
گاهی مناسبتهای تقویم هم به سرعت خبرهای دنیای واقعی و روزمره ما میآیند و با همان سرعت هم فراموش میشوند. هنوز خبر دلخراش سقوط شهروند نابینا به چاله مترو از یادمان نرفته که تقویم خبر از فرا رسیدن «روز جهانی معلولان» میدهد. «روز جهانی معلولان»؛ دهان آدم پر و خالی میشود، سرش را بالا میگیرد و با غرور میگوید:« روز جهانی معلولان» و همزمان سیلی از احساسات انساندوستانه از خیال میگذرد. آمار پوسترها و همایشها و تقدیرهایی که با حضور مسئولان به راه میافتد بیشتر میشود. مجریها حرف از خدمات و امکانات بیشتر برای معلولان میزنند، خبرهای خوش حمایتی، مسکن، شغل، بودجه و... همه جا حرف از معلولان است، حرف از استعدادهای آنها، حرفهای روشنفکرانه که معلولیت دلیلی بر محرومیت و توقف نیست، حرف از فرداهای روشن و... ولی همان لحظهای که سالن همایش غرق در سخنرانی مسئولان است کمی آن طرفتر، کنار اتوبان، معلولی روی ویلچر به این فکر میکند که چطور 58 پله پل عابر پیاده را بالا برود و به آن سوی اتوبان برسد. چند نفر نابینا دراین کابوس به سر میبرند که هیولای سیاه مترو این بار کدام عصای سفید را میبلعد و معلول دیگری خبرها را زیر و رو میکند تا شاید از لابهلای این تقدیرها و وعدهها ردی از قول فراموش شده «خودروی عمومی حمل و نقل معلولان» پیدا کند. جشن روز جهانی معلولان به پایان میرسد. همه قول میدهند کاری کنند تا همه چیز برای معلولان بهتر شود و سرانجام انبوهی از قولها و برنامهریزیها و اقدامات و طرحها و بودجهها و کمیتهها و کارشناسیها لای یک پرونده میروند تا سر فرصت همه اجرا شوندتا دیگر معلولان مشکل تردد نداشته باشند و تمام شهر برای آنها مناسب سازی شود.
جای خالی مناسبهافقط یک گشت کوچک در شهر، اصلاً استفاده از اتوبوس یا مترو برای چند ایستگاه یا حتی پیادهروی در یک خیابان کوچک هم کافی است برای پی بردن به این واقعیت قدیمی که شهر ما با همه برجهای سر به فلک کشیده و اتوبانهایی که این سر شهر را به آن سرش دوختهاند، باز هم چقدر از امکانات شهری برای ترددهای روزانه فاصله دارد. مناسب نبودن معابر عمومی برای رفت و آمدها مشکلی است که سالها زیر پوست شهر جا خوش کرده است. اما شهروندان سالم به لطف پاهای قوی و چشمان بینایی که دارند، مجالی برای اعتراض به این مشکلات نیافتهاند و شهروندان معلول هم در سکوت معترضانه سالها در انتظار اجرای وعده و وعیدها نشستهاند. وعدههایی که معلوم نیست سرانجام سعادت اجرای آن نصیب کدام سازمان و مسئول خواهد شد.سرپرست سازمان بهزیستی چندی پیش درباره مناسبسازی شهر برای معلولان گفته بود:«بهزیستی وظیفهای در قبال مناسبسازی شهر برای معلولان ندارد. این وظیفه شهرداری است و بهزیستی صرفاً در این باره وظیفه نظارتی دارد، نه اجرایی، ما نمیتوانیم به طور مستقل برای مناسبسازی و بهسازی شهر وارد عمل شویم.» کلمه بهزیستی یعنی بهتر زیستن، اما معلوم نیست چرا آنجا که حرف از بهتر زیستن و رفت و آمد کردن معلولان میشود، بهزیستی فقط یک نظارهگر است و بس!شهری برای هیچ کسفرقی نمیکند چقدر رمپ برای تردد معلولان در معابر عمومی تعبیه شده باشد، فرقی نمیکند چقدر موزاییک شیاردار کف پیادهرو چسبیده باشد، فرقی نمیکند چند دستگاه آسانسور ویژه معلولان در انبارهای گمرک و این جور جاها گیر کرده باشد، هیچ کدام از اینها فرقی نمیکند وقتی این شهر برای هیچ کس مناسب نیست و امروز دغدغه مهم شهرسازان بیش از آنکه معلولان باشند، افراد عادی هستند.مهندس شاهرخ ظهرابزاده، کارشناس حمل و نقل درباره مناسبسازی شهر برای معلولان به «جوان» میگوید: در طراحی شهر عابران و معلولان توأمان هستند و نمیتوان گفت نیاز به طراحی و مناسبسازیهای جدا از هم دارند، اگر 80 یا 90 درصد هم فضاها و معابر شهری برای تردد عابران سالم و غیر معلول مناسبسازی شده باشد، بخش اعظمی از مشکلات معلولان هم رفع خواهد شد. در حال حاضر تمام مشکلاتی که برای ترددهای شهری و استفاده از معابر و فضاها و امکانات شهر همان اندازه که برای معلولان وجود دارد، برای افراد غیر معلول هم به چشم میخورد، بنابراین میتوان گفت اگر طرحها و برنامههای مناسبسازی شهر نیاز به بازنگری یا اجرای مجدد دارد نه تنها برای معلولان که برای تمام شهروندان ضروری است.»