
رضا فرخي- بعضي از مردم با اتوبوس بيگانهاند و براي كل كل با آلودگي از هيچ چيز فروگذار نميكنند! بدن آنها در مقابل انواع نيترات و دي اكسيد و منواكسيد و هزار زهر هوايي ديگر مقاوم است. به نظر شما اين بعضي از مردم چه كساني هستند؟ براي پاسخ به اين سؤال بد نيست به 10 سال پيش برگرديم!
يادش به خير 10 يا 12 سال پيش كه دوران پيكان جوانان گوجهاي و لاستيك دور مارشال بود و همه 6 نفره سوارش ميشدند تازه اگر جا داشت مردم مهربانتر بودند و تا 10 نفر با هم سوار ميشدند كارشناسان زيست محيطي، محيط زيستي، اقتصاد كربني و خلاصه هر كسي كه در بين خودشان يا فاميلشان كارشناسي بود، فرياد برآوردند كه اي مردم پايتخت نشين، تهران به زودي زود ازآلودگي دچار غمباد كربني خواهد شد. تازه ميرزا رك بنويس ما هم با تمام آلزايمري كه گرفته بود يادش هست كه همان موقع ايران خودرو و سايپا نصف توليداتشان را به خيابانهاي تهران روانه ميكردند تا بيش از پيش به پاكي هواي تهران كمك كنند!
البته از حق نگذريم كيفيت زيست محيطي ماشينهاي توليد داخل بالا بود كه از همان سالها مدرك ايزو نميدونم چي چي هزار را در توليد CO2 (دي اكسيد كربن) دريافت كردند تا افتخار حجم توليد دي اكسيد خالص در يك ثانيه و در يك خودرو براي هميشه نصيب ما شود! خداييش مردم هم بعد از مدتي كم نگذاشتند و در يك همكاري متقابل با روانه كردن خودروهاي تكسرنشين به خيابانهاي تهران كمك اساسي به پاكي هوا كردند!
از آن سالها به بعد با قلمبه شدن حس هم نوعدوستي، مردم با آوردن ماشينهاي تك سرنشين به خيابان، به همديگر دي اكسيد هديه دادند. (قابلتون نداره، يه كاسه دي اكسيده، انشاءالله دفعه بعدي زنده نباشيد).
به طور قطع تاريخ درباره اين دسته از شهروندان تهرانيها خواهد نوشت:«آنان مردمي پرهمت بودند كه براي بستن راه تنفس خود با دي اكسيدكرين تا آخرين قطره خون خود ايستادند وهيچ گاه عقبنشيني نكردند.»