
محمدصادق زمانی | با نگاهی به دوران معاصر خودمان به راحتی میتوانیم مصداقهایی برای این روایت دینی پیدا كنیم. كار سختی نیست، البته گاهی این محبوبیتهای خارج از مدار ریشه سیاسی دارد. برای این ریشه سیاسی هم میتوان علل گوناگونی را متصور شد.
یكی از این علل آن است كه ما هر رخدادی را با عینك سیاسی ببینیم. به عنوان مثال؛ وقتی بازی دو تیم فوتبال برای چندبار پیاپی به نتیجه مساوی ختم میشود بلافاصله تحلیلمان این باشد كه «از بالا دستور صادر شده كه اگر این بازی برنده داشته باشد، دو تیم از هستی ساقط میشوند».
یا به عنوان مثال؛ به آن علت كه ما هوادار یك حزب یا جناح سیاسی خاص هستیم كه در ساختار حاكمیت نیست، اقدامات جناح مقابل را كه رقیب جناح مورد علاقه ماست كوچك یا منفی جلوه دهیم.
به طور طبیعی افرادی كه همواره همه چیز را با عینك سیاسی میبینند دچار «توهم توطئه»، «سیاستزدگی» و «تحلیل تخیلی» میشوند كه این ابتلایی اجتنابناپذیر است.
رسانهها و سایتهای خبری دارای گرایش خاص مانند بیبی سی و بالاترین در بیشتر موارد دچار چنین ابتلایی هستند. طی روزهای اخیر هم نمونه دیگری از این ابتلا را میتوان در این رسانهها و سایتها مشاهده كرد.
این بار، سوژه این بنگاههای خبری فردی به نام سعید ملكپور است. این بنگاههای خبری با جوسازیها و خبرسازیهای خود در تلاشاند تا حقیقت ماجرا را معكوس نشان داده و از آب گلآلود سیاست، ماهی صید كنند.
این بنگاههای خبرسازی اصرار دارند كه جرم ملكپور را سیاسی جلوه داده و در صورت صدور حكم اعدام برای او، حاكمیت را مورد تاخت و تاز قرار دهند. این در حالی است كه ماجرای ملك پور یك ماجرای اجتماعی و اخلاقی است نه موضوعی سیاسی.
سعید ملك پور-با نام مستعار سیاوش حسین خانی- (راهانداز بسیاری از سایتهای مستهجن فارسی زبان) یك سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری و به اتهام فعالیتهای پورنو و منافی عفت دستگیر شده و در اعترافات خود نیز از بسیاری از اعمال فاسد خود پرده برداشته بود.
ملك پور گرداننده یكی از بزرگترین و مشهورترین سایتهای پورنو فارسی به نام «آ» و البته حامی چندین سایت پورنوی نسبتاً معروف دیگر نیز بوده است. او در بیرون از كشور زندگی میكرده و شناسایی و بازداشت وی پس از كارهای اطلاعاتی بلندمدت و در قالب پروندهای به نام «مضلین ?» صورت گرفته است.
بنگاههای خبرسازی وابسته به غرب این بار هم به بهانه تكراری و قصه دروغین حقوق بشر از فردی دفاع میكنند كه منتشركننده فساد اخلاقی در جامعه ایران بوده است. فعالیتهای این مفسد كه امروز به محبوب سیاستزدههای آن سوی آبها بدل شده، نگرانیهای زیادی را در میان خانوادههای ایرانی ایجاد كرده بود. برخورد قضایی با این منحرف اخلاقی كه خواست عمومی جامعه به شمار میرود یك برخورد واجب دینی است كه حتی اگر دستگاه قضایی در این مورد تعلل كند مردم دینمدار جامعه آن را بر نمیتابند.
آیا حقوق بشر، دفاع از یك مفسد را كه تنها هدفش كشاندن جوانان و نوجوانان و حتی بزرگسالان آن هم در یك جامعه مذهبی و دین مدار به وادی فساد و انحراف بود، محترم میشمارد؟!