محمد اکبرپور | از ویژگیهای اینگونه نظامها اختیارات وسیع رئیس کشور و عدم توزیع مدیریت به دستگاههای غیر متمرکز است. تکثری در کار نیست و فشردگی و تمرکز در یک نقطه است به گونهای که تجاذب قدرت در نهایت اجازه انتقال قدرت به جانشین را نداده یا همراه با تنش و احیاناً خشونت است. در اینگونه نظامهای خودکامه چنانچه جانشین مشخص نباشد خود یک بحران بسیار سنگینی است که خروج از آن متضمن پرداخت بهای کمرشکنی است و میتواند به قیمت فروپاشی تمام شود. عموماً نظامهای پادشاهی از این دست هستند اما مصر به عنوان یک نظام به اصطلاح جمهوری با رهبری 29 ساله مبارک (مادامالعمر) در این تعریف میگنجد.چندی پیش انتخابات پارلمانی در مصر برگزار شد؛ رویدادی که بنا داشت اجرای دموکراسی را به نمایش گذارد. هدف انتخاب 508 نماینده مردم برای حضور در مجلس ملی این کشور بود؛ اتفاقی که طی دو دوره انتخابات در تاریخ 28 نوامبر و 5 دسامبر جاری افتاد، بسیار قابل تأمل است. دموکراسی از سوی دستگاه حکومتی بهگونهای تبلیغ گردید که ماحصل آن در نهایت یکپارچگی مجلس آینده و انتخاب یکدست نمایندگان توسط مردم بود! قریب به اتفاق شرکت کنندگان در این نمایش به نمایندگان حزب حاکم یعنی حزب دموکراتیک ملی رأی دادند و گروههای معارض مبارک هیچ کرسیای را کسب نکردند!اخوان المسلمین تمامی 88 کرسی و حزبالوفد 12 کرسی گذشته خود را از دست دادند. گرچه اغلب احزاب مخالف دولت اصل ورود به انتخابات را تحریم کرده بودند اما قویترین جریان مردمی معارضه که اخوان المسلمین و حزب الوفد بودند، مشارکت نمودند ولی در نیمه راه زمانی که حجم گسترده تزویر و تقلب دولتیها بر آنان مسلم شد، کنار کشیدند و حتی یک کرسی را کسب نکردند. توصیف حزب حاکم از نتیجه انتخابات، توصیفی پاک و بدون خدشه بود! این رویداد در حالی اتفاق افتاد که هنوز یک ماه بیشتر از تجمع بسیار گسترده معارضین نظام حاکم بر مصر در شهرهای قاهره و اسکندریه نمیگذشت. ظاهراً امضای میلیونی مردم مصر چندی پیش در مخالفت با وضعیت موجود هیچ جایگاهی درنتایج این انتخابات نداشته است!قشر عظیم مخالفان که با امضای خود در پای بیانیههای متعدد از وضعیت فعلی مدیریت دولت ومشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر مصر ابراز انزجار نمودندو خواستار آزادی فعالیت احزاب و جلوگیری دولت از فساد و اختلاس و استبداد شدند البته نمایندهای در مجلس جدید ندارند. کار به گونهای دنبال شد که صدای امریکاییها نیز درآمد و از تزویر و تقلب گسترده سخن گفتند.اخوانالمسلمین حجم مشارکت را بیش از 15درصد از واجدین شرایط ندانست در حالی که دستگاه حکومتی رقم 25 درصد را اعلام داشت. چنانچه دستگیری تعداد زیادی از نامزدهای جریان اخوانالمسلمین قبل از برگزاری انتخابات را در کنار آتش زدن صندوقهای چندین حوزه انتخاباتی از سوی حامیان دولت و توقف 17 شبکه تلویزیونی ماهوارهای خصوصی را که نوعاً از تحریم انتخابات و تزویر سخن میگفتند در کنار هم قرار دهیم، نتایج اعلام شده انتخابات قابل فهم است، البته باید اذعان داشت که جریان معارضه از تجربه انتخابات سال 2005 درس نگرفت. در آن زمان ایمن نور و نعمان جمعه رهبران دو حزب الغد و الوفد به دلیل رقابت با حسنی مبارک به فساد و رشوهدهی متهم و به دادگاه احضار و محاکمه شدند. واکنش حامیان حزب حاکم نیز آتش زدن دفاتر این دو حزب و دیگر احزاب مخالف دولت از جمله حزب تجمع و الناصری و دفاتر اخوان المسلمین بود.