
دهه ابتدایی ماه محرم مطابق با هر سال بهانهای است برای سرکشی به تألیفات منتشر شده در کشور در این حوزه و مرور دستپخت فرهنگی یک سال گذشته کشور در این رابطه.
برای فروکش کردن عطش ناشی از این بهانه، نویسنده این چند خط تصمیم گرفت که در قالب یادداشتهای روزانه برترین آثار داستانی و شعرگونه عاشورایی که در فاصله یک سال گذشته منتشر شده بود را به خوانندگان معرفی کند تا از این راه روزنهای هر چند کوچک را به مطالعه حقیقی و نه مطالعه آماری اضافه کند.
جستوجو در مکتوبات عاشورایی منتشر شده در یک سال گذشته با این نتیجه تأسفبرانگیز روبهرو شد که حتی 10 اثر ممتاز و در حافظه مانده داستانی یا شعر در این رابطه در یک سال گذشته در کشورما منتشر نشده است و این جز با رجوع به آثار شاخص منتشر شده در سالهای قبل از آن میسر نیست.
از سوی دیگر در همین حال و هوا هفته گذشته خبر رسید که معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور آنچه آن را حمایت از ناشران کتابهای عاشورایی و کتب دینی، تجهیز کتابخانههای عمومی سراسر کشور، افزایش شمارگان کتب عاشورایی نسبت به دیگر حوزهها و ایجاد انگیزه برای چاپ این نوع از کتابها اعلام کرده است در دستوری به بخشهای ذیربط خود اعلام کرده است تا به صورت خارج از نوبت به خرید این آثار بپردازند و سقف هزینه پنج میلیارد ریال را نیز برای این موضوع اختصاص داد.
اما به راستی آیا مشکل عدم اقبال ناشران به انتشار آثار داستانی و شعر در حوزه آئینی و نیز منبعث شده از فرهنگ عاشورا را باید در کمبود حمایتهای دولتی به منظور خرید این آثار جست و جو کرد؟ آیا اساساً اگر دولت نخواهد از این دست آثار خریدی داشته باشد، لاجرم نویسندگان نیز بر خود فرض میبینند که در این حوزه ننویسند و ناشران نیز بالطبع با بدقلقی آنچه هست را منتشر میکنند؟
بگذارید از وجهی دیگر به این موضوع نگاه کنیم. به گواهی عقل مخاطب اصلی کتاب به ویژه از نوع داستان و شعر، حافظه و ذهنیت فردی جامعه است. این آثار به طور معمول به دلیل حال و هوای موجود در خود به صورت فردی مورد مطالعه قرار میگیرد و در یک جمله مخاطب عام به شکلی انفرادی با آن روبهرو میشود. این مسئله به این معنی است که فروش این آثار از طریق مجاری عادی فروش کتاب نشاندهنده میزان اقبال اثر و نیز توجه مخاطبان به آن اثر است و خرید فلهای دولتی نقش کمتری در تزریق و ترغیب مخاطبان به مطالعه این آثار دارد.
عدم خرید این آثار از سوی مخاطبان و در نتیجه عدم تمایل ناشران به انتشار این آثار و عدم رغبت نویسنده متمایل به چاپ اثر (و نه تولید اثر باکیفیت) برای ایجاد چنین آثاری در واقع سیکل بستهای ایجاد کرده است که هر روز بیش از پیش سردرگمی آن جلوهگر میشود.
مخاطب امروز آثار داستانی با محتوای فرهنگی دینی به شدت تشنه نوآوری در روایت و شخصیتپردازی داستانی است، تشنه شعر و کلامی نو و متحورانه درباب حادثه عاشوراست، تشنه آثاری مثل «کتاب آه» یا «پدر عشق پسر» که تنها با ظرفیت کلامی و بیانی وجود خودش و نه خریدهای میلیاردی به ذهن او راه یافتهاند.
کاش دستاندرکاران مدیریتی کشور ما لااقل یکبار هم که شده این جسارت را به خود راه میدادند که به جای تخصیص بودجهای به منظور خرید آثار داستانی و اشعار منتشر شده آئینی و عاشورایی سالیان گذشته که عمدتاً به دلیل ورودشان به پروسه کتابسازی زرد یا مخاطبنشناسی در حوزه تألیف و انتشار در انبارهای ناشران در حال خاک خوردن است و معلوم نیست پس از خرید دولتی هم وضع بهتری در انتظار آنها باشد، بودجه مربوطه را در راه مخاطبشناسی و شناخت روحیه مخاطبان در رابطه با مطالعه این آثار و ترغیب نویسندگان به خلق آثاری بدیع در این حوزه صرف کنند؛ بودجهای به منظور خلق و ایجاد بستری برای تراوش ادبی و نه خرید اثری که سالهاست از انتشار آن میگذرد و نبودنش در دست ناشر تنها التیامی زودگذر بر زخم اقتصادی ناشی از چاپ آن است.
کاش یک بار هم که شده در حوزه حمایت از مقوله نشر، به حمایت از ذهن و زبان خلاق توجه نشان داده شود؛ ذهن و زبانی که بتواند به زبان مخاطب حال حاضر خود ناگفتههایی از واقعیتهای فرهنگی و شخصیتهای مذهبی کاریزماتیک یک ملت را در ظرف داستان ریخته و به آنها ارائه دهد.
کاش ارادهای پیدا شود که یک بار هم که شده یکی از هزار راه نرفته در این حوزه را مزمزه کند. خدا را چه دیدی شاید خوشمزه بود و در برنامه روزانه ماندگار شد.