
امین خرمی- با تمام فراز و فرودهای به وجود آمده از جشنواره چهاردهم موسیقی فجر که موسیقی پاپ برای اولین بار در این رویداد حاضر شد، بالاخره حمیدرضا شاهآبادی، معاون هنری وزیر ارشاد با اعلام حذف بخش رقابتی موسیقی پاپ از جشنواره بیست و ششم موسیقی فجر، به تمام غائلههای به وجود آمده طی 12 سال اخیر پایان داد.
عقبگردی تأسفانگیز یا تقلیدی ناشیانه
فارغ از جنبه سرگرمسازی موسیقی و ایجاد فضایی شاد و سرزنده در ایام پرشکوه دهه فجر به عنوان یکی از دلایل راهاندازی جشنواره موسیقی فجر در گامهای نخستین خود، باید اذعان داشت که با مطالعه اهداف کلی این جشنواره میتوان به مواردی مانند شناسایی و معرفی موسیقی سنتی نواحی و بومی ایرانزمین، حمایت از گروههای موسیقی محلی و مقامی شهرستانهای کشور جهت اجرای عمومی در داخل و خارج از کشور، حمایت از نوازندگان جوان و مستعد برای پرورش آنها و معرفیشان به عنوان آیندهداران موسیقی ملی و سنتی ایران و مواردی از این دست برخورد کرد.
اینکه این جشنواره در توفیق چنین اهدافی تا چه حد موفق عمل کرده است شاید مجال پرداخت آن در این نوشتار نباشد اما اینکه چرا موسیقی پاپ با پسوند ایرانی از میانه راه بدون علت منطقی به این جشنواره پیوست و چرا در ادامه و بعد از 12 سال از این جشنواره کنار گذاشته شد، سؤالی است که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. هر چند باید اذعان داشت ورود موسیقی پاپ به این جشنواره در همان دور اول با معرفی خوانندگانی مانند محمد اصفهانی و علیرضا عصار نوید روزهای خوبی را برای موسیقی تازه متولد شده پاپ در کشور ما بعد از انقلاب اسلامی میداد اما در ادامه راه به دلیل بیبرنامگی مدیران در راه هدایت استعدادها و تدوین مقرراتی برای نحوه ارائه اشعار و ترانههای متناسب با فضای اسلامی و انقلابیمان، این موسیقی در بهترین حالت خود یا پس رفتی به دوران موسیقی پاپ نازل پیش از انقلاب داشت یا در تقلیدی ناشیانه رنگ و بوی موسیقی لسآنجلسی را با خود یدک میکشید.
راهی که به بیراه ختم شد
متأسفانه کار به همین جا ختم نشد و عدم نظارت دقیق بر ورود گروههای پاپ جدید یا خوانندگان آنها به جشنواره موسیقی فجر با هدف معرفی استعدادهای جوان در این گونه موسیقایی شاهد روال کوک ناکوکی از موسیقی پاپ با تعریف متناسب ایرانی و اسلامی بودیم و کم کم کار تا جایی پیش رفت که به دلیل انجام حرکات نامناسب برخی از مخاطبان این برنامهها تعدادی از اجراها لغو یا اجازه اجرای مجدد به آنها داده نشد.
این درست در حالی بود که بخش عظیمی از بودجه حمایتی بخش موسیقی که قرار بود صرف شناسایی و حمایت از هنرمندان موسیقی سنتی و محلی شهرستانی شود در این راه صرف شد و هیچ بهرهای را نصیب هنرمندان مستعد اما گمنام شهرستانی نکرد، این چنین بود که صدای اعتراضها بلند شد و عموم انتقادها پیرامون این مسئله بود که این گروهها در تمام روزهای سال و فارغ از هر چتر حمایتی جشنوارهای میتوانند به اجرای برنامههای خود در سالنهای سطح کشور بپردازند و الحق هم انتقادی درست بود اما گویا قرار بود گوشها این نقدها را نشنوند تا باز سرمایهای 12 ساله بدون هیچ دستاورد بزرگی به هدر رود و بخش رقابتی موسیقی پاپ از جشنواره فجر حذف شود. آیا واقعاً اگر مدتها پیش به این انتقادها لبیک گفته میشد امروز حسرت کمتری برای سرخورده شدن برخی از هنرمندان مستعد موسیقی شهرستانی کشور نمیخوردیم.
احساس خطر برای موسیقی ملی
البته شاید اوضاع نابسامان موسیقی صرفاً برای بسامان شدن به حذف بخش پاپ از موسیقی فجر بستگی نداشته باشد، چرا که حسین علیزاده، آهنگساز موفق و شناخته شده کشور در نشستی پیرامون هدایت ارکستر ملی ایران گفت: در شرایط فعلی برای حیات موسیقی ملی احساس خطر کردم و تصمیم گرفتم درکنار سایر دوستان دلسوزانه برای احیای ارکستر موسیقی ملی گردهم آییم. اینکه چرا استاد فرهاد فخرالدینی رهبری ارکستر ملی را ترک کرد شاید جای سؤال داشته باشد اما میتوان امیدوار بود که با حضور علیزاده و آهنگسازان بنام و متعهد کشور در آینده شاهد نوزایی جدیدی در باب موسیقی ملی و با هویت ایرانی خود باشیم.