کد خبر: 427048
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۹ - ۱۵:۰۷
اینکه بگوییم ادبیات کودک و نوجوان جدی گرفته نمی‌شود، ریشه در یک مسئله ساده دارد و آن اینکه مگر اساس ادبیات بزرگسال در کشور ما جدی گرفته می‌شود که ادبیات کودک؟ هنوز که هنوز است دانشگاه‌های کشور ما ادبیات بزرگسالانه معاصر را قبول ندارند. به راستی تا به حال به این فکر کرده‌اید که دانشکده ادبیات در کشور ما چند واحد ادبیات معاصر را به دانشجویانش تدریس می‌کند، آن هم امروزه که این ادبیات انکار ناشدنی است؟
واقعیت این است که مردم ما با ادبیات معاصر زندگی می‌کنند، حتی سعدی و مولوی را هم امروزه از منظر این ادبیات می‌بینند، بنابراین نمی‌توان توجه و نفوذ این ادبیات را نادیده گرفت، اما مشاهده درصد اختصاص یافته به این نوع از آموزش‌ها در مدارس و دانشگاه‌های ما نشان از بی‌توجهی به آن دارد.
هر گونه ادبی در جهان امروز اگر رسمیت یافته است و به مقوله‌ای جدی بدل شده و رشد و تکامل یافته است به خاطر ورود آن به حوزه آموزش عالی است و این موضوع برای ادبیات کودک و نوجوان و کلاً ادبیات معاصر در کشور ما هنوز رخ نداده است.
بیایید جور دیگری نگاه کنیم؛ در ایران چیزی نزدیک به 20 میلیون کودک و نوجوان وجود دارد و به همین تناسب معلم برای آنها، ولی آیا این معلمان ادبیات معاصر و امروزی مخاطبانشان را می‌شناسند؟ آنچه دیده می‌شود این است که در مجاری آموزشی امروزی ما تنها چند واحد فرمالیته ادبیات داستانی مختص کودک و نوجوان وجود دارد و نگاه برنامه‌ریزان آموزشی در کشور ما به ادبیات معاصر کودک و نوجوان متعلق به 100 سال قبل است
کار اصلی ما باید امروزه طرد این نگاه باشد. ادبیات کودک و نوجوان امروزه باید بتواند به حوزه‌های دانشگاهی وارد شود و دانشجویان رفته رفته به صورتی جدی با آن آشنا شوند. دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که نماد آموزش عالی ادبی در ایران است، شایسته نیست که تنها چند واحد درسی ادبیات داستانی معاصر یاد بگیرد، نیاز اصلی او در واقع رشته دانشگاهی ادبیات کودک و نوجوان است.
نظام آموزشی فعلی کشور ما از منظر ادبیات کودک و نوجوان به آموزش ادبیات کهن فارسی هم نمی‌پردازد و به راحتی اجازه می‌دهد تا ادبیات بزرگسال و رسمی سال‌ها بعد و در دوره بزرگسالی مختصر آشنایی کودک و نوجوان را با این ادبیات کامل کند و همه این مشکلات برمی‌گردد به عدم ارتباط ادبیات داستانی معاصر ما با مجامع آموزشی رسمی کسانی که به اهمیت این مشکل پی نبرده‌اند، به نظر می‌رسد تنها نگاهی صنفی به این حوزه از ادبیات دارند؛ نگاهی که نویسندگانی چون نادر ابراهیمی و هوشنگ گلشیری نیز قائل به آن بودند؛ نگاهی که چیستی پدیده ادبیات کودک و نوجوان را برای آنها تعریف نشده می‌کند.
اگر از ادبیات کودک و نوجوان انتظار داریم تا نقش رشد دهنده برای نسل جوان ما ایفا کند باید این متون در ذهن و برنامه‌ریزی ما از اهمیت بیشتری برخوردار باشند، نگاهی که در سال‌های اخیر منجر به ظهور پدیده‌ای چون رمان کودک نیز شد.
یادمان باشد که هر انسانی هر چه در کودکی خود و در ذهن و اندیشه‌اش ذخیره می‌کند را در بزرگسالی به بیرون از خود بازتاب می‌دهد. در واقع بسیاری از داستان‌های نوجوانانه در پاسخ به همین نیاز پدید آمده‌اند. در همین راستا تنها یک بازنگری و شست‌وشوی حقیقی در ارتباط با باورهایمان نسبت به این ادبیات است که می‌تواند منجر به ایفای نقش حقیقی آن و بروز عملی این اندیشه‌ها شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار