
مدودف در حاشیه نشست مجمع همکاری اقتصادی آسیا-اقیانوسیه، آپک اعلام کرده بود که اجلاس آتی ناتو در لیسبون راهگشای بهبود روابط روسیه و ناتو خواهد بود. باید به این قسم سخن مدودف موافقت ضمنی او را به مشارکت روسیه در طرح ناتو برای سپر دفاع موشکی اضافه کرد که در نظر برخی از ناظران سیاسی حاکی از اقبال مدودف به ناتو و شروع فصل جدیدی از روابط بین دو طرف است، روابطی که پس از حمله روسیه به گرجستان در اوت 2008 به تیرگی کشیده شد و با وجود تلاشهای آندرس فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو، تداوم آن هنوز نیز احساس میشود. یکی از مویدات تداوم فضای تیره بین دوطرف را میتوان در سخنان ایگور یورگنس، رئیس انستیتوی توسعه معاصر در روسیه، یافت. یورگنس از معدود کسانی است که در مسکو طرفدار گسترش و توسعه روابط روسیه با ناتو است، اما او نیز اصل رابطه را در قالب کلی «توقعات نامتقارن» بین کشورهای غربی و روسیه میبیند. او معتقد است که روسیه در دهه 90 و پس از فروپاشی شوروی منتظر همکاری متقابل و سودمند با غرب بود، اما غرب به وعدههای خود عمل نکرد و حتی از روسیه انتظار داشت که «بی چون و چرا و با اطاعت کامل و نامحدود در راستای سیاست غرب عمل کند». به نظر یورگنس، نتیجه این توقعات نامتقارن احساس فریب خوردگی از سوی دو طرف بود و همین امر نیز «باعث میشود تا اختلاف نظرها بین روسیه و ناتو در آینده نزدیک تشدید شوند.»
نظر یورگنس با نگاه کوتاهی به سابقه تعامل روسیه با قدرتهای غربی و ناتو در طی دهههای اخیر تأیید میشود. در اوایل دهه 90، روسیه نیروهای خود را نه تنها از اروپای شرقی، بلکه حتی از برخی جمهوریهای تازه استقلال یافته شوروی سابق خارج کرد اما امریکا در مقابل هم نیروهای خود را در اروپا نگه داشت و هم اصرار به حفظ ذخایر تسلیحات اتمی خود در اروپا دارد. از سوی دیگر، عملیات نظامی ناتو در منطقه بالتیک علیه صربستان حملهای به متحد سنتی روسیه بود و به یک معنا میتوان گفت که ناتو با این حمله روسیه را نیز مورد هدف قرار داده بود و هنگامی که کشورهای عضو ناتو استقلال کوزوو را به رسمیت شناختند این حمله تکمیل شد. علاوه بر این موارد باید به عضویت کشورهای اروپای شرقی در ناتو و گسترش ناتو به داخل مرزهای شوروی پیشین اشاره کرده که بر سر عضویت اوکراین و گرجستان تقابل روسیه با ناتو به اوج خود رسید. در واقع، حمله گرجستان به اوستیای جنوبی در اوت 2008 تا اندازه زیادی ناشی از تقابل ناتو با روسیه بود چراکه میخائیل ساکاشویلی، رئیسجمهور گرجستان، به خوبی میدانست که حمله به اوستیای جنوبی واکنش روسیه را در پی خواهد داشت، اما چیزی که او را به حمله دلگرم میکرد حمایت ناتو از وی در صورت حمله متقابل روسیه بود. در این میان، ساکاشویلی آشکارا مرتکب خطایی استراتژیک شد؛ ناتو از او حمایت نکرد و شکست سنگینی را متحمل شد. ناتو از ساکاشویلی حمایت نکرد چون از حملات شدید روسیه به گرجستان دریافت که هرگونه حمایتی از ساکاشویلی به معنای جنگی تمام عیار با روسیه است. این جنگ یک نتیجه داشت و آن قرار گرفتن روسیه و ناتو در دو سوی دیواری از بدبینی است که تا کنون مبنای روابط روسیه و ناتو را تشکیل داده و حتی نظر کسی چون یورگنس به عنوان فردی موافق با توسعه روابط با ناتو نیز ناظر به همین مبناست.
علاوه بر این مبنا، باید به انتظارات دو طرف از یکدیگر توجه داشت که به صورت کامل ناسازگار با یکدیگر است. روسیه در بهبود روابط خود با ناتو خواستار تعریف مشخصی برای خودش است که بسیار بیشتر از حد و حدود وضعیت حقوقی یک عضو عادی ناتو است به گونهای که میخواهد در بعضی از زمینهها همانند گسترش ناتو به شرق از حق وتو برخوردار باشد. از سوی دیگر، امریکا به عنوان مهمترین عضو ناتو با هر گونه اعطای حق وتو به روسیه مخالف است و حتی سخنان اخیر راسموسن نیز نشان داد که ناتو حاضر نیست در ازای بهبود روابط با روسیه امتیاز ویژهای به آن کشور دهد. راسموسن ضمن تأیید اختلاف نظرهای بسیار با مسکو حمایت ناتو از گرجستان و به خصوص وحدت ارضی آن کشور را تأیید کرد که به معنای مخالفت صریح دبیرکل ناتو با استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیاست. در واقع، امریکا و ناتو درصدد آن هستند تا در زمینههای مشخصی چون مبارزه با مواد مخدر، تروریسم، افغانستان و جنگ سایبری همکاری روسیه را جلب کنند بدون آن که این زمینهها در قالب نظام و تعریف مشخص و مقبول رسیه انجام بگیرد. این وضعیت برای روسیه غیرقابل قبول است به خصوص آن که ناتو بیشتر از روسیه نیازمند به چنین همکاری است. به گفته نیکلای بوردیوژا، دبیرکل سازمان پیمان امنیت جمعی؛ «در شرایطی که فدراسیون روسیه همراه با متحدان خود در مرزهای روسیه یک نظام امنیتی برپا کرده که به خوبی فعالیت میکند، بحث درباره عضویت روسیه در پیمان ناتو چه معنایی دارد؟» این سخن معقولی است و حتی یک وجه اساسی از تلقی کرملین در مورد ارتباط با ناتو را بیان میکند و از این رو میتوان گفت که همکاریهای مقطعی روسیه با ناتو و سخنان مدودف بیشتر برای بهرهبرداری از منافع کوتاه مدت است تا آن که روسیه به واقع به دنبال بهبودی روابط خود با ناتو به صورت گستردهای باشد.