
ایالات متحده امریکا پس از 11سپتامبر دائماً سعی بر آن داشته تا سلطه نظامی خود را بر خاورمیانه افزایش داده و از این راه به منافع خود برسد. ایران با داشتن استعدادهای ذاتی و شرایط بالقوه خود تبدیل به رقیبی جدی برای نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه شده، به خصوص که در طول 30 سال پس از انقلاب نه تنها نتوانسته چالشهای پیش رو را از میان بردارد که به آن نیز افزوده است. از این رو هر دو طرف به دنبال بهبود موقعیت خود در این منطقه در تقابل و منازعه هستند. راهبردی که ایالات متحده در این راستا در پیش گرفته اقداماتی از جمله فروش تسلیحات نظامی و صنعتی به برخی کشورهای عربی و جلب رضایت آنان از این طریق و در سطوحی دیگر با استقرار پایگاههای نظامی به بهانه مبارزه با تروریسم است که نشان از تمایل حضور ایالات متحده در این منطقه دارد که یکی از دلایل آن در دست داشتن قلب انرژی جهان و شاهرگهای آن است.
اما این سؤال مطرح میشود که ایران برای بهبود اوضاع خود در منطقه چه گزینههایی را پیشرو دارد؟
یکی از گزینهها ارتقای روابط اقتصادی با استفاده از پررنگ کردن اشتراکات فرهنگی از جمله اشتراکات دینی، تاریخی و زبانی است که با نگاهی گذرا به همسایگان ایران به خوبی میتوان آن را دید. اینکه روزگاری همسایگان ایران جزئی از این کشور بودهاند استعدادی ذاتی را برای ایران به وجود آورده که هماکنون میتوان از آن در دیپلماسی و سیاست خارجی بهره برد. باید اذعان داشت در شرایطی که بسیاری از همسایگان ایران دچار مشکلات سیاسی- اقتصادی هستند و زمینه ایجاد بازارهای خوب برای توافقات اقتصادی فراهم است چرا باید شاهد تلاشهای موفقیتآمیز بسیاری از کشورهایی باشیم که هیچ نوع اشتراکی با همسایگان ایران نداشتهاند بلکه آن را با دیپلماسی قوی و پیگیرانه عملی ساختهاند. در عملی کردن راهبردها، اولویتها حتماً باید در نظر گرفته شوند، زیرا درک صحیح سلسله مراتب با توجه به آگاهی از میزان قدرت و امکانات و همچنین توانایی در ایجاد سازش میان هدفهای متعارض میتواند این روند را تسریع بخشد. به عنوان نمونه کشورهای آسیای میانه و قفقاز به دلیل قرار گرفتن در همسایگی ایران و همپوشانی بسیاری از نقاط استراتژیک نظامی حساس خارج از مرزهای ایران، بسیار آسیبپذیر و حساس شدهاند. در صورتی که این نقاط به خوبی شناسایی و حفظ نشود میتواند خطراتی را برای ایران داشته باشد. ایران برای حفظ منافع خود باید این حریم امنیتی خود را به خوبی شناسایی کرده و با در نظر گرفتن راهبردهایی در جهت پیشرفت همکاریهای دو طرفه با کشورهای مذکور اقدام به حفظ این حریم امنیتی کند. ضمن اینکه میتواند این تهدید را به فرصت تبدیل کند. آسیای میانه و قفقاز پس از فروپاشی شوروی و کسب استقلال توانست فرصتهای بالقوهای را برای بازیگران اصلی جهان ایجاد کند. این فرصتها که عمدتاً به دلیل اقتصاد ضعیف و بیتجربگی سیاستمداران و فرهنگ ضربهپذیر این کشورها پدید آمد، شامل فضاهای اقتصادی سودآور و قراردادهای نظامی استراتژیک شد. ایران به عنوان همسایه مؤثر این مناطق به ضرورت باید نقشی را در آن بر عهده میگرفت اما چنین نشد و فرصتهایی را از دست داد. توجه بیش از حد ایران به کشورهای عربی در صورتی که آنچنان همسایگان قابل اطمینانی نیستند موجب شد تا کشورهای آسیای میانه و قفقاز تا حد زیادی به فراموشی سپرده شوند. حال آنکه عواملی چون اشتراکات تاریخی، فرهنگی و همچنین زبانی خود فرصتهای خوبی را فراهم میآورد. با اطمینان میتوان گفت باید ایران نزدیکترین مناسبات را با این کشورها داشته باشد ضرورتاً دوستی و نزدیکی با هر کشوری دارای منافعی است اما در اینجا باید گفت عدم رابطه جدی با کشورهای آسیای میانه و قفقاز به ضرر ایران خواهد بود همچنان که کماکان بسیاری از کشورها از عدم حضور ایران در این صحنه سود میبرند.