشمپوشی از این حرفها سفارش نمیگیرم، مگر رهبر انقلاب.
این سخنان صریح ریاست محترم قوه قضائیه بلافاصله توسط رسانههای بیگانه نظیر بیبیسی، رادیو فردا و ... تحریف و سپس در سایتهای مرتبط با جریان فتنه بازتاب مییابد. رادیو فردا در این زمینه مدعی میشود که رئیس قوه قضائیه ایران با بیان اینکه عدهای قوه قضائیه را به کوتاهی در برخورد با سران فتنه متهم میکنند، یکبار دیگر اظهار داشته است در این مورد براساس نظام عمل میکند و تنها از رهبر جمهوری اسلامی سفارش میگیرد.
این خط القایی که مبنای دور جدیدی از لجنپراکنی سایتهای وابسته به بیگانه و جریان فتنه قرار گرفت، در سایت رادیو فردا نیز به مبنایی برای تحلیل چرایی عدم دستگیری سران فتنه تبدیل و یکی از کارشناسان مورد وثوق رادیوی وابسته به سازمان سیا که اتفاقاً با سابقه طولانی مبارزات مارکسیستی خود علیه نظام اسلامی، اکنون هوادار جنبش به اصطلاح سبز نیز هست، دلایل عدم دستگیری سران فتنه را ترس نظام از فوران دوباره جنبش سبز دانسته که به زعم او ریشهدار است نه کف روی آب.
فارغ از القائات دشمنان، در شرایط کنونی قوه قضائیه نقشی اساسی در مقابله با باقیمانده عوامل فتنه دارد. اگر چه ممکن است این قوه نیز همچون قوای دیگر نظام در گذشته نقش ایدهآلی را در مواجهه با سران فتنه و عوامل آنها ایفا نکرده باشد، اما با توجه به مواضع ریاست محترم قوه قضائیه و به ویژه اقدامات اخیر این قوه در مواجهه با جرائم امنیتی و اجتماعی، چشمانداز روشنی را میتوان در این عرصه پیشبینی کرد، اما همانگونه که در عرصه اجتماعی و سیاسی کشور مشهود است، این اقدام از چند سو در معرض تهدید است.
الف: القائات عوامل فتنه و رسانههای بیگانه: در این زمینه شاید اشاره به این نکته کفایت کند که در شرایط کنونی قوه قضائیه آماج اصلی رسانههای بیگانه و عوامل داخلی آنها و همچنین نهادهای مدعی حقوق بشری است که ریشه اصلی آن را نیز باید در جلوگیری از اعمال عدالت اسلامی به ویژه در برابر عوامل فتنه یا معضلات امنیتی و اخلاقی جامعه دانست. فضاسازی نسبت به عوامل فتنه که در زندان به سر میبرند و تحریک آنها به اعتصاب غذا، ادعای شکنجه سفید و مهمتر از آن متهم کردن ریاست محترم قوه به ارسال پیام تبریک برای نامزد شکست خورده در انتخابات که هدفی جز اثبات القای تقلب در انتخابات ندارد.
ب: ایجاد انتظارات فراتر از مصالح نظام: به جز سران فتنه قوه قضائیه با اغلب عناصر و عوامل مؤثر در فتنه برخورد کرده است و فراتر از آن همانگونه که در سخنان ریاست محترم این قوه نیز اشاره شد، تابع مصالح نظام است نه تصمیم قاضی و بنابراین هرگونه ایجاد انتظار، جز تضعیف سیستم قضایی و کشاندن کشور به یک آنارشیسم و ایجاد ناامنی نتیجهای دیگر ندارد.
ج: نقش عوامل واسطهای و کمکاریها: در این زمینه شاید نیاز به توضیح نباشد که اصلاح روند امور نیاز به اهتمام ویژهای دارد که نقش مردم در این عرصه اساسی است. آقای محسنیاژهای، سخنگوی قوه قضائیه روز دوشنبه در مصاحبه مطبوعاتی خود ضمن اذعان به این مسئله از مردم برای مقابله با این امر یاری خواست. او اگر چه بخشی از این مشکل را ناشی از ضعف قوانین دانست،اما وجود پدیده کارد چاقکنی را پذیرفت. در ماجرای مربوط به «م - ه» از عوامل فراری فتنه، نقش فردی که مدعی وکالت او را داشت و گوشهای دیگر از آسیبهای این عرصه را آشکار کرد.