دیوید ثورن، سفیر امریکا در ایتالیا، پس از حمله به سیلویو برلوسکنی، نخستوزیر ایتالیا، در اواخر دسامبر 2009 به عیادت از او رفت. ثورن در گزارش خود به واشنگتن مینویسد که برلوسکنی به علت حمله «باندپیچی شده بود و آثار کبودی از حمله دسامبر مشهود بود». ملاقات ثورن با برلوسکنی در اولین روز 2010 و درست دو هفته بعد از حمله مرد روانی به نخستوزیر ایتالیا انجام شد. برلوسکنی از مهمان امریکایی خود پذیرایی کرد و مناظر اطراف ویلای خود واقع در لومباردی را به وی نشان داد، اما ناگهان اتفاقی موجب به هم خوردن دیدار آنان شد. تلفن زنگ زد و به برلوسکنی گفته شد که ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه میخواهد با او صحبت کند. مهمان امریکایی باید به سرعت به بیرون راهنمایی میشد زیرا طرف روسی مهمتر بود. ماجرای دیدار سفیر امریکا با نخستوزیر ایتالیا یکی از دهها گزارشی است که از سفارتخانه امریکا در ایتالیا به واشنگتن ارسال شد تا مقامات ارشد امریکا در جریان روابط نزدیک برلوسکنی با پوتین قرار بگیرند. از این گزارشات میتوان دریافت که امریکاییها این جریان را به دقت و با تشویش و نگرانی زیر نظر گرفتهاند. دیپلماتهای امریکایی در پیامهای خود محور پوتین-برلوسکنی را تنها محدود به روابط سیاسی دو طرف ندانستهاند، بلکه معتقدند این رابطه صورت شخصی و آرمانی نیز به خود گرفته است. یک وجه از این صورت در روابط خانوادگی آنان ظهور پیدا کرده چنان که همسر و دختر پوتین اغلب به دیدار برلوسکنی میروند و در ویلای وی با منوی مفصل غذایی از آنان پذیرایی میشود و پوتین نیز با تماسهای تلفنی خود در جریان پذیرایی از آنان قرار میگیرد. دیپلماتهای امریکایی در گزارشهای خود متذکر شدهاند که برلوسکنی فقط از شرکت جستن در مهمانیهای پوتین خوشنود میشود و حتی یک بار نیز برنامه ملاقات خود را با ملک عبدالله، پادشاه اردن، به خاطر شرکت در این مهمانیها به هم زد. «برلوسکنی، به نحو غیرقابل اجتنابناپذیری این احساس را به وجود میآورد که در انتخاب سرگرمیهای شخصی خود در عالم مملکتداری بیش از هر چیز مایل است که انرژی خود را در مهمانیهای ویلای پوتین صرف کند». گذشته از عبارات تند و غیراخلاقی که در این گزارشات به برلوسکنی نسبت داده شده، به نظر میرسد دیپلماتهای امریکایی در برلوسکنی قائل به یک نوع شیدایی نسبت به پوتین هستند. رونالد سپاگلی، سفیر سابق امریکا در ایتالیا، اوایل 2009 حدود 9 صفحه گزارش به واشنگتن ارسال کرد که موضوع این گزارش در مورد روابط روسیه با ایتالیا بود و در بخشی از آن نوشت؛ «برلوسکنی معتقد است پوتین دوست صمیمی و شخصی اوست و سعی میکند تا نسبت به دیگر رهبران جهان، روابط نزدیکتری را با پوتین برقرار کند».به نوشته سپاگلی، رهبر ایتالیا سبک مردانه پوتین را در حکومتداری ستایش میکند و در دوست روسی خود «فردی بانفوذ» میبیند. در واقع، این رابطه نزدیک تا آن مقدار است که به نظر دیپلماتهای امریکایی تصمیمات در مورد روسیه تنها توسط شخص برلوسکنی اتخاذ میشود و او در این زمینه به دیگران اجازه عمل نمیدهد. وقتی که دیک چنی به عنوان معاون رئیس جمهور امریکا از فرانکو فراتینی، وزیر امور خارجه ایتالیا، در مورد روابط ایتالیا و روسیه پرسید، فراتینی فقط شانههای خود را بالا انداخت به این معنا که حرفی برای گفتن ندارد. اتهامهای مالیدیپلماتهای امریکایی روابط دوستانه برلوسکنی با پوتین را در همین حد نمیدانند بلکه معتقد به منافعی هستند که هر دو طرف از قبل این رابطه برخوردار میشوند. قضیه بیش از هر چیز مربوط به سرمایهگذاریهای شرکت روسی گازپروم در ایتالیا و ارتباط آن با شرکت نفت و گاز ایتالیایی انی میشود. به نظر امریکاییها، برلوسکنی بیش از دیگر کشورهای اروپایی به سرمایهگذاری روسی علاقهمند است و همین امر نیز موجب وارد آمدن خساراتی به منافع امریکا در حوزه انرژی شده است. سپاگلی در گزارشات خود با بدبینی به روابط برلوسکنی با پوتین مینگرد و در پس آن قائل به توطئهای است که این دو برای منافع خود طراحی کردهاند. سپاگلی برای اثبات بدبینی خود به گفتههای برخی از سیاستمداران ایتالیایی و سفیر گرجستان در ایتالیا استناد کرده و مینویسد؛ «آنان معتقد هستند که برلوسکنی و رفقایش در بسیاری از معاهدات انرژی بین ایتالیا و روسیه منفعت شخصی دارد. سفیر گرجستان در رم به ما گفته که حکومت گرجستان معتقد است پوتین نسبت به خط لولهای که توسط گازپروم با مشارکت شرکت انی انجام شود به برلوسکنی وعده درصدی از منافع را داده است». به نظر سپاگلی، شخصیت کلیدی در این ماجرا والنتینو والنتینی، نماینده مجلس ایتالیاست که مشاور مهم برلوسکنی در مورد روسیه است. سپاگلی از وی به عنوان «شخصیت در سایه» یاد میکند که در اکثر مواقع از برلوسکنی حمایت کرده و در مورد سفرهایش به مسکو مینویسد؛ «اینکه او در جریان ملاقاتهای مکررش از مسکو چه میکند امری نامشخص است اما شایعات زیادی است مبنی بر اینکه او در این سفرها به دنبال منافع تجاری برلوسکنی است». نگرانیهای فزاینده امریکابا نگاهی به این گزارشها معلوم میشود که دیپلماتهای امریکایی در عین دریافت روابط نزدیک برلوسکنی با پوتین، اما حاضر نیستند تا آن را بر مبنای اصول دیپلماتیک تعبیر کنند و به جای آن به شایعاتی توسل جستهاند که چندان مدرک و سندی برای آن وجود ندارد. روشن است که سفیر گرجستان سعی کند تا به هر نحو شده چهره مخدوشی از پوتین را به نمایش بگذارد و چه راهی بهتر از پخش و تأیید شایعاتی در مورد توطئه مالی پوتین با برلوسکنی بر سر قراردادهای گازی. همانگونه که رویتر در گزارش دوم دسامبر خود از مدارک ویکیلیکس متذکر شده، برلوسکنی در جریان جنگ آگوست 2008 با حمایت فزاینده از مسکو خشم واشنگتن را برانگیخته بود و همین امر میتواند دلیل اصلی پیامهای دیپلماتهای امریکایی باشد که حتی با عبارات تند و غیراخلاقی همچون «سست عنصر، از خود راضی، بیفایده و سخنگوی پوتین» از برلوسکنی یاد کردهاند.افشای این پیامها موجب شد تا هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه امریکا، در روزهای اخیر سعی کند تا به نحوی برلوسکنی را آرام کند و البته برلوسکنی نیز در جریان نشست سران سازمان امنیت و همکاری اروپا در قزاقستان گفت که این پیامها تأثیری بر روابط ایتالیا با امریکا نخواهد گذاشت، اما آیا این پیامها دیدگاه امریکاییها را در مورد یکی از کشورهای مهم اتحادیه اروپا آشکار نمیسازد؟ مسئله بر سر چند پیام فوق محرمانه نیست بلکه موضوع دیدگاه امریکایی نسبت به ایتالیا و روابط نزدیک این کشور با روسیه است که نگرانی خود را با چنان عبارات و شایعاتی نشان داده است. در واقع، این پیامها نشاندهنده واکنش امریکاییها نسبت به کشوری است که سعی میکند روسیه و منافع خود با آن را مدنظر قرار دهد و همین امر در نگاه امریکایی به معنای فاصله گرفتن از نفوذ امریکا در اروپا است، امری که به طور حتم موجب برانگیخته شدن خشم امریکا میشود همچنان که در پیامهای دیپلماتهای این کشور آشکار شده است.