
نشست مطبوعاتی افشین قطبی 3 هفته مانده به اولین دیدار تیم ملی در جام ملتهای آسیا در سال 2011 در فدراسیون فوتبال برگزار شد. سرمربی تیم ملی درباره سؤالات خبرنگاران توضیحات لازم را در آستانه مسابقات ارائه کرد.
***
از همه مردم ایران که در 6 ماهه گذشته مرا به عنوان سرمربی تیم ملی حمایت کردند تشکر میکنم چون آنها به من انگیزه دادند. به همین دلیل است که میخواهم تا آخرین لحظه با تمام وجدان برای این تیم تلاش کنم تا ایران در جام ملتها نتیجه بگیرد. از رسانهها تشکر میکنم چون با مباحث و انتقادهایشان به من کمک کردند تا به نقاط ضعف خود بیشتر پی برده و آنها را پوشش دهم. خبرنگاران ایرانی بسیار باهوش هستند و میتوانند با صداقت بیشتر به آینده فوتبال کشور کمک کنند. زمان زیادی به جام ملتها نمانده بنابراین ایران میتواند با یک صدایی و همدلی رو به جلو حرکت کند. فرزندان ایران بعد از 40 سال که نتوانسته اند قهرمان جام ملتها شوند، فرصت دارند که افتخارآفرین شوند.
***
ما در جام ملتها دو مرحله داریم. مرحله اول سه بازی است که باید انجام بدهیم. این سه بازی برای صعود است و برای رفتن به مرحله بعد باید حداقل 5 امتیاز بگیریم. ما دوست داریم هر چه زودتر این کار را در مرحله گروهی انجام دهیم اما در مرحله بعدی تک تک بازیها حکم قهرمانی و فینال را برای ما دارد و تا رسیدن به فینال سه بازی باید انجام شود. ما طوری برنامهریزی کردیم که بازی به بازی قویتر از قبل شویم. فوتبال آسیا فرق کرده و دیگر مانند گذشته نیز که یک تیم به آسانی قهرمان شود.
***
اشکان دژاگه جزء 50 نفری بود که من در فهرست خود جای داده بودم. به آلمان سفر کردم تا از نزدیک روحیه این بازیکن، تمرینات و بازی وی را ببینم اما متاسفانه در این سفر نیز حاشیههایی برای ما ساخته شد. دژاگه آرزو دارد برای تیم ملی بازی کند. وی شخصیت خوبی دارد و خانوادهاش زحمات زیادی را برایش کشیدند تا یک پسر ایرانی را به درستی پرورش دهند. اکنون ما میتوانیم به این بازیکن افتخار کنیم. اشکان پسری مظلوم، خاکی و شریف است. برای بودن یا نبودن دژاگه چند جلسه با وی گذاشتم تا ببینم در چه شرایط و وضعیتی قرار دارد. تمرینات این بازیکن در دمای 12 درجه زیر صفر تماشا کردم و همانجا بود که متوجه شدم دژاگه در ترکیب 11 نفره ولفسبورگ جایی ندارد اگر چه وی در تمرین جزء بهترینها بود.
با استیو مک لارن سرمربی ولفسبورگ جلسهای 90 دقیقهای داشتم و با او صحبت کردم. سرمربی تیم نظر خوبی روی تمرین دژاگه داشت اما معتقد بود وی در بازیها نتوانسته نظر مساعدش را جلب کند و به همین دلیل بازیکن ذخیره تیم است. در ادامه با لیت بارسکی، دستیار مک لارن نیز صحبت کردم. او نیز نظر مثبتی روی اشکان دژاگه داشت اما از من خواست برای حل این مشکل با هوینس مدیر عامل باشگاه جلسه بگذارم.
