
در ادبیات سیاسی اسلام و فقه شیعه، واژهای به نام تروریسم وجود ندارد. با این وجود در منابع مکتب شیعه و آرای فقها مفاهیمی وجود دارند که با مفهوم تروریسم شباهت دارند. واژههایی که دارای چنین شباهتی هستند عبارتند از: ارهاب، محاربه، فتک و اغتیال و بغی. همچنین میان مفهوم جهاد و تروریسم تفاوتی عمده وجود دارد که در نهایت به این مسئله نیز پرداخته خواهد شد.
ارهاب
این واژه و مشتقات آن به کررات در قرآن کریم تکرار شده است که این مشتقات را میتوان به دو گروه اصلی سازماندهی کرد:
1- به معنای بازدارندگی دشمن
2- به معنای ترس از خداوند متعال
مهمترین آیه قرآن کریم که در آن ارهاب را میتوان به بازدارندگی قرائت کرد، آیه 60 سوره انفال است که در آنجا مراد از «ترهبون» این است که دشمنان خدا را از طریق آماده ساختن خود و تجهیز امکانات و نیروها بترسانید تا جرأت حمله به شما را پیدا نکنند.
و در آیات دیگر مانند آیه 90 سوره انبیاء ارهاب به معنی خوف از خدا به کار رفته است. بر این اساس در سوره انبیاء «رهبه» که در کنار واژه «رغبه» آمده است به معنای ترس از عِقاب خداوند است.
در مجموع بررسی واژهها و مشتقات میتوان نتیجه گرفت میان واژه ارهاب و تروریسم بر اساس آنچه در قرآن کریم آمده است و به معنای دقیقتر میان معنای اسلامی ارهاب و تروریسم هیچ انطباقی و سنخیتی وجود ندارد. زیرا در مجموعه اول «ارهاب» نه بر اساس عمل مستقیم علیه طرف مقابل و با قصد وارد کردن او به انجام کاری بلکه به رابطه یک عمل ارجاع و براساس نمایش توانمندیها و بدون درگیری با طرف مقابل، آن هم با قصد مجبور کردن او به انجام ندادن یک اقدام، اقدامی که به قصد صدمه زدن به طرف اول باشد تعریف شده است. بنابراین اقدامی که در آن درگیری خشونتآمیز مستقیم وجود ندارد و فعل آن صرفاً دفاعی و برای بازداشتن از وقوع اقدام توسط طرف مقابل است دیگر نمیتواند با هیچکدام از رهیافتهای مفهومشناسی تروریسم سازگار گردد و در مجموعه دوم که ارهاب به خوف انسان از خداوند معنا شده است وضعیت بسیار روشنتر است.
محاربه
عدهای از فقهای اسلامی معتقدند «محاربه» که مصداق مفسد فیالارض است از واژگانی است که با واژه تروریسم شباهت زیادی دارد. محاربه یعنی جنگطلبی. واژه محاربه یکی از مهمترین شاخصههای مفهوم تروریسم یعنی وحشتانگیزی در جامعه و مردم را در خود دارد اما معیارهای دیگر مانند انگیزه سیاسی داشتن و اینکه الزاماً در اقدام تروریستی هدف عملیاتی هدف اصلی نیست را در خود ندارد. بر این اساس به کسانی که با شرارت و سرقت از طریق راهزنی نیز اقدام به ایجاد وحشت نماید محارب اطلاق شده است. در محاربه انگیزه عموماً انگیزههای عمومی یا حداقل غیرسیاسی است. بنابراین نمیتوان واژه محاربه را یک واژه نزدیک به تروریسم دانست. اما دهشتانگیزی و خشونتمحور بودن دو شاخصه کاملاً مشترک در معناسازی تروریسم براساس رویکردها و گفتمانهای بینالمللی از تروریسم است.
بغی
در لغت به معنی «از حد خارج شدن و تعدی نمودن» است. این واژه از اصطلاحاتی است که پیامبر برای نخستین بار آن را درباره قاتلان عمار به کار بردند.
اهل بغی به دو دسته تقسیم میشوند
1- باغیانی که دارای سازمان و تشکیلات هستند. یعنی به جز افرادی که در صحنه درگیری با حکومت اسلامی حضور دارند، افراد و تشکیلات پشتیبان دیگری نیز دارند که در صورت لزوم از آنها استفاده میکنند. از نظر اسلام باید با این دسته از باغیان به شدت برخورد کرد تا جایی که با حاضران در صحنه درگیری جنگید تا کشته شوند و مجروح آنان را نیز باید اسیر و سپس محاکمه و فراریان را نیز تعقیب کرد.
2- دسته دیگر «باغیان غیر ذی فئه» میباشند. اینان افرادی هستند که تشکیلات ندارند و صرفاً شامل همه کسانی هستند که در صحنه درگیری با حکومت اسلامی حضور دارند. اسلام برای برخورد با این دسته از باغیان شدت عمل کمتری به خرج میدهد و دستور به اعدام نکردن مجروحان و عدم تعقیب فراریان داده است. تقسیم باغیان به دو دسته مذکور نشان از اهمیت تشکیلات و فعالیتهای تشکیلاتی معارض با حکومت اسلامی با قصد براندازی دارد. بغی به معنای اقدام مسلحانه علیه نظام سیاسی دو معیار «انگیزه سیاسی» و «خشونتمحور بودن تروریسم» را با خود به همراه دارد ولی یکی از معیارهای مهم یعنی دهشتانگیزی را با خود همراه ندارد. ضمن آنکه بغی جنبه خارجی و بینالمللی ندارد و صرفاً در حوزه اتباع مسلمان یک کشور و اقدامات مسلحانه آنان علیه حکومت اسلامی قرار دارد.
فتک و اغتیان
اغتیان یعنی پنهانی و به شکلی که مقتول با خبر نشود او را از پای درآوردن. به طور ویژه غیله یعنی بردن شخصی به یک موضع خاص از طریق فریب دادن او و کشتن وی هنگام رسیدن به آن مکان. فتک در فرهنگ اصطلاحات معاصر به معنای «ترور کرد، کشت، از میان برد و به قتل رساند» آمده است. در زبان عربی «الفتک» یعنی هر شخصی که فردی را بیخبر از روی غفلت بکشد و به معنای شخصی است که از غفلت فرد دیگری استفاده کند و او را بکشد یا مجروع کند. تفاوت میان دو واژه اغتیان و فتک صرفاً به روش اقدام مرتبط است و در نوع اقدام تفاوتی وجود ندارد و هر دو واژه دارای کارکردی مشابه هستند. گفتنی است که واژه اغتیان یک واژه خاص برای کلیه قتلهای سیاسی است. اغتیان یا فتک دارای دو معیار اصلی است. اول «خشونتمحور بودن» و دوم «یکسان بودن هدف و آماج» یعنی آنکه آماج اقدام تروریستی خود هدف است.
جهاد و مسئله تروریسم
رابطه میان جهاد و تروریسم یکی از مهمترین موضوعات تروریسمشناسی است. از یک طرف به خاطر اتهاماتی که به جهاد به عنوان یک اقدام تروریستی از سوی برخی غربیها وارد میشود و از سوی دیگر به خاطر تفکیک میان اقدامات خشونتآمیز تروریستی و اقدامات خشونتآمیز غیرتروریستی و در نهایت به خاطر مشخص کردن اینکه آیا مبارزه با تروریسم خود یک اقدام جهادی است یا خیر.
به طور کلی میتوان گفت خشونتمحور بودن اقدام علیه دشمن فقط در زمره اقدامات تروریستی نمیگنجد زیرا بسیاری از اقدامات خشونتآمیز که در حقوق بینالملل نیز بر آن تصریح شده است در مجموعه اقدامات خشونتآمیز مجاز و حتی مشروع قرار گرفته است.
در برخی تفاوتهای عمده میان تروریسم و جهاد باید گفت که:
- در تروریسم «وحشتانگیزی» از طریق عملیات مسلحانه و «خشونتمحور بودن» و همچنین «یکی نبودن آماج (Target) و هدف (Goal) و عموماً غیرمرتبط بودن آماجها با اهداف تروریستها از معیارهای اساسی است. در حالی که در جهاد مقررات بسیار زیادی وضع شده است که بسیاری از آنها به صراحت بر تفاوت میان اقدام تروریستی و اقدام مسلحانه مبتنی بر جهاد صحه میگذارد.
- تروریسم و اقدامات تروریستی الزاماً مبتنی بر دفاع از خود ماست و ماهیتاً جنبه غافلگیری دارد در صورتی که جهاد دفاعی است و صرفاً واکنشی است.
- در جهاد اعلام یک اصل اساسی است و جنبه غافلگیری ندارد در صورتی که در تروریسم اینچنین نیست.
- و. . .
به طور کلی و با یک جمعبندی از متون در مرزبندی و تفکیک میان جهاد و تروریسم میتوان گفت که جهاد در روش، در انواع و در ماهیت هیچگونه سنخیتی با تروریسم و اقدامات تروریستی ندارد.