کد خبر: 426580
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۴
بررسي آثار كارگردانان فيلم اولي در گفت‌وگوي «جوان» با نادر طريقت
در چند سال اخير موج ورود كارگردان‌هاي جوان به عرصه فيلمسازي حسابي بالا گرفته است، كارگرداناني كه در كارنامه هنري آنها به زور مي‌توان حتي يك فيلم كوتاه هم پيدا كرد اما نادر طريقت جزو آن دسته از كارگرداناني است كه كوله‌بار 20 سال تجربه فيلمسازي كوتاه و مستند را داشته است. او در طول اين سال‌ها با اينكه بارها و بارها وسوسه ساخت فيلم‌هاي بلند به سراغش آمده است اما ترجيح داده ساخت آن را به بهترين زمان ممكن موكول كند چرا كه معتقد بود بهتر است اولين گام را به بهترين شكل ممكن بردارد به همين خاطر او اولين فيلمش را براساس فيلمنامه دخترش هستي طريقت با نام «خاطره» ساخت. فيلمي كه هم به نظر منتقدين اثر قابل تأملي بود و هم اينكه مخاطبان عام از آن استقبال كردند. او در اولين فيلم سراغ يك مضمون اجتماعي رفت و به نوعي مسئله كودك‌آزاري را مطرح كرد. او با اينكه خاطره اولين فيلم بلندش محسوب مي‌شد اما از بسياري از ستارگان چه در پشت صحنه و چه جلوي دوربين بهره برد. با او به بهانه اكران فيلمش به گفت‌وگو نشستيم كه خواندنش خالي از لطف نيست.در شرايط كنوني و با سيل ورود كارگردانان جوان به عرصه فيلمسازي و همچنين با وجودكساني كه در پرونده كاري‌شان به زور مي‌شود حتي ساخت يك فيلم كوتاه را هم پيدا كرد بدون شك ورود ديرهنگام شما با بيش از 20 سال تجربه ساخت فيلم‌هاي مستند و كوتاه براي ديگران جاي سؤال دارد. فكر نمي‌كنيد پروسه ورودتان از فيلم كوتاه به فيلم بلند خيلي طولاني شد؟بله، با شرايط كنوني به نظر من هم خيلي طولاني شد. من در كارنامه كاري‌ام همانطور كه شما اشاره كرديد بيش از 20 سال فعاليت فيلمسازي دارم؛ از مستند گرفته تا فيلم كوتاه و انيميشن سعي كردم در اين سال‌ها تا آنجا كه مي‌توانم به تجربياتم بيفزايم. هر كاري را كه مي‌ساختم برايم حكم كلاس درس داشت. با يك فيلم لنز را شناختم و ... تمام تلاشم اين بود كه مديوم سينما را ياد بگيرم چرا كه من اين حق را براي خودم قائل نمي‌شدم كه در اولين تجربه‌ام بخواهم اشتباه كنم زيرا من با ديگر كارگردانان جواني كه در كارنامه هنري‌شان تنها يك يا دو فيلم كوتاه داشتند از اين حيث تفاوت داشتند و به خودم مي‌گفتم در اولين كارت نبايد جاي ايراد گرفتن را باقي بگذاري و اين فضا را ايجاد كني كه منتقدان از تو هم مانند كار اولي‌ها ايراد بگيرند.من فكر مي‌كنم سوداي فيلم بلند ساختن در ذهن هر كارگرداني وجود دارد و آنها را وسوسه مي‌كند هر چه زودتر آن را تجربه كنند. در طول اين سال‌ها شما چطور با اين وسوسه كنار آمديد؟