کد خبر: 424482
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۰۶:۵۴
گفت‌وگوی «جوان» با یک روحانی دانشجو
اگر چه در سال‌های گذشته شاهد حضور نسل جدید از فارغ‌التحصیلان مراکز آموزش عالی برای تحصیل در حوزه بودیم، اما در این میان گروهی از طلاب حوزوی در کنار تحصیلات رسمی حوزه، تحصیل در دانشگاه‌ها را برگزیده و در کنار آشنایی، تسلط و کسب تخصص در علوم دینی، در رشته‌های مختلف دانشگاهی دارای تحصیلات عالیه شدند، شاید در نگاه عمومی این افراد اغلب در رشته‌های مرتبط با علوم حوزوی در دانشگاه‌ها تحصیل کرده‌اند اما حقیقت آن است که بسیاری از افراد در رشته‌های به ظاهر نامرتبط با علوم حوزوی مشغول به تحصیل بوده و هستند، آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی کوتاهی است با حجت الاسلام مجتبی واحدی، روحانی‌ای که دارای تحصیل بالای حوزوی در کنار تحصیلات عالی دانشگاهی است، آنچه در این میان بیش از همه قابل توجه است، اصرار شایسته وی برای حضور در کلاس‌های دانشگاهی با لباس روحانیت است، تلاشی که نشانگر تعهد ایشان بر وظیفه تبلیغ دینی در کنار فعالیت‌های علمی است.
تحصیلات حوزوی خودتان را از چه زمانی آغاز کردید؟از سال 71 تحصیلات حوزوی را به صورت غیر رسمی در حوزه مرحوم آیت الله مجتهدی آغاز کردم. از سال 72 دروس رسمی حوزه به صورت رسمی آغاز شد و تا سال 80 ادامه داشت، بعد از آن هم براساس قوانین حوزه، تحصیلات غیر حضوری را ادامه دادم. علت علاقه شما به تحصیلات حوزوی چه بود؟پدرم در حالی که 16 یا 17 سال سن داشتم، علاقه‌مند بود که تحصیلات حوزوی داشته باشم، اما من تمایل داشتم تا با انتخاب خودم این موضوع انجام شود، بر همین اساس هم درحالی که تحصیلات کلاسیک را تمام کرده و کارمند کمیته امداد بودم، تحصیلات غیر رسمی خود را عصرها و شب‌ها در حوزه آیت الله مجتهدی شروع کردم، حتی هنگامی که به عنوان طلبه رسمی در حوزه مشغول به تحصیل شدم، پدرم خبر نداشت. متأسفانه ایشان هنگام فوت خود نمی‌دانستند که من رسماً طلبه شده‌ام. ایشان چه سالی فوت کردند؟پدرم در سال 83 فوت کرد. شما در چه سالی معمم شدید؟در سال 84 معمم شدم. یعنی پدرتان در قید حیات نبودند؟متأسفانه خیر، ایشان نبودند تا شاهد معمم بودن من باشند. فعالیت‌های فرهنگی خود را از چه زمانی شروع کردید؟فعالیت‌های فرهنگی از قبل از معمم شدن من شروع شده بود. ما گروهی از بچه‌های دوران راهنمایی را در مسجد محله جمع و کلاس‌های آموزش عقاید، اخلاق و احکام برگزار می‌کردیم که هم اکنون از آن گروه تعدادی دانشجوی مقاطع دکتری هستند‌. با معمم شدن در این برنامه‌ها تغییری ایجاد شد؟بله، حجم این کلاس‌ها سه برابر شد! یعنی یک گروه تبدیل به سه گروه شدند، بعد از مدتی هم قرار شد واحد خواهران ایجاد شود که با مشغله‌های دانشگاهی که ایجاد شد، عملاً این فعالیت منتفی شد. تحصیلات حوزوی در سال 80 تمام شد؟خیر، الحمدلله تحصیلات حوزوی من هیچگاه تمام نشده است، حتی هم اکنون نیز به صورت غیر حضوری اما رسمی در دروس حوزه شرکت می‌کنم و ان‌شاءالله از سال آینده در دروس خارج فقه و اصول شرکت خواهم کرد. اینکه عالی‌ترین سطوح آموزشی حوزه است؟بله؛ درست است. چرا تحصیلات دانشگاهی را آغاز کردید؟خیلی علاقه‌مند بودم که فضای دانشگاهی را تجربه کنم، به همین علت هم تحصیلات دانشگاهی را آغاز کردم. چرا در مراکز آموزش عالی حوزوی مانند مؤسسه امام خمینی(ره)، تحصیلات دانشگاهی را آغاز نکردید؟می خواستم فضای جدیدی را تجربه کنم که متفاوت از فضای حوزوی باشد. تحصیلات دانشگاهی را از چه زمانی شروع کردید؟از سال 80 در چه رشته‌ای‌؟در مقطع کارشناسی، روان شناسی بالینی خواندم. بدون لباس روحانیت به دانشگاه می‌رفتید؟خیر، من اصرار داشتم که حتماً با لباس روحانیت در دانشگاه حضور داشته باشم تا به صورت غیر مستقیم وظیفه تبلیغی خود را انجام دهم.سخت نبود؟اوایل بسیار مشکل بود، اما تلاش کردم که با اخلاق اسلامی و شایسته که اهل بیت (ع) به محبان خود آموخته‌اند، با آنان برخورد کنم که فکر می‌کنم بسیار مؤثر بود. نگران ضعف علمی نبودید، قرار نیست که هر روحانی در تمامی درس‌ها همیشه 20 بگیرد؟تلاش همیشه من این بوده که هیچگونه ضعفی از لحاظ درسی نداشته باشم، حتی از‌ ترم سوم و چهارم تدریس برخی از دروس دانشگاهی را برای دانشجویان به صورت غیر رسمی آغاز کردم. نگاه اساتید به حضور یک روحانی در کلاس چگونه بود؟