دختر هفت سالهام با لحن کودکانهاش اعتراض کرد: «بابايي چرا لامپ اتاقو روشن گذاشتي؟» و من با تعجب و طرح لبخندي رو به مادر خانواده کردم و با اشاره، جوياي قضيه شدم. تا ديروز زبانم مو درآورد از بس که گفتم: «چراغهاي اضافي را خاموش کنيد، اتو را اگر کاري نداريد از برق بکشيد... شير آب را محکم ببنديد تا آب هدر نرود...» و حالا اين نيم وجبي دارد به پدرش درس درست مصرف کردن ميدهد!مادر و دختر بزرگتر خانواده که به طرفداري از معلم نيم وجبي (!) برآمدند، متوجه شدم که ديگر جايي براي بحث کردن نيست، پس مثل يک بچه خوب به اتاق رفتم و لامپ اضافي را خاموش کردم !***اين روزها دارد اتفاقات جالبي ميافتد. در مدرسه ابتدايي که دختر هفت سالهام در آن درس ميخواند معلمشان به زبان ساده درباره درست مصرف کردن و ضرورت صرفهجويي سخن ميگويد. دخترم اين روزها در کنار تکرار عبارات «بابا آب داد» و «بابا نان داد» از «هدفمندي» و «يارانهها» حرف ميزند؛ واژههايي که پيش از اين هيچگاه در هيچ کلاس درسي از آن سخن گفته نميشد و امروز معلم کلاس ابتدايي، دانشآموزان را با اين واژهها آشنا کرده است و من ميدانم که وقتي دخترم اعتراض ميکند: «بابايي چرا لامپ اتاقو روشن گذاشتي؟» معنياش اين است که درس معلم را خوب فهميده است. اين روزها تمامي اعضاي خانواده کوچک ما لامپهاي اضافي را خاموش ميکنند. اتو را فراموش نميکنند از برق بکشند. شير آب را محکم ميبندند تا چکه نکند. اين روزها استفاده از لامپ کم مصرف در ميان دوستان، آشنايان، فاميل و خانوادههايي که ميشناسم رواج پيدا کرده است. اين روزها نقل کلام بسياري از محافل دوستانه و خانوادگي بحث هدفمندي يارانههاست. يکي ميگويد اگر دولت بتواند گراني را کنترل کند، طرح خيلي خوبي است. ديگري معتقد است با هدفمندي يارانهها حق به حقدار ميرسد و معادله توزيع يارانهها به سمت اقشار کمدرآمد جامعه متعادل و عادلانه ميشود. آن يکي که خودروي مدل بالا و خانه ويلايي دارد و مصرف بنزين و آب و برق و گازش بالاست دودو تا چهار تا ميکند که راهحلي براي شيوه مصرفش پيدا کند. جالب اينجاست که بسياري از دوستان و آشنايان ما قصد دارند به يارانههاي واريز شده دست نزنند و آن را پسانداز کنند تا روزي که نياز ضروري پيش بيايد، گرهي را از مشکلاتشان باز کند. فکرش را بکنيد اگر تنها 10 درصد افراد جامعه قصد پسانداز يارانه نقدي خود را داشته باشند، علاوه برترويج فرهنگ پسانداز، چه سرمايه عظيمي براي انجام طرحهاي اقتصادي در بانکها شکل ميگيرد. اين روزها جامعه در حال و هواي خاصي به سر ميبرد و رگههايي از بيم و اميد در رفتار و گفتار شهروندان ديده ميشود؛ بيم از احتمال گراني مضاعف و اميد به بهبود اوضاع معيشتي، به شرط نظارت و کنترل اصولي دولت بر نحوه اجراي طرح هدفمندي يارانهها. همه اينها حکايت از يک چيز دارد، اينکه اکثريت غالب مردم ما مثل هميشه با درکي درست از موضوع، ضرورت اين تحول بزرگ اقتصادي را حس کردهاند و در عمل همراهي و همدلي خود را با دولت و نظام نشان ميدهند، که اگر جز اين باشد توفيقي حاصل نخواهد شد؛ و براي من و خانواده ام نيز که سالهاي متمادي پيام «بابا برقي» را شنيديم و تنها به يک لبخند ساده بسنده کرديم اين توفيق بزرگي است که: «بالاخره در خانه ما لامپ اضافي خاموش شد.»