
دانشجو شدن و دانشگاه رفتن تا چند وقت پیش از آن کارهای بزرگ و معجزههای باور نکردنی بود که اگر احیاناً هم کسی از پسش بر میآمد و نام دانشجو میگرفت دیگر با مدرک و بیمدرک برای خودش یک پا دکتر یا مهندس بود و اصلاً فرقی نمیکرد مدرکی در کار باشد یا نه. چاپ شدن اسم در روزنامه همانا و تحصیلکرده شدن هم همانا. البته با فراز و نشیب پشت سر گذاشتن کنکور انصافاً هم باید به کسی که از این آزمون نفسگیر سربلند بیرون میآمد لقب تحصیلکرده داد، چون توانسته با افتخار هفت خوان کنکور را پشت سر بگذارد. اما همه این سختیها و دنگ و فنگها هم، برای قدیمها بود یعنی آن زمانی که واقعا دانشگاه رفتن کار هر کسی نبود. چون بعد از چند وقت که تب علم آموزی بین جوانان شدت گرفت و اصطلاحاً دانشگاه رفتن مد و بازار کنکور حسابی داغ شد، خیلیها دست به کار شدند و با هدف کمک به جوانان عزیز برای ورود به دانشگاه بساط انواع و اقسام کلاسهای آمادگی کنکور و تست آزمون آزمایشی و فرضی و تکنیک تستزنی در 4 ثانیه و کتابهای رنگارنگ از سبز و آبی و قرمز و صورتی و تمرکز تضمین صد درصدی قبولی، پهن شد تا آنجا که دستاندرکاران امر دیدند حالا که بازار دانشگاه رفتن آنقدر داغ است و مردم خودشان را به آب و آتش میزنند تا وارد دانشگاه شوند. پس چه کاری است که دست رو دست بگذارند و تماشا کنند پس همزمان با بالا رفتن علاقه دانشگاهی شدن، دانشگاه و کلاس درس و واحد و صندلی در شهر و روستا و آبادی و مرز و خلاصه هر جایی که پرنده پر میزد و نمیزد کلاس تشکیل شد. به زبان سادهتر دانشجو شدن دیگر نیازی به معجزه و دعا و دو سه شماره بالا رفتن عینک و این جور کارها نداشت و عملاً هفت خوان کنکور تبدیل شد به سه خوان؛ نیت برای دانشجو شدن، خرید دفترچه و ثبتنام در دانشگاه مورد نظر. آنقدر دانشگاه ساختند که دیگر باورشان شده بود که دانشجو شدن از مد افتاده و احتمالاً پی مدهای دیگر میرفتند چون رسماً اعلام کردند که «آقا، صندلیهای دانشگاهها خالی است، پس چرا ثبتنام نمیکنید!»اما هنوز مدت زیادی از شنیدن این خبر نگذشته بود که خبر داغتری منتشر شد و کلاً دانشگاه رفتن را در حد بستنی خریدن از بقالی سر کوچه آسان میکرد، خبری که براساس آن داوطلبان میتوانند بدون آزمون ورودی و تنها با پرداخت شهریه در دانشگاههای دولتی و معتبر مشغول به تحصیل شوند.خبری که مثل بمب صدا کرد و این روزها بحث روز هر محفل دانشجویی و دانشگاهی شده.اصراری برای پولی شدن دانشگاهها نداریمچند هفته پیش، پس از مدتها مخالفت و موافقت زیر سقف سبز بهارستان، سرانجام ماده 24 لایحه برنامه پنجم توسعه که از سوی دولت به کمیسیون تلفیق پیشنهاد شده بود توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید.این ماده و چند بند آن بر ایجاد شعب پولی دانشگاههای دولتی در داخل و خارج از کشور و همچنین پذیرش بدون آزمون دانشجوی پولی مازاد بر ظرفیت دانشگاههای روزانه و دولتی نظر دارد.اما وزیر علوم تحقیقات و فناوری درباره این طرح یعنی جذب دانشجوی پولی در دانشگاههای دولتی گفته است: «ما هیچ اصرار و پافشاری برای اجرای این طرح نداریم اگر این مصوبه به بنده ابلاغ شود، حتما بدانید که تفاوتی بین فردی که از مسیر رقابت علمی وارد دانشگاه شده با فردی که از مسیر پرداخت پول وارد دانشگاه شده قائل خواهم شد و اگر مجبور به اجرای این قانون شویم نگاهمان این خواهد بود که عدالت حاکم باشد.»