
اصلاحات موردنظر کشورهای اروپایی همان چیزی است که صندوق بینالمللی پول (IMF) سالهاست آنها را به عنوان هدف اصلی خود تعقیب میکند. در گذشته کشورهای اروپایی و قدرتهای بزرگ صنعتی به خواستهای صندوق بینالمللی پول توجهی نشان نمیدادند، اما هماکنون اوضاع تغییر کرده و درهای اروپا نیز بر روی برنامههای صندوق بینالمللی پول گشوده شده است. تا پیش از این تنها کشورهای جهان سوم بودند که به محلی برای آزمایش نظریههای لیبرالیستی صندوق بینالمللی پول تبدیل میشدند. ظاهراً برنامه فرقی نکرده و تنها تفاوت در محل اجرای آن است. از دهه 80 میلادی بزرگترین حامی نولیبرالیسم صندوق بوده است.
مکس کایزر مجری برنامههای تلویزیونی در بیبیسی، الجزیره، راشا تودی و... به خوبی نقش صندوق بینالمللی پول را تشریح میکند. وی در مطلبی که در سایت رسمی خود منتشر کرده مینویسد؛ ماشین ترور صندوق بینالمللی پول دولت ایرلند را به بردگی گرفته است. وی معتقد است در حالی که از دولت ایرلند خواسته میشود با کاهش هزینههای عمومی مردم را عملاً تحت فشار قرار دهد به اصل مسئله توجهی نمیشود. نکته این است که این بدهیها توسط مردم ایرلند بهوجود نیامده است. وی در مصاحبه با پرستیوی گفت که مردم ایرلند نقشی در حقهبازی بانکداران نداشتهاند و نباید تاوان آن را بدهند. سیستم کنونی همان سیستم ملوکالطوایفی، اشرافیت و بردهداری 300 سال پیش است. سرمایهداری به سرمایه، حاکمیت قانون و پسانداز نیاز دارد. در ایرلند هیچ کدام از اینها موجود نیست و به جای آنها فسادسالاری روی کار است. IMF یک نهاد فاسد است که توسط تروریستها اداره میشود و این مردم ایرلند و یونان و دیگر کشورها هستند که باید جور این کلاهبرداران تروریست را بکشند.
بحران اقتصادی اروپا و سرایت آن به کشورهای دیگر ممکن است به فروپاشی یورو بینجامد. در آن صورت تنها خطری که دلار را به عنوان پول واحد جهانی تهدید میکرد از بین میرود و سلطه دلار حفظ میشود. دلار در دورههای گذشته بهرغم دورههای ضعیف نیز توانسته بود نقش خود را حفظ کند اما در مقطع فعلی این خطر وجود دارد که جای خود را به ارز قدرتمند دیگری بدهد و اگر بخواهد قوی بماند نیز در آن صورت اقتصاد امریکا مزیتهای تولیدی خود را از دست خواهد داد. در اینجا نیز صندوق بینالمللی پول نقش خود را به عنوان یکی از ابزارهای امریکا ایفا میکند. در سال 2005 میلادی، میلتون فریدمن، اقتصاددان سرشناس و یهودی امریکایی در مصاحبهای با اشپیگل گفت که یورو در سال 2010 فرومیپاشد. میتوان تصور کرد که پدر اقتصاد بازار در این مورد پیشبینی کرده بود و البته میتوان تصور کرد که وی از یک برنامه از پیش تعیین شده خبر داده است. شاید با تحولات اخیر کشورهای اروپایی بهتر بتوان خواسته تظاهرکنندگان یونانی را که سال گذشته شعار میدادند، صندوق بینالمللی پول از مکیدن خون کارگران دست بردارد، درک کرد.