این کارشناس حمل و نقل همچنین تصریح میکند:«سه نوع معلول که بیشتر در شهر تردد دارند معلولان حرکتی، نابینایان و ناشنوایان هستند. شاید در نگاه اول به نظر برسد برای استفاده و تردد معلولان حرکتی باید فضاهایی بدون پله، با شیب کم و سطح مناسب طراحی میشود اما الان بسیاری از پیاده روها و معابر عمومی به گونهای است که حتی افراد عادی یا سالمندان با عصا هم قادر به حرکت در آن نیستند. در مسیر بسیاری از پیادهروها یا کوچهها پله یا سدهای حرکتی وجود دارد یا برای ورود از پیادهرو به خیابان پلی روی جوی وجود ندارد. بعضاً هم مشاهده میشود حاشیه پیادهرو در یک مسیر طولانی با نردههای بلند محاصره شده و تنها راه عبور از عرض پیادهرو بالا رفتن از پلهای هوایی عابر پیاده است. در حالی که چنین شرایطی برای یک فرد سالخورده یا شهروندان عادی هم مشکل است چه برسد به یک معلول حرکتی.»حرکتی برای حرکت معلولانبا وجود آنکه مدتهاست بحث مناسبسازی شهر برای معلولان مطرح شده و انتقادات زیادی نسبت به بیتفاوتی مسئولان برای بهبود این روند صورت گرفته اما در عمل اقدامات انجام شده آنقدر ناچیز و آرام بر پیکر ناهمگون شهر نقش بسته که نه تنها به دید معلولان که گویا به چشم مسئولان هم نمیآید.شاید همین جزئی بودن اقدامات صورت گرفته باشد که امروز خود کارشناسان شهرسازی هم معتقدند وجود چند رمپ در ورودی ساختمانها و موزاییکهای شیاردار تنها مشکل معلولان حرکتی نیست. ظهرابزاده در این باره میگوید: یکی از بزرگترین چالشهای مناسبسازی شهر و معابر عمومی برای تردد معلولان این است که تمام بسترهای مناسب به صورت همزمان ایجاد نمیشود.برای مثال چند رمپ در ورودی ساختمانها نصب میشود و فرد معلول وارد ساختمان میشود اما برای رفتن به پارکینگ یا قسمتهای دیگر با مشکل روبهرو میشود یا مثلاً نمیتواند به آسانسور دسترسی پیدا کند. اقدامات مناسبی از سوی شهرداری برای تردد معلولان صورت گرفته مثلاً مسیر تردد نابینایان یا چراغهای مخصوص معلولان در تقاطعها و مجهز شدن ایستگاههای مترو و اتوبوسهای شهری به آسانسور و امکانات برای استفاده معلولان، اما بخشی از مشکلات معلولان ساخت این امکانات است، بخش دیگر به فرهنگ شهروندان برمیگردد. هرچقدر هم شهرداری در تقاطعها چراغهای ویژه، نابینایان و معلولان بسازد اما رانندگان رعایت نکنند هیچ مشکلی حل نخواهد شد.وی در ادامه میافزاید:« حرکتهایی صورت گرفته است اما چون در مجموع یک کار کامل نیست هنوز نتیجهای نگرفتهایم. اخیراً تعدادی از ایستگاههای مترو به آسانسور مخصوص مجهز شدهاند و بعضی از اتوبوسهای خطوط تندرو مانند BRT مخصوص معلولان طراحی شده است اما تا زمانی که یک فرد ویلچر سوار نتواند وارد ایستگاه شود چگونه میتواند از اتوبوسی که برای او طراحی شده استفاده کند؟ براساس مطالعهای که روی برخی از کشورهای پیشرفته داشتهایم مشاهده کردیم تعدادی از اتوبوسهای خطوط اتوبوسرانی برای معلولان در نظر گرفته شده بودند مثلاً یک سوم کل اتوبوسهای یک خط یا داخل قطارها و اتوبوسهای شهری قسمت ویژه معلولان در نظر گرفته شده است و قوانین سفت و سختی برای استفاده نکردن شهروندان دیگر از این جایگاهها وجود دارد. یا مثلاً مسیر ویژه نابینایان آنچه در برخی از پیادهروها دیده میشود تا داخل ایستگاه مترو و اتوبوس هم امتداد یافته است.این کارشناس حمل و نقل با اشاره به تعداد بالای معلولان درباره مناسبسازی شهر برای آنها میگوید:«با توجه به آمار بالای تصادفات در کشور که عمدتاً به نقص عضو و معلولیت منجر میشود، تعداد معلولان در کشور کم نیست و باید بسترهای مناسب برای تردد آنها در سطح شهر وکاهش مشکلاتشان ایجاد شود. تجربه بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا مثل پکن، نیویورک،لندن، سئول و پاریس نشان میدهد ما تا رسیدن به استانداردهای شهرسازی و کاهش مشکلات شهروندان چه معلول و چه غیر معلول فاصله زیادی داریم و باید برنامهریزیها و اقدامات کارشناسانه زیادی برای پر کردن این خلأها انجام دهیم.جای معلول، خانه نیستسینما، پارک، دانشگاه، مدرسه، فرهنگسرا، کتابخانه، استخر و رستوران. هیچکس یادش نیست که کدام قانون نانوشته گفته معلولان حق استفاده از این جاها را ندارند، شاید قانون ناعادلانه شهرها بود که گفت اگر سالم نیستی برای همیشه در خانه بمان قانونی که یادش رفته همه جای دنیا به ازای هر پله یک رمپ میسازند و تمام معلولان پا به پای شهروندان دیگر دانشجو و ورزشکار و نخبه میشوند. قانونی که غیرمستقیم شهر را ویژه شهروندان درجه اول کرد و محرومیت از یک عضو هم پای محرومیت از حقوق شهروندی و ممنوعیت استفاده از امکانات عمومی شهر امضا کرد.رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان درباره نامناسب بودن امکانات شهری برای استفاده معلولان میگوید: «زندگی و مبلمان شهری به هیچ عنوان برای استفاده معلولان مناسبسازی نشده است. با وجود صرف هزینههای میلیاردی برای احداث مترو به قدری قابلیت استفاده از آن برای معلولان ضعیف است که حتی یک نفر معلول هم به درستی نمیتواند از آن استفاده کند. همینطور اتوبوسهای شرکت واحد، تاکسیها، معابر و مکانهای عمومی، ادارات و دانشگاهها، هیچ یک از این محیطها مناسب استفاده یک فرد معلول نیست.»علی همت محمودنژاد تصریح میکند:« علت عمده این مشکلات این است که انگار مهندسان و شهرسازان به هیچ عنوان به افرادی به نام معلول فکر نمیکنند. این موضوع هم در ساخت و سازهای عمومی شهر و هم منازل مسکونی به وفور دیده میشود. بیشتر آپارتمانهای چهارطبقه فاقد آسانسور هستند و با توجه به اینکه طبقات آخر در مقایسه با سایر طبقات ارزانترند در نتیجه اولویت مسکن برای معلولان با درآمد پایینتر به شمار میآیند. صرفنظر از اینکه یک معلول هر روز برای رسیدن از طبقه همکف به طبقه چهارم باید چه مشقتهایی را تحمل کند.»او همچنین مناسب نبودن امکانات شهری و عمومی را یکی از دلایل توقف پیشرفتهای فردی در معلولان عنوان میکند و میگوید: «چه بسیارند دانشجویان متعددی که به علت موانع رفت و آمد مجبور به ترک تحصیل شدهاند.»بسیاری از آنها نمیتوانند از فضاهای مجازی مانند سایتها و آموزشهای الکترونیکی استفاده کنند چرا که امکان استفاده از فضای سایبر برای کسی که نابیناست یا قادر به استفاده از دستان خود نیست، فراهم نشده است. بعضی از شغلهای آزاد هم دارای چنین مشکلاتی است. مثلا یک معلول با وجود تمام سختیها و مشکلات موفق میشود گواهینامه راهنمایی و رانندگی را دریافت کند، در حالی که سازمان تاکسیرانی بدون هیچ منع قانونی مجوز تاکسیرانی به آنها نمیدهد و مشکلات بسیاری از این دست.»بیاهمیتترین مهمشاید مهم بودن «روز جهانی معلولان» فقط به اندازه یک صفحه از 365 صفحه تقویم باشد و از یاد بردن آن هم به اندازه ورق زدن همان یک صفحه.این واقعیت تلخ از شهری که هر روز خیابانها و کوچههایش از طول و عرض قد میکشند و بزرگ میشوند پیداست. بزرگ میشود و آوازه تکنولوژی و مدرن شدن و به روز شدن سیستم حمل و نقلش گوش فلک را کر میکند اما با هر متری که قد میکشد جای معلولان شهر تنگتر و تنگتر میشود. شاید بالاخره برنامهای در دستور کار مسئولی قرار بگیرد، شاید تا 12 آذر سال بعد در خیابان، یک پل، یک اتوبوس، مناسبسازی شده باشد. شاید در پایان جشنی که سال بعد برای معلولان گرفته میشود کسی به دنبال قول فراموش شدهای نگردد. شاید همه معلولان از یک صفحه تقویم به خیابانهای شهر بیایند، شاید تا «روز جهانی معلولان» سال بعد سینما رفتن با ویلچر آرزوی محال یک کودک و عبور از خیابان، آرزوی محال یک نابینا نباشد، شاید...