پس از آنکه با مدیر عامل جلسه گذاشتم احساس کردم که وی نظر مثبتی درباره حضور دژاگه در تیم ملی ندارد. آنها احساس کردند اگر دژاگه را از دست بدهند مشکل دیگری برایشان به وجود خواهد آمد. به همین دلیل شرایطی گذاشتند تا این بازیکن نتواند با روحیه خوبی به تیم ملی بیاید. من هم به وی گفتم در باشگاهش بماند. این تصمیمی بود که من گرفتم هر چند اشکان میتوانست برای من و تیم ملی خوب باشد اما احساس کردم این بازیکن با توجه به شرایطی که برایش به وجود آمده نمیتواند با این روحیه به ما کمک کند.
***
فرهاد مجیدی و علی کریمی از توانایی بالایی برخوردارند و من هم به توانایی این دو بازیکن شک ندارم. آنها نابغه هستند و برای این فوتبال زحمت کشیدهاند. اما احساس کردم که برای این تیم ملی و این جام ملتها نمیتوانند در خدمت تیم ملی باشند. وقتی فرهاد مجیدی را به تیم ملی دعوت کردم و اعلام خداحافظی کرد نشان میدهد که قلب و دلش با تیم ملی نیست پس من دقتم را روی سایر بازیکنان گذاشتم. من هیچ وقت نام این دو بازیکن را در این لیست 50 نفره نگذاشته بودم.
***
حنیف عمرانزاده را خودم به تیم ملی آوردم و این بازیکن آینده روشنی دارد. اینکه در لیست اعزام به جام ملتها نیست نگاه این بازیکن به آینده را شامل نمیشود چون معتقدم عمران زاده میتواند در آینده به فوتبال ایران کمک کند اما در پستی که وی حضور دارد احساس کردم نفراتی هستند که بهتر از او بازی میکنند.
کنار گذاشتن میلاد زنیدپور برایم سخت بود اما شفاف بگویم در سالی که گذشت وی عملکرد خوبی در باشگاه خود نداشته و در تیم ملی نیز ثبات لازم را از این بازیکن ندیدم به همین دلیل تشخیص دادم که نفرات بهتری از این بازیکن حضور دارند.
مهرداد اولادی نیز بازیکنی است که من به او لقب پلنگ دادم. بازیکن بسیار قدرتمندی است و در اردوهای قبلی نیز عملکرد خوبی داشته اما در مقایسه با سایر مهاجمان احساس کردم که رضا نوروزی و آرش افشین واقعا در شرایط بسیار خوبی هستند و به همین دلیل این بازیکن را کنار گذاشتم.
مهرزاد معدنچی بازیکنی بود که من به وی علاقمند بودم و در مرحله مقدماتی نیز کمک زیادی به تیم ما کرد اما امسال مصدومیت وی زیاد بوده و در شرایط خوبی نبود. دوباره تاکید میکنم که انتخاب بازیکنان کار سختی است اما من باید این تصمیم را میگرفتم.
***
هدف من همیشه قهرمانی بوده است و احساس میکنم تیمی ساختهایم که میتواند برای قهرمان شدن در آسیا تمام تلاش خود را به کار گیرد. شاید در هر پست بهترینهای دنیا را نداشته باشیم اما این تیم با همکاری هم میتواند به هدفش برسد. امروز دوست دارم بگویم در رسانههای ایران در چند مورد اشتباهاتی شده است. مثلا نوشته شده افشین قطبی در شیراز به دنیا آمده در صورتی که من در تهران به دنیا آمدهام. در میدان ژاله سابق و در خیابانها بازی کردم. پدر من سید محمد است نه سید رضا و معلم بوده است. در رسانههای ایران نوشته شده که افشین قطبی آنالیزور بوده است در حالی که من از 14 سالگی مربیگری را شروع کردم. باید ببینید تعریف آنالیزور در ایران چیست. اگر در دوره کوتاه مربی تصمیم میگیرد در بخشهای مختلفی کار کند نباید تعریف عوض شود. قطبی همیشه گفته هدفش قهرمانی است اما قولی نداده است. این کلمات اشتباهی در رسانههای ایران استفاده شده که شاید برای هدفهای شخصی خودشان باشد.
***
من دوست ندارم از خودم تعریف کنم و بگویم چه چیزی برای تیم ملی آوردم اما یکی از تلاش هایم این بوده که فرهنگ ورزش را تغییر دهم و تفکر حرفهای را بیاورم. شخصیت و رفتار برایم مهم بوده است. من سازماندهی تیمهایم را درست کردم. در دفاع فضا را کوچک کردم. در پرسپولیس هم که بودم این کار را انجام دادم. در بازیسازی قدرت بازیکنان را بیشتر کردم. میانگین چربی بازیکنان ایران بالای 16 درصد بود.
من وقتی مربی کره جنوبی بودم و از دور به تیم ملی ایران نگاه میکردم این سؤال برایم همیشه وجود داشت که چرا بازیکنان ایرانی اضافه وزن دارند اما اکنون میانگین چربی بازیکنان زیر 11 درصد رسیده که در جام ملتهای آسیا این عدد به 10 درصد میرسد. زمانی که به ایران آمدم پرسپولیس 6 سال بود که قهرمان نشده بود و بعد از من که سه سال گذشته نیز موفق نشده که قهرمان شود اما من این تیم را قهرمان کردم. تاریخ در مورد عملکرد مربیان قضاوت میکند. من کار بیشتر را دوست دارم اما به خاطر مسائلی که در فوتبال ایران است نتوانستم همه ایدههایم را پیاده کنم. دوست دارم به فوتبال ایران کمک کنم. فکر میکنم با مشورت از راه دور هم میتوانم این کار را انجام دهم.
***
من با مربیان بزرگ زیادی کار کردم و فکر میکنم خیلی سخت خواهد بود که در ایران آنها بتوانند به دلیل حاشیههایی که وجود دارد کار کنند. احساس میکنم بیشتر تمرکز مربیان در ایران به جمع کردن مسائل حاشیهای و غیرفنی معطوف میشود. در صورتی که اگر دقت روی کارهای فنی داشته باشند پیشرفت میکنند. من متاسفانه میبینم که زمانی بود در ورزشگاه آزادی 70 هزار نفر میآمدند اما در بازی آخر پرسپولیس زیر هزار نفر به ورزشگاه آمده بودند و یا برای بازی استقلال نیز تعداد کمی به ورزشگاه آمده بودند. اگر فوتبال زیبا نباشد مردم هم نمیخواهند وقت خود را برای آن بگذارند. ما همه مسئولیم فوتبال بهتری را ارائه دهیم.
***
در زندگی همیشه سعی کردم که خیلی زود تصمیم بگیرم به همین دلیل در عرصههای مختلف بینالمللی و در کشورهای مختلف کار کردم. کار کردن در کشورهای مختلف باعث میشود با فرهنگهای مختلف آشنا شویم و من همیشه سعی کردم در بالاترین جاها کار کنم. احساس کردم ژاپن یکی از بهترین لیگهای دنیا را دارد و من میتوانم با انتقاد به شیمیزو فضای خوبی را تجربه کنم.
سالها در تیم ملی کار کردم اما در باشگاهها بیشتر میتوان با جوانان کار کرد و دانشهای جدید را آموخت. به همین دلیل تصمیم گرفتم در رده باشگاهی کار کنم چون احساس کردم میتواند این موضوع برای پرورش آیندهام بهتر باشد. احساس میکنم نظم و انضباطی که در این لیگ است مناسب تفکر افشین قطبی است. آنجا فضایی خواهد بود که من با آرامش بیشتر و کارم میتوانم به هدفهایی که در آینده دارم برسم. من هیچ وقت برای واکنش نشان دادن به شخص خاصی این قرارداد را با تیم ژاپنی امضا نکردم.
***
آرزوی هر ایرانی است در هر جای دنیا که باشد دوباره به ایران برگردد و به وطنش خدمت کند. من در این سه سالی که کار کردم به آن افتخار میکنم و رضایت کامل دارم.