
واقعاً کدام دیپلمات و سیاست خارجی دیوانهای در وانفسای تحریم و فشارهای امریکا و غرب، 13 کانتینر اسلحه و مهمات بار یک کشتی میکند و بعد از چند 10 روز دورهگردی در جنوب آسیا، مدیترانه و اروپا آن را از سواحل نیجریه به کشور گامبیا میفرستد تا رئیسجمهور این کشور آفریقایی آن را صرف مبارزه با امریکا کند؟ بر فرض که ایران دست به چنین کاری هم زده باشد، آخر کدام سیاستمدار عاقلی زیر خروارها نارنجک و تفنگ، 130 کیلو هروئین پنهان میکند تا کسانی که این سلاحها را کشف میکنند، رسوایی اخلاقی را هم چاشنی بازیهای پیچیده سیاست بینالمللی نمایند؟
بحث کشف محموله سلاحهای ایران توسط نیجریه حادثهای عجیب، پیچیده ولی در عین حال سادهانگارانه است. حتی اگر باور کنیم که ایران مهمات به نیجریه و کشورهای آفریقایی صادر میکند، اینکه در کنار این سلاحها خروارها هروئین به این کشورها ارسال شود، باور کردنی نیست. اینکه چرا کشور آفریقایی نیجریه دستاویز سناریوی تخریب وجهه بینالمللی ایران قرار میگیرد به خوبی قابل درک کردن است. ارسال محموله سلاح به عراق و افغانستان سالهاست که مطرح است ولی تا حالا کمتر کسی شنیده بود که تهران برای کشورهای آفریقایی هم سلاح، مهمات و هروئین میفرستد. سناریویی امریکایی- غربی منزویسازی ایران، به دنبال قلم کردن پاها و دستان بلند تهران در کشورهایی است که سیاست خارجی ایران به آنها قرابت معنوی دارد. اگر امروز سناریوی ارسال سلاح به دو کشور آفریقایی نیجریه و گامبیا مطرح شده، هیچ بعید نیست که چند روز دیگر چنین سناریویی درباره فاركها در کشور امریکایی کلمبیا یا شورشیان ابوسیاف در فیلیپین پیش کشیده شود. هدف یکی بیشتر نیست؛ ترسیم یک غول بیشاخ و دم از ایران که هر روز بزرگ و بزرگتر میشود و امریکا، اسرائیل و کشورهای غربی تا دیر نشده باید از بزرگتر شدن آن جلوگیری کنند. سناریوی ارسال سلاح و مهمات به نیجریه و گامبیا از همان اول هم مبهم بود. نه کشتی ارسال شده، ایرانی است و نه کسی قادر است ثابت کند که این کشتی هزاران مایل بعد از بارگیری، در کجا متوقف شده و چه کسانی چه چیزی بار آن کردهاند. بارگیری کرده است یا نه؟ مقطع زمانی رخ دادن این اتفاق هم قابل توجه است، مدتی قبل از برگزار شدن بازی دوستانه نیجریه با ایران تا خبر لغو این بازی به خاطر ارسال سلاح و هروئین به نیجریه، مثل توپ در آسیا، آفریقا و خاورمیانه پیچید. باز هم تأکید میکنم که امریکا و غرب برای محو کردن جاپاها(Foot print)ی ایران در سراسر دنیا دیپلماسی عمومی گسترده، چند بعدی و پیچیدهای را تدارک دیدهاند؛ یک روز سر و کله این دیپلماسی گزنده از آفریقا سر درمیآورد و روز بعد در مقر یونسکو در پاریس خودنمایی میکند تا همایش جهانی فلسفه در ایران، بعد از چند سال لغو شود. شاید امروز مدرکی برای ثابت کردن اینکه پشت همه اینها یک سناریوی بینالمللی گسترده طراحی شده، وجود نداشته باشد ولی کسانی که با تحولات سیاست بینالملل آشنا هستند، طناب نامرئی ولی متصل این زنجیره به هم پیوسته را به خوبی میبینند.