اوایل خیلی راحت برخورد نمی‌کردند و حتی تلاش داشتند که به نوعی روحانیت را زیر سؤال ببرند، اما به مرور با احترام ویژه ای که به اقتضای آموزش در حوزه دیده بودم و همان احترام را برای اساتید دانشگاهی قائل بودم، علاوه بر تلاش‌های علمی که انجام می‌شد به طوری که برخلاف حوزه که برای فهمیدن درس خوانده می‌شود، در دانشگاه برای نمره است اما ‌ به خاطر خصوصیات حوزوی بیشتر برای دانستن می‌خوانم تا نمره گرفتن، مجموعه این عوامل باعث شد که نگاه اساتید تغییر کند، حتی خانم دکتری در دانشگاه بود که غیر مسلمان و مسیحی بود اما این برخورد‌ها حتی روی ایشان هم مؤثر بود.در کلاس‌های معارف دانشگاه که معمولاً روحانیون استاد آن هستند، برخورد چگونه بود؟من در این کلاس‌ها خیلی شرکت نمی‌کردم چون در سطوح آموزشی خوبی در حوزه بودم، با اجازه اساتید در کلاس‌ها شرکت نمی‌کردم و تنها در امتحانات حضور داشتم.ارتباط با نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها هم داشتید؟همکاری‌هایی با آنان داشتم، مثلاً در دوران لیسانس، پیشنهاد تأسیس یک دوره آموزشی به عنوان «کلیدهای تشخیص آزمون‌های آماری» ارائه دادم و آن هم برگزار شد، در این دوره حتی دانشجویان مقاطع دکتری یا کارشناسی ارشد هم شرکت می‌کردند.این عنوان آموزشی قبلاً ارائه نمی‌شد؟خیر، برای اولین بار ارائه شد، حتی تا قبل از آن جزوه‌ای برای این موضوع وجود نداشت. می توان گفت این یک نوآوری بود؟حقیقت آن است که این حرف‌ها برای بنده بزرگ است که بگویم نوآوری بود، اما تا قبل از آن این موضوع ارائه نشده بود و برای اولین بار ارائه شد شاید به این تعبیر بتوان گفت که نوآوری بوده است. در مقطع کارشناسی ارشد چه رشته ای را ادامه دادید؟در مقطع کارشناسی ارشد در همان گرایش، روان‌سنجی را ادامه دادم که هم‌اکنون به عنوان سنجش و ‌اندازه‌گیری شناخته می‌شود. برای تحصیل در مقطع دکتری اقدامی نکردید؟فعلاً که مشغله زیاد است، البته کارهای مقدماتی انجام شده است، تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. در تحصیلات دانشگاهی، شاهد حضور روحانی دیگری بودید؟خیر، در مقطع کارشناسی که تنها چندنفر طلبه غیر معمم بودند، اما در مقطع کارشناسی ارشد تنها یک روحانی بود که آن هم من بودم!از روحانیون کسانی را می‌شناسید که در رشته شما تحصیل کرده باشند؟خیر پس شما تنها روحانی تحصیلکرده در این رشته در کشور هستید؟در مقطع کارشناسی ارشد و در گرایش سنجش و ‌اندازه‌گیری، من روحانی دیگری در کشور سراغ ندارم. حوزه هیچگاه از این ظرفیت استفاده کرده است؟نخیر، تاکنون هیچ مراجعه‌ای از حوزه نشده است، حتی برای برخی از حوزه‌های علمیه، شخصاً مراجعه کردم که خیلی هم استقبال کردند اما عملاً اتفاقی نیفتاد. اما در حوزه تأکید فراوانی بر بحث آمار شده است، تعداد طلاب، تعداد پژوهشگران یا موارد مشابه. بله، اما من یک توضیح بدهم، شما زمانی جمع‌آوری آمار دارید و زمانی دیگر تحلیل این آمار، آنچه که تخصصی است تحلیل روش‌های جمع‌آوری آمار است. جمع‌آوری آمار کار خیلی پیچیده‌ای نیست که حوزه نیازمند کار تخصصی باشد، مهم تحلیل این آمار است که کاری تخصصی است. شما تا‌کنون چند پروژه تحلیلی داشته‌اید؟نزدیک به یک هزار پروژه، اگر دقیق‌تر بگویم 950 تحلیل آماری تاکنون ارائه کرده‌ام. این رشته تخصصی به طلاب ارائه نشده است؟البته دوره‌های آموزشی برای مباحث مرتبط با تحلیل آماری و روان‌شناسی بالینی برای طلاب مؤسسه امام خمینی(ره) در یک‌ترم ارائه کردم، اما به هر حال بسیار بیشتر لازم است به این موضوع توجه شود، در منابع مختلف دینی بر ضرورت توجه به پژوهش تأکید شده است، اصولاً آنچه در منابع دینی بر شناخت و معرفت تأکید شده است مانند این حدیث امام علی ع که می‌فرماید «مامن حرکه الاو انت محتاج فیه الی المعرفه» ریشه در بحث سنجش دارد، زیرا معرفت یعنی شناختی که با استفاده از ابزار به دست آمده باشد.نقش این سنجش در پژوهش‌های دینی چگونه است؟متأسفانه در بسیاری از پژوهش‌های دینی و غیر آن، پژوهش بیشتر کیفی است تا کمی، یعنی در کمتر پژوهشی شما شاهد استفاده از مقادیر و اعداد تدوین شده براساس معیارهای مناسب آماری هستید که این از ضعف‌های بزرگ پژوهشی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار