
بحران اخیر دو کره که وارد فاز نظامی شده محصول جنگ قدرتی است که قدرتهای بزرگ آن را طراحی کردهاند. میزان نفوذ و ترس از عقب ماندن از دیگری مدتهاست که سه کشور امریکا، روسیه و چین را نه تنها در حوزه آسیا - پاسیفیک بلکه در دیگر نقاط جهان تحریک کرده که مراقب حاشیههای امنیتی خود باشند. اختلاف نظر بین روسیه و ژاپن تنها به این دو کشور محدود نمیشود. پس از اینکه بین ژاپن و شوروى سابق در هشتم آگوست 1945 جنگ آغاز شد، ارتش شوروى جزایر کوریل (چهار جزیره ایتروپ، کوناشیری، شیکوتان و هابومایی در قسمت جنوبی کوریل) را به خاک خود ملحق کرد. اختلافی که ژاپنیها هیچگاه آن را نپذیرفتند. این تنش تا امروز هم ادامه پیدا کرده است تا اینکه چندی پیش مسکو اعلام کرد برای محافظت از این جزایر نیروی نظامی بیشتری به آن منطقه اعزام میکند. این خبر مقدمهای است بر تقویت قدرت و نفوذ نظامی روسیه در شرق آسیا، یعنی منطقهای که امریکا علاقهمند است بخشی از حوزه امنیتی خودش باشد.
روسیه به بهانه محافظت از جزایر مورد اختلاف برای اولین بار در تیرماه سال جاری رزمایش واستوک۲۰۱۰ را در جزیره ایتروپ و مناطق سیبری، دالنی و واستوک برگزار کرد تا اعلام کند خود را برای نفوذ گام به گام به شرق آسیا آماده کرده است. ژنرال نیکلای ماکاروف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه در همان زمان گفت که رزمایش واستوک-۲۰۱۰ بزرگترین رزمایش این کشور در سال ۲۰۱۰ است که در تمامی سطوح نیروهای مسلح روسیه برگزار میشود.
این مسئله میتواند حساسیت واشنگتن را برانگیخته کند. چون روسیه کمکم در حال بازگشت به بازیهای جهانی به خصوص در زمینه نظامی است. یعنی همان زمینهای که در دوران شوروی از آن بهره میبرد و به همین دلیل از آن به عنوان ابرقدرت تک بعدی یاد میشد. بازسازی تجهیزات و نیروهای نظامی روسیه به همین دلیل در حال انجام است. روسیه جدید در جواب نفوذ امریکا به حوزههای شرق اروپا، آسیای مرکزی و قفقاز سعی میکند حضور و قدرت خود را در امریکای لاتین، خاورمیانه و شرق آسیا تقویت کند.
امریکا با کنترل ژاپن پس از جنگ دوم جهانی و همچنین تقویت کرهجنوبی در برابر کرهشمالی پس از جنگ و جدایی دو کره پس از سال 1953 سعی کرده است تا امنیت این منطقه را متعلق به خود کند. این در حالی است که تقویت نظامی و هستهای کرهشمالی و همچنین زایش اقتصادی چین به همراه نفوذ نظامی روسیه، میتواند معادلات تعریف شده و امنیت چیده شده امریکا را در شرق آسیا به هم بریزد. به همین دلیل امریکا از یکسو سعی دارد با قراردادهای نظامی آشکار و بحرانآفرینی پنهان در حاشیههای امنیتی چین، این کشور را از تعادل روانی خارج کند و از سوی دیگر با بحرانآفرینی منطقهای در شرق آسیا بهانهای برای تقویت نظامی خود در برابر روسیه، چین و کرهشمالی پیدا کند.
اگرچه مقامات امریکایی و رسانههای غربی، غرق شدن ناوچه جنگی «چئونان» کرهجنوبی را در ماه مارس سال جاری به کرهشمالی نسبت دادند اما این اتهام هیچگاه ثابت نشد ولی به ابزاری تبدیل شد تا امریکا به فکر تقویت قدرت نظامی در دریای زرد و حوزه شرق آسیا بیفتد. پس از این حادثه امریکا رزمایشهای نظامیاش را در این دریا افزایش داده است. بحران اخیر دو کره نیز سبب شد تا «امریکا» به همراه «کرهجنوبی» از روز یکشنبه رزمایش چهار روزهای را در آبهای «ژاپن» برگزار کنند. اگر چه وزیران دفاع امریکا و کرهجنوبی با صدور بیانیهای مشترک هدف از انجام این رزمایش را «پیامی واضح و روشن به کرهشمالی» اعلام کردهاند، اما تقویت حضور واشنگتن برای حفظ امنیت امریکایی منطقه که مورد حمایت ژاپن و کره است، مهمترین دلیل این رزمایش معنا میشود. بر این اساس در حال حاضر ایجاد بحران در شرق آسیا با منافع امریکا هماهنگ است. به همین دلیل است که چین تمام تلاش خود را برای پایان یافتن بحران دو کره انجام میدهد. چین برای کنترل بحران شبه کره نماینده خود را به سئول فرستاد تا موافقت مقامات کرهجنوبی را برای نشست فوری گروه شش (چین، روسیه، امریکا، ژاپن، کرهشمالی و کرهجنوبی) بگیرد، اما سایت صدای امریکا در اینباره نوشت که سئول از پیشنهاد پکن استقبال نکرده است. با این اوصاف آیا میتوان نتیجه گرفت در شرایطی که روسیه و چین در حال تقویت نظامی، سیاسی و اقتصادی خود در منطقه شرق آسیا و همچنین دیگر نقاط جهان هستند، بحرانآفرینی در حوزه پاسیفیک با منافع امریکا گره خورده و هر از گاهی واشنگتن عناصر تنشزا در این منطقه را تحریک میکند؟ این مسئله از یکسو باعث میشود تا نیروهای امریکایی در برابر نیروهایی روسی در شرق آسیا تقویت شوند و از سویی دیگر آرامش اقتصادی چین به هم بریزد. چین و روسیه اگر چه از دوستان و نزدیکان کرهشمالی محسوب میشوند و این دو در بسیاری از موارد با یکدیگر اشتراک منافع دارند اما نفوذ نظامی روسیه در منطقه به بهانه کنترل امنیت جزایر کوریل که تبدیل به ابزاری برای تقویت نیروهای نظامی امریکا برای حفظ امنیت متحدانش در شرق آسیا شده است با منافع چین در تضاد است. از این جهت امریکا میتواند با بحران آفرینی در شرق آسیا هم جای پای خود را بزرگتر کند و هم منافع چین و روسیه را در برابر یکدیگر قرار دهد.