
سیدنعمتالله عبدالرحیمزاده | این توافق در مورد عبور کامیونهای ناتو از خاک روسیه به افغانستان بود که به گفته راسموسن ارسال محمولههای تدارکاتی برای نظامیان ناتو مستقر در افغانستان را از خاک روسیه و جمهوریهای آسیای میانه هموار میکند. خشنودی راسموسن از این بابت بود که به نظر وی، توافق مذکور به منزله همکاری آشکار روسیه با ناتو و شروعی تازه برای پشت سر گذاشتن دوران سرد بدبینیهای سابق است و در این زمینه گفت؛ «روسیه پیشتر رقیبی برای ناتو به شمار میرفت اما اکنون میتوان به صراحت گفت که امنیت ناتو و روسیه به هم گره خوردهاند و جداشدنی نیستند». باید قبول کرد که خوشبینی راسموسن چندان هم بیپایه و اساس نبود چراکه حضور دیمیتری مدودف، رئیسجمهور روسیه، در اجلاس سران ناتو به عنوان اولین حضور چنین مقامی از روسیه و سخنان کسانی چون مدودف و باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا، نوید چنین خوشبینیای را میداد. مدودف در همان موقع از آیندهای گفت که در آن دیگر «دوران تنش در روابط روسیه و ناتو» به سر آمده است و اوباما نیز در مقالهای که در روزنامه روسی گازیه منتشر شد از تصمیم مدودف مبنی بر همکاری با ناتو ستایش کرد و در مورد بازنگری در روابط روسیه با ناتو همانند بازنگری در روابط روسیه با امریکا نوشت.واقعیت این است که اصل مسئله تنها محدود به روابط روسیه با ناتو نمیشود بلکه لیسبون محملی برای بازنگری در روابط روسیه با غرب بود و در این میان بهبود روابط و همکاری روسیه با ناتو نقش محوری را در این مسئله بازی میکند. موضوع را میتوان از این زاویه دید که اگر روابط روسیه با ناتو بهبود یابد و مبدل به همکاری شود، آن گاه اصلیترین چالش روسیه با غرب که در زمینه امنیتی است نیز تا مقدار زیادی حل و فصل شده و راه برای گشودن سرفصلی نوین از همکاری روسیه با غرب و پشت سر گذاشتن چندین دهه تعارض باز خواهد شد. آیا لیسبون نقطه شروع و سرفصلی برای آینده روابط نزدیک روسیه با غرب بود یا آنکه برخی محق بودند که لیسبون را در زیر سایه ابرهای شک و تردید مینگریستند؟
آستانه و غلبه تردیدهاکمتر از دو هفته زمان لازم بود تا معلوم شود که خوشبینی راسموسن و دیگران در لیسبون مغلوب چالشهای بنیادینی است که بین روسیه و غرب وجود دارد و ابرهای شک و تردید در آستانه، پایتخت قزاقستان، شروع به باریدن کرد. آستانه در روزهای اول و دوم دسامبر پذیرای نمایندگان 56 کشور برای برگزاری کنفرانس سران سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) بود. OSCE سازمانی است که در سال 1970 تحت عنوان «امنیت و همکاری در اروپا» به منظور تبادلنظر و کاهش تنشها بین دو بلوک غرب و شرق تأسیس شد و در کنفراس 1994 بوداپست به عنوان «سازمان امنیت و همکاری اروپا» تغییر نام یافت. با وجود آنکه نام این سازمان اروپایی است اما از ابتدا کشورهایی همانند کانادا و امریکا در آن عضویت داشتند و اکنون کشورهای مختلف از حوزههای مدیترانه و آسیا نیز در آن عضویت دارند و از این رو است که OSCE بزرگترین سازمان جهانی در زمینه امنیت به شمار میرود. این سازمان به لحاظ گستردگی زمینهای وسیعتر از ناتو را در موضوع امنیت جهان دربرمیگیرد و از این جهت است که کنفرانس آستانه در قیاس با لیسبون میتوانست نشان دهد دغدغههای امنیتی روسیه در برابر ناتو و کشورهای اروپایی تا چه میزان جدی و اساسی است چراکه میخائیل ساکاشویلی، رئیسجمهور گرجستان، برخلاف لیسبون در آستانه حضور داشت. برگزاری این کنفرانس در آستانه از این جهت بود که قزاقستان در نشست وزرای امور خارجه OSCE در ژانویه سالجاری ریاست آن را به عهده گرفت و پس از 11 سال از آخرین کنفرانس سران در استانبول، 1999، اینک سران عضو آن بار دیگر گرد هم آمدند تا موضوعات و چالشهای موجود را مورد بررسی قرار دهند. نورسلطان نظربایف، رئیسجمهور قزاقستان در سخنرانی افتتاحیه کنفرانس گفت که تشکیل مجدد نشستهای سطح بالا پس از 11 سال وقفه، حاکی از احیای سازمان است و بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل، نیز از همکاری بین سازمان ملل، سازمان امنیت و همکاری اروپا و پیمان امنیت جمعی سخن گفت، اما دیگر سخنرانان نشان دادند که آستانه بیشتر از آن که جایی برای همکاریها باشد، مکانی است برای برجستهتر شدن منازعات. منازعات اساسی روسیه و گرجستان بر سر جنگ آگوست 2008 و استقلال مناطق اوستیای جنوبی و آبخازیا، ارمنستان و آذربایجان بر سر قرهباغ و مناقشه در منطقه ترنسنیستریا واقع در شرق مولداوی از جمله مسائلی بود که برخی از سخنرانها انگشت بر آنها گذاشتند و حتی در سخنان خود گوشه و کنایههای تندی نیز علیه دیگر سران به کار بردند. اختلافهای سران باعث شد تا بهرغم تلاش نظربایف و ادامه رایزنیها تا پاسی از شب، کنفرانس نتواند به بیانیه نهایی و تعیین راهبردهای مشخصی برای همکاری بین کشورهای عضو پایان یابد و در این میان تعارض روسیه با اروپا و امریکا بر کنفرانس سایه انداخته بود و نشان داد که این موضوع نقطهای اساسی برای تقابل بین دو طرف است.
روسیه در برابر غربمیخائیل ساکاشویلی در جریان کنفرانس تهدید کرد که اگر در بیانیه پایانی از روسیه به دلیل اشغال اوستیای جنوبی و آبخازیا «انتقاد شدید» نشود، از وتوی خود استفاده خواهد کرد. تهدید ساکاشویلی از سوی امریکا و برخی از کشورهای غربی مورد حمایت قرار گرفت، اما روسیه نیز در طرف مقابل این تهدید ابزارهای خود را در اختیار داشت. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، یک روز قبل از کنفرانس و با مقالهای در نشریه رسمی روسیئیسکائیا گازتا نوشت؛ «اخیراً ما شاهد گرایش عجیبی هستیم که با رویکرد گزینشی مناقشات در خاک کشورهای عضو سازمان امنیت و همکاری اروپا تجلی مییابد؛ بر برخی از مناقشات تأکید میشود و این درحالی است که درباره دیگر مناقشات سکوت مطلقی اعمال میشود». او سپس به نواقص کارکرد OSCE به خصوص در مورد جنگ آگوست 2008 پرداخت و خاطرنشان کرد که «ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا گزارشی درباره مقدمهچینی حمله گرجیها و درباره آغاز مناقشه منتشر کردند اما این اخبار به شورای دائم سازمان امنیت و همکاری اروپا نرسید».مقاله لاوروف نشان میدهد که روسها قبل از کنفرانس خود را آماده هجمه گرجستان و متحدان غربی آن کرده بودند و حاضر نبودند در برابر این حمله عقب بنشینند. به همین جهت بود که لاوروف در جریان کنفرانس ضمن مخالفت با گنجاندن این انتقادها در بیانیه پایانی تصریح کرد که اگر به «مناقشه گرجستان» یا به «تمامیت ارضی این کشور در چارچوب مرزهای پیشین» اشاره شود، مسکو از امضای این بیانیه خودداری خواهد کرد. موضعگیری روسیه در قبال این مسئله نشان میدهد که مناقشه روسیه با گرجستان همچنان که از 2008 تاکنون بر روابط روسیه با ناتو سایه انداخته مبنای رودررویی روسیه با کشورهای غربی متحد و حامی گرجستان نیز هست و تا زمانی که آنان از گرجستان و ادعاهایش حمایت میکنند این رودررویی ادامه پیدا خواهد کرد. تقابل روسیه با غرب در این زمینه تا آن میزان است که اجازه نمیدهد همکاریهای موجود دو طرف در مواردی از قبیل عبور کامیونهای ناتو از خاک روسیه، قاچاق مواد مخدر یا تروریسم منجر به همکاریهایی استراتژیک و گستردهای در زمینه امنیتی شود. به بیانی خلاصه میتوان گفت که بیانیه پایانی آستانه قربانی این تقابل شد و برخلاف خوشبینیها در لیسبون، این آستانه بود که نشان داد اختلافها بین روسیه و غرب بیش از حد همکاریها در مواردی جزئی است و کماکان شک و تردیدهای دو طرف بر آن حاکم است و امنیت روسیه و ناتو آن قدر به هم گره نخورده تا جداشدنی نباشد.