اما در نمایش دموکراسی اخیر گفته شد احزاب مخالف شرکت کننده در انتخابات تکیه بر اظهارات حسنی مبارک نمودند که قبل از برگزاری سخن از اجرای واقعی دموکراسی و پاک و منزه بودن انتخابات نموده بود و از احزاب مختلف خواسته بود فعالانه مشارکت نمایند. به عبارت دیگر اخوانالمسلمین و الوفد در این ماجرا خام شدند و گول وعدههایی را خوردند که هرگز تحقق نیافت. ناظران صحنه سیاسی مصر گفتند بیشترین دخالت را در روندانتخابات اخیر، حامیان جمال مبارک برعهده داشتند. هم اوکه خود را برای جانشینی احتمالی پدرش آماده میکند، همدستان وی عنوان دخالت خود را «پاکسازی سیاسی» نامیدند.پرواضح است که تلاش دولت مصر برشکلگیری یکپارچه و یکدست مجلس آینده با هدفی خاص انجام گرفته است. مهمترین هدف کنترل بحران جانشینی مبارک است. در این میان پارلمان نقش عمدهای دارد. نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری که قرار است در سال آینده میلادی برگزار شود باید با تأیید دو سومنمایندگان همین مجلس معرفی شوند. وظیفه همین پارلمان است تا حسنی مبارک را مجدداً نامزد وشاید تنها نامزد ریاست کشور معرفی کند. اینکه چه شخصیتی قرار است با وی رقابت کند هنوز در پرده ابهام است. از اینجاست که اظهارات محمدالبرادعی رئیس سابق آژانس بینالمللی هستهای که امروز به یک چهره سیاسی مخالف دولت حسنی مبارک تبدیل شدهاست، معنا پیدا میکند. وی از اساس انتخابات پارلمان و ریاستجمهوری را رد کرده و آن را یک بازی به ظاهر دموکراتیک میداند که توسط حزب حاکم هدایت میشود و بنابراین خواستار تغییر قانون اساسی میشود. البرادعی که در دوره ریاستش بر آژانس روابط خوبی با حسنی مبارک داشت، امروز پس از ورود به صحنه سیاسی داخلی مصر به یکباره سخن از تغییر سر داده و زمینه همراهی بخشی از جامعه مصر را با خود فراهم کرده است. وی پس از ورود به مصر در سال گذشته گفت که در انتخابات شرکت نخواهد کرد، چراکه این رویداد صرفاً دکوری از دموکراسی است و همواره یک حزب با اختلاف بسیار زیاد برنده میشود. وی افزود: قانون اساسی فعلی پر از خطا و ابهام است. قوه قضائیه مستقل نیست و تحت نظارت رئیس کشور کار میکند، بنابراین تنها راه نجات مصر، تغییر قانون اساسی است.اظهارات البرادعی شخص مبارک را به واکنش واداشت. ظاهراً وی خطر را احساس کرده بود. مبارک این سخنان را برنتابید و شعارهای تغییر و اصلاح قانون اساسی را فریبنده توصیف کرد که کشور را در این شرایط حساس به فروپاشی خواهد کشاند. اما البرادعی این چهره مخالف دولت مصر که عنوان رئیس جمعیت ملی تغییر را به خود اختصاص داده، دارای نقاط ضعفی هم هست که از سوی دیگر اقطاب معارضه نیز بدان پرداخته شده است. وی دارای شخصیتی محافظهکار بوده و متهم است برای رسیدن به قدرت به امریکاییها و اروپاییها روی آورده و به دلیل روابط گذشتهاش با رهبران دولتهای غربی، توان مبارزه جدی با حکومت دستنشانده و مورد تأیید غرب را ندارد. عدم ارتباط وی با قشر جوان و خانوادههای متوسط به پایین جامعه مصر از دیگر نقاط ضعف وی به شمار میرود. از اینرو است که شانس وی برای عهدهداری رهبری جریان معارضه در مصر و مآلاً جانشینی مبارک در آینده بسیار کم است هرچند در جریان مبارزاتش اخوانالمسلمین نیز در کنار وی قرار گرفتند.