دکتر کامران دانشجو در ادامه میافزاید:« اگر نگاه ما را به عنوان اجراکننده این مصوبه بخواهید. باید اعلام کنم که حتماً کلاسهای درس این دو قشر را جداگانه برگزار میکنیم و این امری بدیهی است. مدرک تحصیلی جوانی که با رقابت علمی وارد دانشگاه شود با جوانی که به صورت پولی وارد شده یکی نیست. این دو نباید در یک کلاس و یکجا تحصیل کنند و مدرک تحصیلیشان یکی باشد، دغدغه دانشجویان درباره جذب دانشجویان پولی در دانشگاههای دولتی دغدغهای بجا و بحق است و باید عدالت نسبی در این خصوص رعایت شود و من به دنبال آن هستم که به عنوان خدمتگزار شما در وسع خودم دغدغه شما دانشجویان را برطرف کنم.»دانشجویان پولی یا مازاد؟دانشگاههای دولتی تنها در صورتی دانشجوی پولی جذب میکنند که ظرفیت مازادی در آنها ایجاد شده باشد، یعنی به گفته مسئولان قرار نیست از ظرفیت پذیرفته شدگان کنکوری یا اصطلاحاً علمی کاسته شود.معاون آموزشی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در این باره میگوید:«در واقع پولی کردن برخی از دانشگاهها به معنای کاهش ظرفیت قبول شدگان کنکور نیست بلکه در صورت اجرای این طرح، ظرفیتهای مازاد در دانشگاهها ایجاد خواهد شد. ابعاد مختلف این طرح در صورت قطعی شدن در شورای گسترش آموزش عالی و وزارت علوم نیز بررسی میشود تا این افزایش ظرفیت مازاد لطمات سوئی برای آموزش عالی نداشته باشد. همچنین دانشگاهها در پذیرش یا نپذیرفتن این ظرفیت مازاد تصمیم گیرنده هستند و اجباری برای اجرای آن در دانشگاه بخصوصی وجود ندارد.رقابت بر سر پول یا درس؟شاید به گفته مسئولان با اجرای این طرح حق دانشجویان دیگر که از طریق کنکور وارد دانشگاه شدهاند محفوظ بماند چون قرار است ظرفیتهای جدید برای دانشجویان پولی ایجاد شود اما به قول بسیاری از دانشجویان در چنین شرایطی به خوبی معلوم نیست که رقابت اصلی باید بر سر پول باشد یا درس خواندن؟یکی از دانشجویان رشته فناوری اطلاعات درباره پولی شدن دانشگاهها میگوید:«به فرض هم که ظرفیت بیشتر شود کل فضای دانشگاه و امکانات دیگر را میخواهند چه کار کنند. گذشته از اینها استاد و سطح مطالب تدریس شده، امتحانات پایان ترم و پژوهشها و تحقیقات میان ترم چطور تعیین میشوند. نمیشود که استاد دانشجویان پولی غیر از پولی جدا باشد یا اگر هم قرار باشد با هم باشند مشخص نیست که سطح کلاس باید در حد و اندازه معلومات فردی باشد که بدون هیچ علمی فقط چون پول دارد، وارد دانشگاه شده یا فردی که سالها تلاش کرده با علم و آگاهی به دانشگاه راه یافته؟»یکی دیگر از دانشجویان رشته مکانیک یک دانشگاه دولتی مطرح معتقد است:«تنها دلخوشی و انگیزه بچههایی که با رتبه خوب در این دانشگاهها قبول میشوند این بود که میتوانند با افتخار بگویند دانشجو یا فارغالتحصیل فلان دانشگاه هستند اما وقتی قرار باشد هر کسی به صرف داشتن پول به این دانشگاه راه پیدا کند، دیگر چه انگیزهای برای رقابت میماند؟ حتی اگر تمام سعیشان را هم کنند که عدالت رعایت شود و کلاسهای درس این دو گروه دانشجو جدا از هم برگزار شود، در پایان مدارک تحصیلی را چه کار میکنند؟ آیا روی مدارک هم درج میکنند پولی یا غیر پولی؟»یک دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد رشته تاریخ هم نظر مشابهی دارد و میگوید:« به نظر من همین برخوردهای سطحی و غیر کارشناسانه با علم و مدارک تحصیلی باعث شده که آنقدر افراد غیر متخصص در پستها و سمتهایی که اصلا در آن زمینه تجربهای ندارند فعال باشند و به هر نحوی با جان و زندگی مردم بازی کنند. نباید فقط دانشگاه رفتن و دانشجو شدن را دید بلکه باید فرداهای دورتر، یعنی زمانی که قرار است این فرد با مدرک پولی و دانشگاه پولی در این مملکت شغلی داشته باشد هم دید. نمیشود گفت مثلاً این پزشک پولی است یا آن مهندس پولی نیست!»همزمان با مطرح شدن این بحث، دانشجویان دانشگاههای مختلف واکنشهای گوناگونی نسبت به آن نشان دادند و با صدور بیانیههایی دلایل اعتراضات خود را مطرح کردند. نظر مشترک بسیاری از دانشجویان برای مخالفت با این طرح گذشته از پایین آمدن جایگاه علم، این بود که اجرای چنین طرحهایی به معنای استقبال از اشرافیت طبقه مرفه جامعه و بیشتر شدن فاصله طبقاتی است.موافقان و مخالفاننصیری قیداری، عضو کمیسیون آموزش از موافقان این مصوبه درباره دلایل موافقت خود با ماده 24 میگوید:« از کل دانشجویان یک میلیون دانشجو در پیام نور و 250 هزار نفر در دانشگاه غیر انتفاعی تحصیل میکنند و برای تحصیل شهریه میپردازند. بنابراین پذیرش دانشجوی پولی بحث تازهای نیست و از مدتها پیش روند خصوصیسازی دانشگاهها آغاز شده است و تنها 15 درصد از ظرفیت پذیرشها در اختیار دولت است که درصدی از آن به صورت رایگان و بخشی از آن شهریهای است. در حال حاضر ارتقابخشی کیفیت آموزشی در دانشگاههای دولتی تنها براساس بودجه دولتی است که اجازه توسعه در بخشهای آزمایشگاهی، تجهیزات و پژوهش را نمیدهد.»مهدی کوچکزاده نماینده تهران نیز درباره دلایل مخالفت خود با این طرح میگوید:«پذیرش دانشجوی پولی در دانشگاههای دولتی به ضرر مؤسسات و دانشگاههای غیرانتفاعی است، چرا که دانشگاههای دولتی با بودجه دولتی و عمومی اداره میشوند در نتیجه دانشگاههای غیر انتفاعی توان رقابت با دانشگاههای دولتی را در جذب و پذیرش دانشجو نخواهند داشت.»او همچنین میافزاید: «یکی از مسائلی که در تصویب این ماده به عنوان دلیل ذکر شده، کسب درآمد برای دانشگاههای دولتی است. در حالی که به نظر میرسد راههای دیگری نیز برای کسب درآمد در دانشگاههای دولتی وجود دارد و بهترین راه ازطریق پژوهش و عقد قرارداد اجرای طرح پژوهشی با دستگاههای مختلف است که میتواند درآمد هنگفتی را نصیب این دانشگاهها کند.»شورای نگهبان ایراداتی در این طرح دیده و آن را برای بررسی و اصلاح مجدداً به مجلس شورای اسلامی بازگردانده است. هنوز سؤالات یا بهتر است بگوییم ابهامات زیادی درباره چگونگی اجرای این طرح وجود دارد و به خوبی مشخص نیست بعد از تأیید نهایی، چگونه و با چه جزئیاتی اجرا خواهد شد؟ گذشته از تمام اینها سؤالات مهمتری نیز همچنان بیپاسخ در ابهام به سر میبرند مثلاً اینکه دیگر به راحتی بعد از گرفتن مدرک دیپلم میتوان وارد دانشگاه شد و معلوم نیست در چنین حالتی معنای دود چراغ خوردن و تلاش برای کسب مدارج علمی چه خواهد بود؟یا اصلاً حالا که دیگر دانشمند و نابغه شدن هم دردسر ندارد و با پول قابل دست یافتن است آیا دیگر تفاوتی بین تحصیلکردهها و افراد بدون تحصیلات وجود دارد؟و از همه مهمتر اینکه با اجرای طرحهایی از این دست پاسخ این موضوع قدیمی انشاء که «علم بهتر است یا ثروت» بالاخره چه خواهد بود؟