من جزو آدم‌هايي هستم كه متأسفانه يا خوشبختانه همه چيز را در حد كمال مي‌خواهم. دوست داشتم در اولين گامي كه برمي‌دارم همه چيز ايده‌آل باشد از طرفي فيلمنامه كار براي من هميشه مهم بود و در صدر انتخاب‌هاي من قرار داشت و معتقد بودم اين فيلمنامه خوب است كه كليت يك فيلم را شكل مي‌دهد. همانطور كه در سؤال قبل هم گفتم در طول اين سال‌ها من دائم تشنه يادگيري بودم و مي‌خواستم همه چيز را تجربه كنم و با كمترين اشتباه وارد اين عرصه شوم چراكه مي‌دانستم از من انتظار مي‌رود تا در گام اولم قوي ظاهر شوم. خب براي ساخت فيلم بلند پيشنهاداتي هم به من مي‌شد اما فيلمنامه‌ها به گونه‌اي بود كه رغبت و شوق ساختن را در من ايجاد مي‌كرد و دائم من زمان را به وقت ديگري موكول مي‌كردم.شما در اولين گام ساخت فيلم بلندتان سراغ فيلم «خاطره» رفتيد، فيلمي كه به اعتقاد برخي بيشتر از آن كه بر بازي يا قصه تكيه داشته باشد تكيه‌اش روي كارگرداني بود. فكر نمي‌كنيد اولين قدمتان را خيلي بلند برداشتيد و ممكن بود از پس اين اتفاق برنياييد؟من مي‌دانستم كه از اين فيلم چه مي‌خواهم و به توانايي‌هاي خودم اشراف كامل داشتم و حتي فيلمنامه را براي تأييد به شورا فرستادم، آنها هم همين حرف‌ها را مي‌زدند و مي‌گفتند فيلمنامه اين كار خيلي سخت و كارگرداني‌اش ريسك زيادي را مي‌طلبد و بهتر است كه براي شروع سراغ آن نروي. اما من با اطمينان گفتم كه مي‌توانم و سپس قدم در اين راه گذاشتم.در حرف‌هايتان چند بار به اين مسئله اشاره كرديد كه داشتن يك فيلمنامه خوب شرط پذيرش براي ساخت يك فيلم است. ظاهراً فيلمنامه اين كار را دخترتان «هستي طريقت» نگاشته است. هستي اين فيلم را به طور سفارشي براي شما نوشت يا شما آن را خوانديد و حس پدرانه‌تان گفت كه آن را بسازيد؟تقريباً هيچ كدام از آنها نبود، دخترم هستي توانايي زيادي در نگارش دارد و تاكنون سه رمان نوشته كه هر سه با اقبال مواجه شده است. او دختر بسيار خوش‌فكري است و بلد است آنچه كه در ذهنش مي‌پروراند را روي كاغذ بياورد. وقتي طرح فيلمنامه را خواندم احساس كردم چيزي در آن است كه من را به سوي خودش مي‌كشد و به همين دليل از دخترم خواستم كه نگارش فيلمنامه را به طور جدي‌تري ادامه دهد، حداقل در اين مورد اصلاً رابطه دختري و پدري بين ما حاكم نبود. من هر چه كه مدنظرم بود از انتقاد گرفته تا پيشنهاد را با او در ميان گذاشتم اما سياستگذاري قصه با خود او بود.يكي از نكات مثبت فيلم «خاطره» اين است كه هم مخاطب عام را جذب مي‌كند و هم مخاطب خاص را... مسئله‌اي كه در سال‌هاي اخير كمتر راجع به فيلم‌ها اتفاق افتاده است، چراكه فيلم‌ها معمولاً يا از اين ور بام مي‌افتادند يا از آن طرف، نظرتان در اين باره چيست؟من خيلي دوست داشتم اين موضوع را در فيلمم لحاظ كنم يعني افراد سخت‌پسند هم بيايند و بگويند ما از اين فيلم لذت برديم و مخاطب عام هم آن را دوست داشته باشد. ظاهراً در چند سال اخير تفسير ما از فيلم خاص اين است كه تنها سليقه مخاطب عام جامعه را دربربگيرد در حالي كه من همواره فكر مي‌كنم اين دو مسئله منافاتي با يكديگر ندارند و همديگر را نفي نمي‌كنند. شما مي‌توانيد يك فيلم بسازيد كه هم قشر خاص جامعه آن را بپسندد و هم قشر عام. بهترين الگو هم دراين زمينه آلفرد هيچكاك است. او يك فيلم قوي را كه مورد پسند قشر خاص و روشنفكر جامعه بود با كمك ستارگان و ديدي نو براي مخاطب عام نيز قابل فهم مي‌كرد، من هم تمام تلاشم را به كار بستم كه يك فيلم شريف آبرومند و در عين حال مردم‌پسند بسازم.به دليل جذب مخاطب عام بود كه براي ساخت فيلم‌تان به سراغ بازيگراني رفتيد كه عموماً‌گيشه دارند؟خب خوشبختانه ما چيزي را كه در انتخاب بازيگر لحاظ كرديم اين بود كه بازيگران ما به نوعي دو وجهي باشند يعني هم در گيشه موفق باشند و هم از توانايي بالايي در جذب مخاطب برخوردار باشند.كار كردن با اين همه ستاره در حالي كه آنها تجارب زيادي در قرار گرفتن جلوي دوربين داشتند و شما اولين كارتان بود برايتان سخت نبود و به نوعي اعتماد به نفس‌تان را از دست نمي‌داديد؟البته من هم در پشت دوربين و هم جلوي دوربين با ستاره‌هاي زيادي در اين پروژه همكاري كردم. آقايان زرين‌دست، ميرفخرايي و خانم سودابه بيضايي همگي كساني بودند كه حضور هر كدامشان در پشت صحنه يك كار وزنه را به سمت آنها سنگين مي‌كرد و خوشبختانه ما شانس اين را داشتيم كه با همه اين عزيزان همكاري كنيم و خب از آن طرف بازيگراني كه در «خاطره» حضور داشتند همگي از چهره‌هاي مطرح بودند و خب عده‌اي در حين انتخاب اين دوستان دائم به من مي‌گفتند كه هدايت اين همه ستاره كار ساده‌اي نيست و ممكن است مديريت كار از دستت خارج شود اما خب من دوست داشتم كار خودم را به بهترين شكل انجام دهم و زماني هم كه كار كليد خورد حتي آن مقدار ترس‌هايي هم كه در من وجود داشت از بين رفت چون ديدم چطور همه عزيزان با همه وجود در خدمت كار و دائم به فكر ارتقاي آن هستند.شما نقش اول قصه‌تان را به مهناز افشار سپرديد، نويسنده زني كه گذشته‌اش باعث بروز يكسري مشكلات روحي و رواني در او مي‌شود، نقشي كه بسيار چالش‌برانگيز بود. چطور شد كه ايشان را براي اين نقش انتخاب كرديد چرا كه ما پيش از اين او را بيشتر در فيلم‌هاي تجاري مي‌ديديم. شما به توانايي او مطمئن بوديد يا تصورتان بر اين بود كه او حداقل گيشه را براي‌تان دارد؟نه من به توانايي ايشان باور داشتم. گزينه اولم براي اين نقش خانم هديه تهراني بودند اما در آن مقطع ايشان فعاليت بازيگري انجام نمي‌دادند به همين دليل ما سراغ گزينه بعدي‌مان يعني خانم افشار رفتيم و ايشان هم به بهترين شكل از پس ايفاي نقششان برآمدند. اين نقش در نوع خودش بسيار پيچيده بود چرا كه ايشان بايد نقش زن نويسنده‌اي را بازي مي‌كرد كه در دوران كودكي مورد آزار و اذيت ناپدري‌اش قرار گرفت و اين در دوران بزرگسالي روي روانش تأثير گذاشته بود تا حدي كه سرمنشأ بخشي از اختلال‌هاي رواني او شده بود.تا اواسط فيلم وقتي داشتم داستان را دنبال مي‌كردم دائم به خودم مي‌گفتم پژمان بازغي چطور قبول كرد نقش به اين سياهي را بازي كند اما همينطور كه به پايان فيلمنامه نزديك مي‌شدم و گره‌هاي قصه‌باز مي‌شد، به علت پذيرش نقش پي بردم.حق با شماست. يادم است مهناز افشار وقتي فيلمنامه كار را خواند به من پيشنهاد داد كه اين نقش را پژمان بازغي بازي كند، من هم پژمان را از قبل مي‌شناختم و بارها با هم صحبت كرديم. او چند باري به من گفت من دوست دارم در اولين كارت با تو همكاري كنم ولي خب ظاهراً وقتي خانم افشار چند صفحه اول فيلمنامه را خواند و كليت قصه را توسط ايشان شنيد گفت نه امكان ندارد نقشي به چنين سياهي را بازي كنم، ولي خب بعدها كه به اصرار قصه را تا آخر خواند نظرش راجع به اين نقش به طور كلي عوض شد و گفت مطمئناً اين نقش در كارنامه من به ماندگاري خواهد رسيد.پوريا پورسرخ را هم مدت‌هاست كه همه در يك قالب ديده‌اند اما او در اين فيلم يك نقش متفاوت را بازي كرد؟بعضي‌‌ها كه فيلم را ديدند از ديدن ايشان در اين نقش حسابي جا خوردند و در كل تمام بازيگرهاي ما در اين فيلم در نقش‌هاي مختلفي ظاهر شدند.در اين فيلم تهمينه ميلاني به عنوان مشاور كارگردان حضور داشت. حضور ايشان در اين فيلم چقدر به پيشبرد فيلم كمك كرد؟خب اين جزو قوانين است كه كارگرداني در اولين كارش بايد يك كارگردان حرفه‌اي در كنار خودش قرار دهد، خانم ميلاني هم به نظر من يك خانم به تمام معناست و من به عنوان خواهر بزرگ‌تر برايشان واقعاً‌ احترام قائل هستم. ما هم از قبل در جشنواره‌هاي مختلف با يكديگر آشنا شديم و ايشان به عنوان داور در جشنواره حضور داشتند به همين خاطر خانم ميلاني هم ابراز تمايل كردند در اولين كار با من همكاري كنند و خب ايشان در حين فيلمبرداري كار تنها يك بار به پشت صحنه كار آمدند و يك فنجان چاي ميل كردند. خانم ميلاني به من گفتند من فكر مي‌كنم تسلط شما به كار به گونه‌اي باشد كه نياز به حضور چندان من در كار نباشد.بازيگران‌تان در فيلم به دليل پيچيدگي نقش‌هايشان شرايط آساني را پيش رو نداشتند چطور از آنها بازي گرفتيد، دست‌شان را باز گذاشتيد يا اين كه ترجيح مي‌داديد بازي‌ها تحت كنترل خودتان باشد؟من قبل از آن كه اين فيلم را بسازم بيش از 50 بار آن را ساخته بودم و دقيقاً روي جزء به جزء پلان‌ها و سكانس‌هايي كه قرار بود برداشت شود اشراف كامل داشتم. خب بازيگران هم معمولاً در يك كار فقط نقش خودشان را در نظر مي‌گيرند و به كليت كار نگاه نمي‌كنند اما در مورد فيلم من نظر بازيگرانم را مي‌پرسيدم و در اين مورد گارد نداشتم كه حتماً تنها آن چيزي كه مي‌خواهم حاكم باشد و اگر نظرشان به ارتقاي فيلم كمك مي‌كرد حتماً از آن بهره‌مند مي‌شدم اما در مجموع بايد بگويم بيشتر بازي‌ها از پيش تعيين شده بود.فيلم شما قصه تقريباً دو وجهي دارد تا يك جاي قصه مخاطب بنابر آنچه كه در فيلم روايت مي‌شود به يك گونه فكر مي‌كند اما انگار رودست مي‌خورد و شرايط قصه كاملاً عوض مي‌شود معمولاً چنين پايان‌بندي‌هايي براي فيلم‌هاي ايراني نوعي ريسك محسوب مي‌شود چون اگر خوب رازگشايي نشود مخاطب فيلم را پس مي‌زند. در اين باره توضيح مي‌دهيد؟بله من از اين موضوع كاملاً مطلع بودم و مي‌دانستم اگر ما يك قدم اشتباه برداريم ممكن است مخاطبانمان را از دست بدهيم اما خب سعي كرديم طوري از قصه رمزگشايي كنيم كه مخاطب ضمن تعجب از آن تلنگر هم بخورد و بتواند آن را باور كند؛ اتفاقي كه تا به امروز رخ داده است و خوشبختانه ما شاهد واكنش منفي از اين باب نبوديم.وقتي فيلم‌تان در جشنواره به نمايش درآمد پايان‌بندي دو پهلويي داشت اما ظاهراً در اكران عمومي پايان‌بندي را تغيير داديد، آيا همين طور است؟در پايان بندي فيلمي كه در جشنواره به نمايش درآمد زني را در بيمارستان رواني نشان مي‌دهيم كه شباهت و شرايط مشابهي با بازيگر اصلي ما دارد. مي‌خواستيم نشان دهيم كه زندگي همچنان ادامه دارد و در ادامه حتي به تكرار هم مي‌رسد اما حس كرديم شايد اين پايان‌بندي بعد از رمزگشايي قصه براي مخاطب كمي تلخ باشد و او را دچار سردرگمي كند. در نتيجه آن را حذف كرديم و به يك پايان‌بندي واحد رسيديم.شما در آثار قبلي كه بيشتر در سينماي تجربي پشت سر گذاشتيد نگاه نقادانه‌اي به اجتماع و شرايط زندگي كودكان داشتيد كه در اين فيلم هم بيشتر فرصت پرداخت به اين موضوع را پيدا كرديد. نظرتان در اين باره چيست؟همين طور است من مي‌خواستم تصويري نقدگونه را نسبت به جامعه نشان دهم و به افراد بگويم قبل از قضاوت در مورد هر فردي ابتدا گذشته‌اش را بدانيد و بعد قضاوت كنيد مي‌خواستم بگويم يك آدم‌كش نيز از بستر جامعه مي‌آيد و به ذات قاتل نبوده است. او در دوران كودكي حتماً شرايطي را پشت سرگذاشته كه وارد اين مسير شده است.شما تجربه ساخت فيلم كوتاه و مستند را در كارنامه هنري‌تان داشتيد و بعد به ساخت فيلم بلند رو آورديد. به نظرتان اساساً چه تفاوتي بين ساخت فيلم‌هاي بلند و كوتاه وجود دارد؟در ساخت فيلم‌هاي كوتاه و بعضاً مستند، ‌بار همه كارها روي دوش خودتان است و شما هم در نهايت حاصل كار خودتان را در پايان مي‌بينيد يعني يك جورايي نتيجه‌گيري اين‌كار حاصل توانايي و دسترنج خودتان است اما در ساخت فيلم بلند عوامل مختلفي دست به دست هم مي‌دهند تا يك كار روي پرده مي‌رود و به نوعي كار گروهي‌‌تري در ابعاد بسيار وسيع‌تري محسوب مي‌شود.فيلم خاطره هم جزو فيلم‌هايي بوده است كه بين زمان ساخت و اكرانش تا حدي فاصله افتاد اين وقفه به خواست خودتان بود يا اينكه باز هم مسائل پشت پرده مانع اكران زودهنگام اين اثر شد؟متأسفانه شرايط اكران در چند سال اخير بسيار پيچيده شده است و شما نمي‌توانيد طبق يك روال عادي فيلم‌تان را روي پرده داشته باشيد و عوامل مختلفي است كه در اين باره تعيين‌كننده است. اين روزها اكثر پخش‌كننده‌ها و سينمادارها ترجيح‌شان آن است كه نوبت اكران را به فيلم‌هايي كه تم كمدي دارند بدهند و خب اگر اين فيلم‌ها به لحاظ مضموني در سطح قابل توجهي بودند باز قابل تأمل بود اما متأسفانه اكثر آنها هيچ بار محتوايي ندارند ولي خب خوشبختانه مردم آهسته‌آهسته آگاهي‌شان نسبت به انتخاب فيلم‌ها افزايش پيدا كرده و ما مي‌بينيم كه فروش اين دست آثار كاهش پيدا كرده و ديگر مانند گذشته نيست كه آنها بخواهند صرفاً به خاطر بازيگر يا ژانر فيلم، آن را تماشا كنند.متأسفانه اين روزها بازار صندلي‌هاي خالي در سينما حسابي داغ است. تنها اين صندلي‌ها مشتري‌هاي پرو پاقرص اين فيلم‌ها هستند. به نظر شما علت خالي بودن سينما به دليل عدم ساخت فيلم‌هاي خوب است يا اينكه اساساً مردم ما با سينما قهر كرده‌اند؟خب در اين مورد خيلي از عوامل دست به دست هم مي‌دهند و ما نمي‌توانيم تنها از يك عامل به عنوان يك عنصر اصلي نام ببريم. بخشي از اين مسئله به دليل ارائه همين فيلم‌هاي آبگوشتي يا به قول اهل سينما فيلم‌هاي سخيف است كه مردم را نسبت به فيلم‌هاي سينمايي دلسرد كرده است. بدون ترديد بخش ديگرش هم گران شدن بليت سينماست كه اصلاً با درآمد مردم سنخيت ندارد. شما تصور كنيد يك خانواده چهار نفره با درآمد متوسط وقتي به تماشاي يك فيلم با بليت 3 الي 4 هزار توماني برود با يك حساب سرانگشتي با هزينه اياب و ذهاب و خورد و خوراك بايد 20 الي 30 هزار تومان هزينه كند. به نظر شما پرداخت اين مبلغ از عهده چند خانواده متوسط برمي‌آيد؟ طبيعي است كه اگر آنها تازه خيلي اهل فيلم ديدن باشند صبر مي‌كنند تا فيلم به صورت ويدئو رسانه وارد بازار شود بعد 1500 تومان مي‌دهند آن را مي‌خرند و در خانه در كنار اعضاي خانواده آن را تماشا مي‌كنند.ظاهراً در اين شرايط ويدئو رسانه به نفع خانواده‌ها عمل مي‌كند و به ضرر سينماگران؟من فكر مي‌كنم سينما رفتن و در سالن سينما فيلم ديدن يك فرهنگ است، فرهنگي كه ما نبايد آن را به راحتي از دست بدهيم. در اين شرايط من كسي را آنچنان مقصر نمي‌بينم. از سويي سينماگران به نفع خانواده‌ها و حتي فيلم‌سازان تحمل مي‌كنند مثلاً فيلمي مانند خاطره با همان فروش رسانه‌اي‌اش در جشنواره سال گذشته هزينه‌هايش را درآورد و خب اين مسئله به تهيه‌كننده اين شانس و فرصت را مي‌دهد كه روي فيلم‌ها‌يي كه صرفاً با انگيزه تجاري ساخته شده‌اند سرمايه‌گذاري نكند، از طرف ديگر به نفع خانواده‌هاي متوسط جامعه است كه با هزينه كمتر به تماشاي يك فيلم در فضاي خانوادگي‌شان بنشينند اما فراموش نكنيم ما نبايد با تكيه بر ويدئو رسانه، فرهنگ سينما رفتن را از خود دور كنيم.عده‌اي معتقدند كه در سينماي ايران مافياي اكران و پخش وجود دارد. شما با اين نظريه موافق هستيد؟