
در طول هفتهای که گذشت که بر اساس رسمیهمه ساله به آن عنوان کتاب را داده بودند، برای نوشتن این چند خط سری زدم به آرشیو یادداشتها و نوشتارهایی که سال گذشته در همین ایام و به همین مناسبت نوشته بودم.
به این جملات برخوردم که چرا هفته کتاب در کشور ما دارای جهت دهی و سمت و سوی مشخصی نیست، چرا برای آن هدفگذاری مشخصی برای رسیدن از یک نقطه معین به نقط معین دیگری دیده نمیشود. چرا خلاصه شده است در برنامههای رونمایی و چندین جشن و برنامه قدردانی که همه و همه با عجله و سرعت هر چه بیشتر انجام میشود و حاصل آن چیزی جز انبوه صندلیهای خالی موجود در این مراسمها نیست.
کاغذها را بستم و نگاهی انداختم به هفته کتاب امسالمان، به هفتهای که در آن 65 سازمان گویا شریک بودهاند و حاصل آن چیزی نبود جز همانها که سال پیش هم گفته بودم. سری زدم به آرشیو تصویری خبرگزاریها و چشمم افتاد به انبوه صندلیهای خالی موجود در سالن کتابخانه ملی در همایش ملی نشر که گویا تنها به زور تکنیک لنزهای عکاسان سعی در جمع و جور شدنش در دید مخاطبان شده بود، به خیابانهای تهران که در طول این هفته فرقی با بقیه روزهای سال نداشتند. به کتابفروشیهای راسته انقلاب و کریمخان که همچنان مشتریهای سابقشان را داشتند و اتفاق ویژهای در آنها دیده نشد. به خبرهای رسانهها که جز برنامههای تشریفاتی و همیشگی نهادهای ذیربط چیز دیگری در آنها دیده نشد. به تقدیرشدگانی که گویا تنها از دل مجلات و نشریات مرتبط با یک نهاد استخراج شده بودند و موضوعاتی از این دست.
بیانصاف هم نباید بود هفته کتاب در سال جاری برای نخستین بار شاهد اتفاقاتی بود که برای نخستین مرتبه در عرصه کتاب و کتابخوانی در کشورمان مطرح شد. مثلا عنوان شد که مشکل اصلی صدور با تاخیر مجوز نشر در کشورناشرانی هستند که از سر تنبلی سراغی از آثار به جای مانده خود در اداره کتاب را نمیگیرند یا عنوان شد که تعداد کتابهای توقیف! شده در وزارت ارشاد - که البته هرگز گفته نشد منظور از این کتابها چه کتابهایی است - بسیار بیشتر از عناوینی است که تا به حال عنوان شده است که این نوع از دانستنیها الحق که در همه ادوار گذشته بر فرهنگ و ادبیات بعد از انقلاب اسلامیمنحصر به فرد بوده است.
شاه بیت این اطلاعات اما در این گفته بهمن دری معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیدر نشست هم اندیشی با ناشران کشور نهفته بود که طی آن اظهار داشت: به نظر من در میان 10 اولویت برتر مشکلات حوزه نشر امروز کشور، حق مولف رتبه یازدهم را به خود اختصاص میدهد با این حال به لحاظ اخلاقی باید آن را رعایت کرد.
این اظهارنظرها را که میخوانیم جدای از اینکه مخاطبی هم داشته یا نداشته ناخودآگاه به این مسئله فکر کردم که وقتی مسئلهای برای تمامیبدنه نشر در جهان اعم از کشورهای جهان اول و دوم و سوم، مسئلهای حل شده است و عبور از آن نیز سالهاست که انجام پذیرفته و به قدری بدیهی است که شاید حتی در اولویت اول بحث کردن میان آنها نیز نباشد، در کشور ما در ده اولویت نخست نیز وجود ندارد و تنها اخلاقاً امیدواریم که به آن وفادار باشیم به این نتیجه رسیدم که تغییر دادن رویه مدیریت و اندیشه مدیریتی که بر مبنای چنین تفکری شکل گرفته باشد همچون آب در هاون کوبیدن است.
حال یک سال دیگر وقت داریم به مقوله نشر در کشورمان و ده اولویت ابتدایی آن که باید مهمتر از مسئله حق مولف که بدیهیترین مسئله در نشراست، فکر کنیم.
خیلی هم نمیخواهد به خودمان سخت بگیریم از همین حالا میتوان پیشبینی کرد که سال آینده نیز هفته تبلیغی کتاب در کشور ما به کیفیتی مشابه با همان که در هفته گذشته دیدیم برگزار خواهد شد.
میتوان پیشبینی کرد که حتی ده اولویت ارجح بر مسئله حق مولف هم وضعیت برآورده شدنی و ساماندهی بهتر از امروز نخواهند دید و حتی سخنرانیها را نیز کما فیالسابق میتوان پیشبینی کرد.
باور ندارید؟ یک سال دیگر صبر کنید....زیاده عرضی نیست.