از جریان معارضه در بحران جانشینی مبارک که بگذریم، دو چهره شاخص دولتی برای آینده رهبری در مصر مطرح است. جمال مبارک (47 ساله) فرزند بزرگ حسنی مبارک یکی از آنان است. گرچه امریکاییها معتقدند حسنی مبارک تا زنده است بعید به نظر میرسد داوطلبانه از قدرت کنار رود و بنابراین در انتخابات سال آینده شخصاً نامزد خواهد شد ولی کهولت و بیماری جدی وی احتمالات آینده انتقال قدرت را مورد توجه قرار داده است. ایالات متحده امریکا بهعنوان مبلغ به اصطلاح دموکراسی و ارائهدهنده الگوی مردمسالاری در جهان ناگزیر است زمانی که نوبت به نظامهای خودکامه دولت همانند مصر میرسد دمخروس را پنهان کرده و درصدد راهحلی برای انتقال کمهزینه قدرت به افراد مورد اعتماد خود و نه مردم مصر شود. بیتردید در افکار حاکمان کاخ سفید اقدام دموکراتیک و رأی واقعی مردم در انتخاب رئیس جمهور خود معنایی ندارد. اظهارات مصطفی الفقی، رئیس کمیسیون روابط خارجی سنای مصر از حزب حاکم قابلتأمل است که میگوید رئیس آینده مصر باید مورد تأیید امریکا باشد و توسط اسرائیلیها وتو نشود. 60 میلیارد دلار کمک بلاعوض امریکا به مصر پس از کمپدیوید تاکنون دلیلی بر این ادعاست که البته دهها میلیارد دلار کمک دولتهای اروپایی را نیز باید بر آن افزود، بنابراین ناظران صحنه سیاسی مصر بر این اعتقادند تا زمان شکلگیری یک جریان مخالف مردمی فراگیر با رهبری کاریزماتیک در مصر که بتواند جریان غرب و گزینههایش را به چالش بکشد، همچنان چهرههای دولتی وابسته صحنهداری خواهند کرد. جمال مبارک میتواند گزینه آینده باشد اما معتقدند به شرطی که انتقال قدرت به وی در زمان حیات حسنی مبارک صورت پذیرد وگرنه شانس وی پس از مرگ پدرش کاهش خواهد یافت. وی گرچه مورد تأیید امریکا و اسرائیل است، اما آلودگی وی به فساد مالی که زبانزد مردم مصر است و نیز طی نکردن مدارج در ارتش (نظامی نیست) که شرطی برای مدیریت نظام دیکتاتوری مصر است، از نقاط ضعف بارز جمال است. از این زاویه است که سخن از جانشینی احتمالی عمرسلیمان (74 ساله) چهره امنیتی قدرتمند مصر قوت میگیرد.عمرسلیمان طی سالهای گذشته علاوه بر کنترل اوضاع امنیتی داخل، ارتباطات گستردهای با امریکا و اسرائیل برقرار کرده و اعتماد آنان را جلب کرده است. پیگیری پروندههای روابط خارجی مصر در محورهای فلسطین، رژیم صهیونیستی، عراق، اتحادیه عرب، سودان و... توسط وی نشانههایی از تجربه کار سیاسی و شانس بیشتر وی در مقایسه بادیگر رقبای جانشین مبارک است.آنچه بر ابهام و پیچیدگی اوضاع آینده سیاسی در مصر میافزاید، عدم کنارهگیری حسنی مبارک در 82 سالگی است. حلاوت قدرت در عین کهولت و انجام چند عمل جراحی مانع انتقال جانشینی است. وی بر سر یک چندراهی قرار دارد. گرچه تمایل غالب وی حفظ قدرت در خانواده یا به اصطلاح وراثت در جانشینی است، اما به خوبی از عدم توانایی و کفایت جمال در اداره میراث سرزمین فراعنه آگاه است. مشخص نیست پاسخ مقامات کاخ سفید به درخواست حمایت مبارک از فرزندش برای ریاست آینده این کشور که در آخرین سفرش به واشنگتن مطرح کرد، چه بوده است. بیتردید امریکاییها در پی منافع و مصالح خود و آینده رژیم صهیونیستی در منطقه پرتلاطم خاورمیانه هستند. نکته مهم دیگر در بحران جانشینی مبارک که مدنظر امریکاییها نیز میباشد، نقش بسیار مهم ارتش است که برای تثبیت قدرت رئیسجمهور لزوماً باید در کنار وی قرار گیرد و از وی حمایت کند. آیا این نقش میتواند مکمل قدرت جمال مبارک در زمان حیات پدرش برای رهبری مصر به کار گرفته شود یا اینکه در کنار حمایت از رقیب وی قرار خواهد گرفت؟ امری که پاسخ آن در آینده نه چندان دور روشن خواهد شد.