
معصومه دیودار - جمعه شب گذشته برنامه هفت با حضور علیرضا رئیسیان، شهریار بحرانی و طبق معمول مسعود فراستی به مسائلی که سینمای امروز ایران با آن روبهروست پرداخت و پوشش لباس، کپیبرداریهای ناشیانه از فیلمهای هالیوودی، لودگیهای مرسوم در بازیها و... را که این روزها در سینمای ایران مشاهده میکنیم بررسی کرد.
فریدون جیرانی (مجری برنامه) به این نکته اشاره کرد که طی 30 سال اخیر تلویزیون جمهوری اسلامی درخصوص اخلاقیات صحبت کرده و تمام پیامهایی که از این رسانه ارسال میشود در حیطه اخلاقیات بوده است. حال آنکه ما در جامعه با سلایقی عکس آن جهتی که تاکنون عنوان شده روبه رو شدهایم.
وی در ادامه افزود: اگر شعارهای اخلاقی که ریشههای جدی فرهنگ ایرانی و مذهبمان را در خود دارند با آنچه که مردم از ما میبینند متفاوت باشد و اگر مردم با شعارهای بیعمل، شعارهایی که وارد زندگی آنها نمیشود روبه رو شوند مسلماً آنها را نخواهند پذیرفت.
بحرانی هم از ریشههایی که فرهنگ جامعه باید بر آن حرکت و از آن تغذیه کند یاد کرد و گفت:این پیامها و شعارها باید تبدیل به ماده و نیرویی شوند که حرکت ایجاد کند. اگر شرایط جامعه این است پس ما نیازمند خانه تکانی جدی هستیم.
رئیسیان نیز از آمار فعالیتهای سه سال اخیر بنیاد فارابی سخن گفت: اگر مقایسهای بین فیلمهای تولید شده و به نمایش درآمده بیندازیم شاهد آن خواهیم بود که بسیاری از این فیلمهای تولید شده به نمایش درنیامدهاند. این مهم درخصوص حوزه هنری، کانون پرورش فکر و صدا و سیما و. . . نیز صدق میکند.
کپیبرداری از فیلمفارسیهای قدیمی
در بخشهایی از برنامه هفت قسمتهایی از فیلمهایی که طی چند سال اخیر اکران شدهاند نمایش داده شد و کپیبرداریهای آنها با فیلمهای دهه 40 نشان داده شد. شارلاتان اکران سال 84 کپی شده از یکه بزن اکران سال 46، دوخواهر کپی برابر اصل دو تا زیاده 1994 که کوچکترین تغییری در دیالوگهای آن لحاظ نشده بود و همچنین دختر میلیونر که با مضمونی شبیه گنج قارون اکران شده است از این جمله بودند.
فراستی معتقد است که فیلمفارسی یک فرهنگ است. یک حرکت سریع و زوم بر روی مفاهیم، راحتالحلقوم کردن مضامین برای مخاطب، هر چیزی را از تفکر تهی کردن و. . . از خصوصیات فیلمفارسی است.
وی تأکید کرد: ما طی سه چهار سال اخیر در سینمای خود شاهد فیلمفارسیهایی هستیم که برخلاف اخلاق حرکت میکنند و مذهب گریز هستند.
فراستی خاطرنشان کرد: امروز بازیگر است که حرف اول را میزند. اوست که با هر شکلی از لودگی به سطحیترین شکل ممکن مشکلات مخاطب را مطرح و با او ارتباط برقرار میکند در این میان نه قصه و نه کارگردان، هیچ یک نقشی در این مهم ندارند.
تعارض بخشنامهنویسی با کار هنری
ساختار سینمای ما از دهه 40 تا کنون تغییری نکرده است. در سینمای تجاری با دوربینهای سطح پایین کار میشود و هزینهها پایین درنظر گرفته میشود که عکس آنچیزی که در دنیا رواج دارد.
رئیسیان خاطرنشان کرد:دولت باید تصدیگری را کنار بگذارد و اگر نخواهد این را بپذیرد با مشکل روبهرو خواهد شد چراکه با فعل طبیعت سینما و فرهنگ در تعارض است. نمیتوان فرهنگ را با بخشنامه و سفارش و... کنترل کرد.
بحرانی نیز از بخشنامهها به عنوان هدایتکننده یاد کرد و گفت: اصل کار هنری باید از جوهره هنرمند بجوشد که ما در جامعه خود به دنبال تحقق این مهم هستیم چراکه خلاقیت نداریم.
می توان در یک رقابت سالم هم خلاق بود هم آثاری درخور خلق کرد و کارشناسان معتقدند باید سوبسید از بخش تولید و قبل از تولید حذف و به بخش نمایش تزریق شود.