
مواضع اخیر کشورهای برزیل، آرژانتین و اروگوئه در حمایت از تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای 1967 از ابعاد مختلف قابل بررسی و تامل است.
از یک نظر اتخاذ این مواضع بیاعتنایی به بسته تشویقی اخیر امریکا به رژیم صهیونیستی است که در بخشی از آن امریکا متعهد شده است که از به نتیجه رسیدن تلاشهای فلسطینیها برای اعلام یکجانبه تشکیل دولت فلسطینی در مجامع بینالمللی جلوگیری کند. این بسته در پی سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به امریکا اعلام شد که بلافاصله پس از شکست دموکراتها در انتخابات کنگره صورت گرفت. این در حالی است که پیش از این، امریکا در چند مرحله مانع از این شده بود که تشکیلات خودگردان یا کشورهای عربی بتوانند از اهرمهایی که در اختیار دارند برای اعمال فشار بر اسرائیل استفاده کنند.
اگر پیش از برگزاری انتخابات کنگره امریکا اینگونه تصور میشد که واشنگتن به دلیل ملاحظات انتخاباتی نمیتواند علیه این رژیم موضعگیری کند اما تداوم آن پس از انتخابات قابل توجیه نبوده و به همین علت ملاحظه میشود که مسئولان تشکیلات خودگردان پس از برگزاری انتخابات امریکا نسبت به گذشته ناامیدتر شدهاند و اظهارات تهدیدآمیز محمود عباس مبنی بر انحلال تشکیلات خودگردان نمودی از این ناامیدی به شمار میرود، هر چند که این اظهارات در این مرحله جنبه تاکتیکی دارد و تا عملیاتی نشود نمیتوان به جدیت آن امید داشت.
همچنین تهدید ضمنی ریاست تشکیلات خودگردان به انحلال تشکیلات خودگردان واکنشی به مخالفت امریکا با تهدید قبلی محمود عباس مبنی بر تلاش برای اعلام یکجانبه دولت فلسطینی از سوی مجامع و کشورهای جهان بوده است و به نظر میرسد حمایتهای اخیر از سوی کشورهای امریکایی لاتین دل و جرأت تازهای به این تشکیلات در پیگیری این موضوع بدهد. اما آنچه در این میان مسلم است اینکه تشکیل یکجانبه دولت فلسطینی در وضعیت کنونی که بیش از 50 درصد کرانه باختری تحت اشغال صهیونیستهای شهرکنشین است، امکانپذیر نیست و دردی را دوا نمیکند و اینگونه حمایتها زمانی ارزش واقعی و عملی مییابد که با الزام رژیم صهیونیستی به برچیدن این شهرکها و اخراج صهیونیستها از این شهرکها همراه باشد و تحقق این هدف جز از طریق بهکارگیری اقدامات پیشبینی شده در منشور ملل علیه «متجاوز» امکانپذیر نیست. زیرا طبق قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت، کرانه باختری و نوار غزه مناطقاشغالی محسوب میشوند و قاعدتاً میبایست چندین دهه پیش برای تشکیل دولت فلسطینی در اختیار فلسطینیها قرار داده میشد و اساس کنفرانس مادرید نیز بر اساس همین قطعنامهها پایهگذاری شد، اما اکنون پس از دو دهه تلاش، سیاستهای ضد صلح و توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی این تلاشها را به شکست کشانده است و از این لحاظ درخواست کشورهای امریکایی لاتین برای تشکیل دولت فلسطینی بازگشت به توافقات مادرید است و از این نظر چندان امید بخش به نظر نمیرسد اما آنچه در این میان قابل توجه است و میتوان از آن به عنوان یک تحول ارزیابی کرد این است که این بار صدای فلسطین از امریکای لاتین به گوش میرسد که این از یکسو به روی کار آمدن دولتهای مردمی و ضد امپریالیستی در این منطقه و از دیگر سو به فراگیر و جهانی شدن بحران فلسطین و مصائب ناشی از آن بر میگردد.