قبل از بررسی آثار و نتایج انتخابات پارلمانی مصر به نظر میرسد که توجه به دو نکته اساسی اهمیت دارد؛ نخست جایگاه مصر در میان کشورهای عربی و دوم چگونگی برگزاری این انتخابات. مصر را نمیتوان در سطح دیگر کشورهای عربی همانند لیبی، شیوخ خلیجفارس و حتی عربستان سعودی دانست، بلکه این کشور به لحاظ ساختار، نهادها و جریانهای سیاسی و مدنی به مراتب برتر از این قبیل کشورها است تا آن حد که در میان کشورهای عربی حکم الگویی را دارد و هر گونه اتفاقی در این کشور به صورت طبیعی بر دیگر کشورهای عربی اثرگذار است. در این مورد میتوان به دو جریان ناصریسم و اسلامگرایی اخوانالمسلمین اشاره کرد که ریشه در مصر دارند اما بر کل کشورهای عربی تأثیرگذار بودهاند. بنابر این، انتخابات مصر تنها واقعهای داخلی نیست بلکه آن نمودار جریان سیاسی در مجموعه کشورهای عربی است که بر این مجموعه اثر خواهد گذاشت. دو دور انتخابات پارلمانی مصر از وجه دوم نمونهای آشکار و روشن از مجموعه کامل تقلبهای انتخاباتی است. اشکال مختلف تقلب را میتوان در این انتخابات دید؛ عدم نظارت ناظران مستقل، عدم اجازه به خبرنگاران و حتی عکاسان برای ورود به حوزههای رأیگیری، حضور نیروهای امنیتی و حتی نظامیدر حوزههای رأیگیری، فشار مستقیم بر رأی دهندگان در انتخاب کاندیداها، برخورد مستقیم با معترضین و کشته شدن هشت تن، سرقت صندوقهای رأی و دیگر موارد. به این مجموعه یک مورد دیگر هم باید اضافه کرد و آن حذف کاندیدای خودی به نفع کاندیدای رقیب است تا آنکه به انتخابات شکل و شمایلی داده شود که گویا رقابتی در کار بوده است. بنابر این مورد عجیب و غریب از تقلب است که برخی از نامزدهای حزب حاکم دموکراتیک ملی رهبران حزب خود را متهم کردهاند که آنان را به نفع نامزدهای احزاب معارض کنار زدهاند. طبق گزارشها از حوزه اجا در استان الدقهلیه، عبدالفتاح دیاب نامزد حزب حاکم حزب خود را متهم کرده که از رافت سیف نامزد حزب التجمع حمایت کرده و از ورود نمایندگان وی به دهها حوزه اخذ رأی در روستاها جلوگیری کرده است. در این میان اعتراض دیوان عدالت اداری مصر به ابعاد گسترده انتخاباتی نیز چندان کارساز نشد و کمیسیون انتخاباتی بدون توجهی به آن دور دوم را برگزار کرد تا این روند از انتخابات کامل شود. نتیجه چنین مجموعه کاملی از تقلب روشن و واضح در پارلمان آینده مصر دیده میشود؛ پارلمانی با اکثریت قاطع نمایندگان حزب حاکم و البته شاید تعداد کاملاً معدودی از نمایندگان دیگر احزاب تا آنکه گفته شود از اپوزیسیون دولت حسنی مبارک چند نفری هم در پارلمان حضور دارند.
نخستین مسئله در مورد برگزاری چنین نحوی از انتخابات را باید در انتخابات ریاست جمهوری در سپتامبر آینده دید و گفت که حاکمیت حسنی مبارک مجبور بود انتخابات پارلمان را به نحوی برگزار کند تا کمترین دغدغه را در مورد انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد. انتخابات پارلمان مصر از این وجه حکم مقدمه حکم ریاست جمهوری را دارد و اگر احزاب مخالف دولت و به خصوص دو حزب عمده الوفد و اخوان المسلمین بنابر پیشبینیهای خود توفیق قابل توجهی را در این انتخابات به دست میآوردند، زمینه مساعدی برای تغییر در انتخابات ریاست جمهوری و اتمام سه دهه حاکمیت حسنی مبارک و حزب دموکراتیک ملی وی بر مصر به وجود میآمد. اکنون و با این نتیجه از انتخابات پارلمان، حسنی مبارک میتواند خیالش از بابت حمایت قاطع پارلمان برای ریاست جمهوری آینده وی راحت باشد و از سوی دیگر، اپوزیسیون امید چندانی برای توفیق در انتخابات ریاست جمهوری نخواهند داشت. با وجود چنین امری، باید پنداشت که این نحو از انتخابات بر مشروعیت پارلمان آینده سایه انداخته و اعتبار آن را به شدت دچار تردید کرده است، به خصوص این که دیوان عدالت اداری مصر به عنوان بالاترین مرجع برای تایید سلامت انتخابات در مورد دهها حوزه رأیگیری حکم به ابطال آنها کرده است. به طور خلاصه میتوان گفت که موضوع مشروعیت انتخابات و پارلمان آینده چیزی نیست که حسنی مبارک را مجبور کند تا از دستاورد فعلی چشم بپوشد و حکم به لغو کلی انتخابات کند چرا که او به خوبی میداند در این صورت تنها حکم به ابطال انتخابات پارلمان نداده، بلکه حکم به ابطال ریاست جمهوری خود یا فرد مورد نظرش داده است.
از این رو است که حسنی مبارک سعی میکند تا به شیوههای مختلف سیاسی و امنیتی با قضیه مشروعیت برخورد کند، به خصوص آنکه چندان مانع جدی خارجی نیز در پیش روی خود نمیبیند. وزارت خارجه امریکا یک روز پس از دور اول در 29 نوامبر بیانیهای صادر و در مورد وقایع و تقلب انتخاباتی مصر تنها «ابراز تأسف» کرد و افزود: «این تخلفات شفافیت و منصفانه بودن روند انتخابات را زیر سؤال میبرد». باید توجه داشت که این نحو واکنش به انتخاباتی است که در جریان آن گذشته از انواع تقلب 8 تن کشته شدهاند. وزارت خارجه امریکا در مورد انتخابات دیگر کشورها با کوچکترین بهانه حکم به محکومیت و بطلان آن میدهد، اما در مورد این انتخابات با وجود کشتههای آن تنها به همین مقدار واکنش بسنده کرد. این نوع واکنش آشکارا به معنای حمایت امریکا از حسنی مبارک و انتخابات مصر و پارلمان آینده است چرا که امریکا در شرایط فعلی مجبور است به هر صورت که شده قدیمیترین و مطمئنترین متحد خود را در خاورمیانه حفظ کند، حتی به قیمت چشمپوشی از مجموعه کامل انواع و اقسام تقلب انتخاباتی. در اینجا نه مسئله دموکراسی است و نه حقوق مردم بلکه مسئله اساسی منافع امریکا در منطقه و رژیم صهیونیستی و گفتوگوهای صهیونیستها با حکومت خودگردان فلسطینی است. حسنی مبارک در نظر امریکا یکی از ستونهای اصلی امریکا برای این گفتوگوها است که در دور جدید به واشنگتن دعوت شد و روشن است که به هیچ وجه قصد تخریب چنین ستونی را ندارد. این نکتهای است که حسنی مبارک کاملاً به آن توجه دارد و با اتکای به آن است که چنین انتخاباتی را برگزار کرده است.