
استان صعده در شمال کشور یمن و واقع در 243 کیلومتری شمال صنعا از سال 2004 تاکنون شاهد درگیریهای نظامی خونینی بین نیروهای ارتش یمن با شیعیان حوثی این منطقه بوده که ششمین دور این درگیریها بین دو طرف در 11 آگوست 2009 انجام شد. هرچند که حمله نیروهای ارتش یمن به حوثیها تا پیش از این درگیری به عنوان نزاع داخلی تلقی میشد اما ورود نیروهای ارتش عربستان و حمله گسترده آنان به مواضع نیروهای حوثی نشان داد که نزاع ارتش با این گروه شیعی فقط یک درگیری داخلی نبوده، بلکه کشورهای منطقه نیز در آن دخالت دارند و سعی میکنند به همراه ارتش یمن، شیعیان این منطقه را سرکوب کنند. جنبش شیعیان صعده پس از دخالت نیروهای سعودی طی نامهای سرگشاده به عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب، نسبت به تعرض سعودیها اعتراض کرده و متذکر شد که این امر چندان نیز غیرمنتظره نبود بلکه عربستانسعودی از آغاز درگیریها در 2004 تاکنون در حملات ارتش یمن علیه آنان دخالت داشته و نشانه آن نیز مهمات و تجهیزات نظامی عربستانی است که در پایگاههای یمن کشف شده است. دخالت عربستان در آن جنگ به همراه یگانهایی از دیگر کشورهای عربی از جمله اردن حاکی از طرح گسترده آنان علیه شیعیان حوثی بود، اما سایت ویکیلیکس در سومین دور افشاگری خود مدارکی را برملا کرده که گوشههای بیشتری از این طرح را آشکار میسازد. نکته برجستهای که از این مدارک به دست میآید این است که امریکا نه تنها از جریان وقایع صعده آگاه است بلکه حتی به حکومت یمن در این جریان نیز کمک میکند و در مقابل، حکومت یمن با دستاویز قرار دادن القاعده سعی دارد تا از آن برای درگیری خود حوثیها بهرهبرداری کند.
مدارک ویکیلیکس حاکی از یک بازی دوگانه است که حاکمان صنعا در قبال مسائل شمال و جنوب این کشور در پیش گرفتهاند تا با درگیر کردن کشورهای منطقه و غربی به خصوص امریکا در این دو جهت بتوانند از آن به نفع خود بهرهبرداری کنند. به عبارت دیگر، علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن، درگیریها در شمال و جنوب یمن را در دو قاعده متفاوت اما در جهت نتیجه واحدی مورد بهرهبرداری قرار میدهد تا آن که از یکی علیه دیگری استفاده کند. او سعی میکند در قضیه مبارزه امریکا با القاعده خود را در صف امریکا و علیه القاعده نشان دهد تا آنکه به این وسیله امریکا را متقاعد به تجهیز نیروهای ارتش خود کند و حتی از دخالت مستقیم نیروهای امریکایی در یمن نیز استقبال میکند. از سوی دیگر، مبارزه او با القاعده تنها پوششی است برای تقویت نیروهایش در برابر حوثیها در شمال یمن. نیروهای ویژه امریکا و مربیان بریتانیایی از 2002 تاکنون مشغول آموزش و تربیت نیروهای یمنی برای مقابله با القاعده هستند و امریکا طی این مدت قریب به 160 میلیون دلار هزینه کرده است اما در دسامبر 2009 معلوم شد که دو واحد از چهار واحد ضدتروریستی نه در جنوب یمن و پایگاه القاعده، بلکه در شمال این کشور علیه حوثیها فعالیت میکنند.