ببينيد يك چيز مهمي كه متأسفانه در چند سال اخير در مورد فيلم‌ها بر اساس آن قضاوت مي‌كنند اسم آنها و بازيگرانش است متأسفانه اين مسئله چه در مورد اكران و چه جشنواره صحت دارد. جشنواره ما كه متأسفانه به مكاني تبديل شده است كه صرفاً نام‌ها را قضاوت مي‌كنند نه آثار را، خب طبيعي است وقتي كه وضعيت جشنواره ما آن باشد وضعيت اكران ما بهتر نخواهد بود. چيزي كه در چند سال اخير من را به شدت ناراحت كرد وضعيت جشنواره ما بوده است تا اكران.توضيحات شما بيشتر در مورد بستر نامساعد براي قضاوت در جشنواره و اكران بود اما خب برخي‌ها علت همين قضاوت را به دست‌هاي پشت پرده نسبت مي‌دهند؟در اكران يك فيلم خيلي از عوامل دست به دست هم مي‌دهند. اگر شما پشتتان در اكران گرم نباشد مطمئناً فيلم‌تان حالا حالاها بايد در حسرت اكران بماند. شما تا فيلم‌تان را براي اكران مي‌بريد سينمادارها فوراً دنبال هنرپيشه سرشناس در فيلم‌تان مي‌گردند. اگر بازيگر نامي نداشتيد مي‌گويند فيلم شما جشنواره‌اي است و شما هر چقدر هم كه بگوييد نه اين فيلم هم ارزش هنري دارد و هم مخاطب‌پسند است باور نمي‌كنند. من خودم مجوز نمايش فيلمم را از برج پنج پارسال گرفتم اما آنقدر در كار موش دوانده شده كه به دي امسال رسيد. چندي قبل آقاي سجادپور معاونت سينمايي در راستاي حمايت از فيلم‌هايي كه بار هنري‌تري دارند گام‌هايي برداشت اما متأسفانه اين گام‌ها عقيم ماند. من در ارتباط با اكران فيلم‌ها مي‌گويم شما اجازه دهيد اين فيلم‌ها پخش شوند مردم خودشان قضاوت مي‌كنند اما متأسفانه چه سينماهاي خصوصي ما چه دولتي قدم در راهي گذاشتند كه مطمئناً آن‌ها را به بيراهه مي‌كشاند.فكر مي‌كنيد خاطره بتواند در گيشه به فروش خوبي دست پيدا كند و طلسم عدم فروش بالاي فيلم‌ها با بشكند؟خاطره به لحاظ ساختاري فيلم‌ متفاوتي است. ما در اين فيلم شاهد قصه‌اي چندگانه با روايتي مخاطب‌پسند هستيم. بازي‌ها هم در سطح خوبي قرار دارد و من فكر مي‌كنم اين فيلم بتواند از حق خودش در گيشه دفاع كند، خاطره به لحاظ ساختاري شاهكار نيست اما نوع ساخت و روايتش مطمئناً مي‌تواند تماشاگران را جذب كند چرا كه شكل داستان‌گويي‌اش بكر است.چقدر اين فيلم به ايده‌آل خودتان در ساخت نزديك شد؟حدود 90 درصد من به آن چيزي كه در نظرم داشتم با اين فيلم به آن نزديك شدم.ظاهراً در گام بعدي‌تان باز هم سراغ يك فضاي متفاوت رفته‌ايد. اين طور كه در خبرها آمده بود كار فيلمنامه اين اثر هم بردوش دخترتان بوده است.بله، اين فيلم فراموش شدگان نام دارد كه يك فيلم اجتماعي است كه در زمان حال مي‌گذرد. ماجراي اين فيلم در مورد سه برادر است كه يكي از آنها در جنگ شهيد مي‌شود يكي جانباز و ديگري مفقود‌الاثر. اين فيلم اثرات جنگ را روي زندگي اجتماعي افراد بررسي مي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار