بیشتر افرادی که شیشه مصرف میکنند دارای سابقه جرم و جنایت هستند از آنجا که جرائم نوین به مثابه سایر گرایشهای نو از سنتی به صنعتی تغییر پیدا کردهاند مواد مخدر صنعتی هم یک عامل ناشناخته است که برخی جوانان سعی میکنند آن را آزمایش کنند.
معتاد را باید به عنوان یک بیمار پذیرفت، نه یک مجرم. از آنجا که هر معتادی جهت ترک به مراکز پزشکی مراجعه میکند و در صدد درمان است باید او را به عنوان یک بیمار تلقی کرد اما در کشور ما خلاف این تصور عمل میشود و معتاد همیشه به عنوان یک مجرم شناخته شده است، به عبارتی در جامعه ما جنبه ارعابی و سرکوبی به پیشگیری و درمان میچربد و بدین ترتیب یک معتاد به دلیل عدم حمایت از جامعه و خانواده طرد و تبدیل به یک مجرم سابقهدار میشود.
تا وقتی معتاد وجود داشته باشد، سارق هم هست. جامعه ما بیشتر به جنبه مجازات یک معتاد پرداخته و درصدد اصلاح و درمان آنها نیست. معتادی که در حبس باشد، درصدد تأمین مواد مصرفیاش است و بعد از آزادی هم به ناچار چون از جامعه طرد شده راهی جز سرقت ندارد، در نتیجه جرائم بعدی نیز به دنبال آن میآید سپس جرح، قتل و ... بنابر این، این چرخه ادامه پیدا میکند و هر جا که معتاد باشد، سارق هم هست و هر جا سارق باشد، سابقه اعتیاد نیز مشاهده میشود. لذا میتوان گفت ورود مواد مخدر به زندانها به دلیل عدم نظارت و کنترل دقیق سیستم نظارتی زندانهاست. از طرفی امکان اینکه یک مأمور نیز به جای اینکه بازدارنده باشد خودش مواد را به زندانیان میرساند و به جای اینکه کنترل شده عمل کند این معضل را تشدید میکند. بعید نیست از طرف دیگر ملاقات کنندگان هم در ردوبدل کردن مواد از طریق اشخاصی که با زندانیان ارتباط دارند دخیل باشند.
بنابر این به این نتیجه میرسیم که نظارت کنترل شده در زندانها و مجازاتهای تعیین شده، آن طور که باید اعمال نمیشود پس باید به یک زندان خصوصی روی آورد که نیازمند اصلاح و بازنگری جدی قوانین کیفری است چون معتاد و سارق را نباید به هر زندانی وارد کنیم و در غیر این صورت این چرخه (اعتیاد، سرقت، جنایت) همچنان ادامه خواهد داشت.