
دنیا حیدری
پنج نفر با برنامه قبلی در حال راه رفتن در زمین حساسترین بازی پرسپولیس هستند گهگاه، نگاهی هم به دایی میکنند و رجزی هم بعد از هدر رفتن هر موقعیت پرسپولیس برای سرمربی تیم میخوانند، به طوری که برخی از بازیکنان صبا هم شستشان با خبر میشود که ماجرا از چه قرار است.بعد بازی دایی استعفا میدهد و آنها هم بر این باورند که به هدفشان رسیدهاند. اما یک جای محاسباتشان اشتباه از آب درآمده! زمان ... آنها زمان را در نظر نگرفته و محاسبه نکردند و از یاد بردند که در این برهه از زمان پرسپولیس نمیتواند مربیاش را عوض کند.همین مسئله «زمان رفتن دایی از پرسپولیس نیست» که باور کاشانی و سعیدلو هم هست باعث میشود دایی بعد از 24 ساعت، بازگردد، چرا که با استعفایش موافقت نمیشود.
دایی بازگشت. ظاهراً همه چیز ختم به خیر شد. اما واقعاً ختم به خیر شد؟! آیا دایی دومین اشتباه عمر فوتبالیاش بعد قبولی هدایت تیم ملی را مرتکب نشد؟
بیشک آنهایی که یک بار دایی را زمین زدند، با یکی دو ساعت صحبت کردن کاشانی، متنبه نمیشوند و...
یکشنبه- 28 دی ماه، نیمههای شب، هتل المپیک
سکوتی مطلق بر راهروهای هتل المپیک حاکم است، به طوری که گمان میرود اگر کمی گوشها را تیز کنی، صدای «خروپف» یا حتی نفس کشیدن مسافران را میشنوی. البته خیلی هم عجیب نیست، چرا که شب از نیمه هم گذشته و هم در حال استراحت هستند. مخصوصاً مسافران این طبقه از هتل که امروز یک بازی بسیار مهم و حساس هم دارند. اما در یکی از اتاقها نه تنها خبری از خواب و استراحت نیست، که یک جلسه سری هم برپا شده؛! جلسهای که بوی توطئه میدهد! پنج نفر نقشه زمین زدن دایی را دارند. جلسه پنج صبح تمام میشود و نقشهکشها، به اتاقهای خود بازمیگردند، هر چند که در راه بازگشت، دو چشم آنها را میبیند و بوی توطئه را استشمام میکند.
28 دی ماه- استادیوم آزادی- بازی پرسپولیس- صبا- ساعت 15:30
چشمان دایی روی برخی میماند اما ... این نگاهها را کسی جز خود او نمیفهمد. خصوصاً آن پنج نفری که دایی از شب زندهداریشان خوب آگاه است و بیتوجه به اتفاقات نیمه شب، مثل همیشه تیمش را کوچ میکند و طبق برنامه هر پنج نفر راه میروند و خود را از مقابل توپهایی که راه دروازه را در پیش گرفتهاند، کنار میکشند.
توپ، پشت توپ است که درون دروازه پرسپولیس دایی آرام میگیرد! عدهای روی سکوها تحریک میشوند و ... برای اولین بار علیه دایی شعار میدهند.
یکشنبه 28 دی ماه – سالن کنفرانس- بعد بازی
سوت پایان بازی به صدا در میآید. اسکوربورد باخت 4 بر یک پرسپولیس را نشان میدهد. دایی راه سالن کنفرانس را در پیش گرفته. اما به خوبی مشخص است نای راه رفتن ندارد! خبرنگاران آمادهاند تا باز هم او را توبیخ کنند که صحبتهای دایی همه را به سکوت وا میدارد: «استعفا میدهم». صدایش اما گویی از ته چاه در میآید: «این تیم مشکل فنی دارد. هوادار حق دارد. خسته شده، یک باخت، دو باخت، سه باخت، چهار باخت، پنج باخت! چند باخت دیگر باید رقم بخورد و او سکوت کند؟ مقصر همه باختها من هستم بازیکنانم بیتقصیرند، شرافت آنها را زیر سؤال نمیبرم، چرا که آنها کوتاهی نکردند و با تمام توان بازی کردند.»
***
یکشنبه 28 دی ماه- رختکن پرسپولیس بعد کنفرانس
حال نوبت بازیکنان است که از این خبر مطلع شوند. گویی گرد غم به این رختکن پاشیدهاند! همه گریه میکنند. اما اشک برخی اشک تمساح است. یکی که خیلی آشناست و نیمههای شب در راهروی هتل در حال رفت و آمد بود، نزد دایی میرود: «من تمام سعی خودم را کردم و اگر اشتباهی داشتم، حتما سهوی بود!» دایی که همه چیز را میداند تنها زهرخندی میزند و میگوید:« برو پسر خوب، من خودم همه را میشناسم.» در رختکن از بازیکنان و کاشانی اصرار است و از دایی انکار. تا جایی که کاشانی همه چیز را به جلسه روز بعد واگذاشت تا در این فرصت دایی هم اندکی آرامتر شده باشد.
دوشنبه 29 دی ماه- باشگاه پرسپولیس 14:30
طبق معمول هر دوشنبه جلسهای در باشگاه پرسپولیس برپاست. اما این بار نه جلسه کمیته فنی که جلسه اضطراری کاشانی با بازیکنان است برای توبیخ آنها و یافتن راهی برای بازگرداندن دایی و کاشانی امیدوار است این بار حرفهایش چون دفعات قبل آب در هاون کوبیدن نباشد!
خبرنگاران بیرون باشگاه منتظر نتیجهاند. یکی یکی سر و کله بازیکنان پیدا میشود. اگرچه قیافههایشان تقریباً خندان است اما نه آنها و نه حتی کاشانی که بهانه جلسه با سعیدلو را میآورد، حرفی نمیزنند و از گفتن آنچه در جلسه رخ داده طفره رفته و فرار میکنند.
سهشبه 30 دی ماه – منزل دایی
طبق قرار قبلی، بازیکنان راهی منزل دایی شدهاند تا او را برای حضور در تمرین بعد از ظهر راضی کنند. گویا دایی از شب قبل دستور بازگشت را از جلسهای که کاشانی با سعیدلو داشته گرفته. اما هرچه هست، او راضی به بازگشت میشود و به یمن این بازگشت بازیکنان ناهار را در منزل سرمربی صرف میکند. تا بعد از آن راهی تمرین شوند؛ تمرینی که شاید متفاوت باشد، شاید!
سه شنبه 30 دی ماه، درفشیفر، تمرین پرسپولیس 14:30
یک گوسفند بیزبان دیگر جلوی پای دایی و شاگردانش قربانی میشود تا همه چیز به خیر و خوشی تمام شود. انگار نه انگار که هیچ اتفاقی افتاده!
تمرین آرام و بیهیچ اعتراضی دنبال میشود و به پایان میرسد! دایی هم کمی آرامتر از همیشه تمرین را رهبری میکند. خبرنگاران هم بر خلاف قانون جدید پرسپولیس که میگوید 48 ساعت قبل از بازی تمرینات این تیم پشت درهای بسته انجام میشود، حضور دارند تا شاهد آرامش کامل پرسپولیس باشند و از نزدیک ببینند نه کسی با کسی دشمن است و نه کسی با کسی دعوا دارد!اما صدای هوادارانی که مجتبی محرمی را تشویق کرده و او را فریاد میزنند، حرفهای ناگفته زیادی دارد که امیدوارند با یک کله «مجتبی محرمی» فهمیده شود.