بنابر مدارک ویکیلیکس، افسران رده بالای یمنی به دیپلماتهای امریکایی اظهار کردهاند که بر خلاف ادعاهای ظاهری عبدالله صالح، از تجهیزات نظامی امریکا علیه حوثیها استفاده کردهاند و در این مورد ابراز داشتند که «همچنان از واحدهای ضد تروریسم در صعده استفاده خواهند کرد». سفارتخانه امریکا در مورد این دیدار چنین پیامی را به واشنگتن مخابره کرد؛ «در حالی که ایالات متحده از انحراف جهت یگانها و تجهیزات مطلع است اما این امور منجر به تغییر مهمی در تمرکز دولت یمن از حوثیها به القاعده نمیشود». با وجود آنکه امریکا مدعی مبارزه با القاعده در یمن است اما واشنگتن از دسامبر 2009 به خوبی میدانست که عبدالله صالح از سلاح و واحدهای تربیت یافته به دست امریکا نه در مورد القاعده بلکه علیه حوثیها استفاده میکند و با وجود این حاضر به همکاری بیشتر با صنعا شد، به گونهای که ژنرال پترائوس طی دیدار خود از یمن در ژانویه امسال قول مساعدت 150 میلیون دلار را برای 2010 به مقامات یمنی داد. بنابر یکی از گزارشهای ویکیلیکس در مورد ملاقات عبدالله صالح با پترائوس در جریان همین سفر، ژنرال پترائوس در مورد درخواست یمن برای هلیکوپترهای جنگی میگوید که از قبل به این مسئله توجه داشته و در حال مذاکره با عربستان برای کمک در این زمینه است. عبدالله صالح به میهمان امریکایی خود میگوید؛ «ما از هلیکوپترها در صعده استفاده نخواهیم کرد، قول میدهم. فقط علیه القاعده». جولیان فون میتلشتادت، گزارشگر اشپیگل آنلاین، در ادامه این نقلقول مینویسد: «به ندرت رهبری این چنین بیشرمانه دروغ میگوید که رئیس جمهور یمن گفت. او به مردم، به پارلمان و متحدینش دروغ میگوید».
جنبه دیگری که از مدارک ویکیلیکس به دست میآید در مورد سوءاستفادههای مالی است که حاکمان یمن از طریق کمکهای نظامی خارجی به آن کشور به دست میآورند. علاوه بر کمکهای امریکا، عربستانسعودی در یک مورد آن هم در اواخر 2009 بالغ بر 62 میلیون دلار کمک نظامی به یمن کرد و نقش واسطه در انتقال سلاح از جمهوری چک، بلغارستان و اسلواکی را بازی کرد اما «اکنون تقریباً یقینی است که مقدار قابل توجهی از این سلاحها سر از بازار نیمه پنهان سلاح در یمن در خواهند آورد یا دوباره صادر خواهند شد، جریان سنتی درآمد در حکومت صالح». «از اینجا هر کسی میتواند حدس بزند که سلاحها به کجا میرسند که به احتمال زیاد به دست گروههای افراطی خواهند افتاد که به منافع غرب در یمن و حتی در عربستان و کشورهای همسایه در خلیج حمله میکنند». از این گزارشها پیداست که عبدالله صالح به بهانه مبارزه با القاعده کمکهای تسلیحاتی امریکا و کشورهای عربی را دریافت میکند اما بخش قابل توجهی از آنها را روانه بازار فروش تسلیحات میکند تا از منافع این بازار برخوردار شود. در این میان، خریداران سلاحهای او میتوانند همان کسانی باشند که امریکا به عنوان مبارزه با آنها در منطقه حضور نظامی دارد. شاید این امر دور باطل و فرایند متناقضی را نشان دهد به خصوص آن که گزارش سفارتخانه امریکا در صنعا حاکی از آگاهی مقامات امریکایی از این امر هستند، اما باید توجه داشت که این دور برای تداوم حضور نظامی امریکا ضرورت دارد. به عبارت دیگر، امریکا برای تداوم حضور نظامی خود در منطقه به گروههای افراطی نیاز دارد که مسلح باشند و سلاح آنان نیز باید از طرق مختلفی تأمین شود و یکی از این طرق بازار سلاح یمنی است که عبدالله صالح به پشتوانه کمکهای مالی و تسلیحاتی عربستان ایجاد کرده است. این چرخهای است در جهت تأمین منافع اصلی امریکا برای مهار منطقه با هزینه دلارهای نفتی عربی و به ضرر مردم منطقه و به خصوص شیعیان صعده که در این چرخه قربانیان اصلی ماجرا هستند.