
با از سرگیری حملات هوایی رژیم صهیونیستی به باریکه غزه این سؤال مطرح است که چه عواملی موجب از سرگیری این حملات شده است.
طبعاً منابع صهیونیستی برای توجیه این حملات که همچون گذشته عمدهترین قربانیان آن غیر نظامیان هستند، مقابله با حملات موشکی فلسطینیها و قاچاق سلاح از تونلهای زیر زمینی را علت این حملات اعلام کردهاند اما تاکنون نه منابع حماس پرتاب موشک و خمپاره را از باریکه غزه تأیید کردهاند و نه اینکه مشخص شده است که حماس از تونلها برای قاچاق اسلحه استفاده میکند زیرا اگر چنین چیزی وجود داشت حتماً منابع مصری و اسرائیلی این سلاحها را کشف میکردند و در معرض دید عموم قرار میدادند و از آن برای توجیه جنایات جنگ غزه و مسائل حقوقی مربوط به آن استفاده میکردند. از اینرو با توجه به وضعیت انسانی فلاکت بار حاکم بر غزه امروزه بر همگان مشخص شده است که از این تونلها برای قاچاق مواد غذایی استفاده میشود و این تونلها تنها مفر و راه ارتباطی غزه با جهان خارج است. پس این سؤال پیش میآید که هدف از ازسرگیری حملات اخیر چیست و چه اهدافی در پس این حملات دنبال و پیگیری میشود ؟درپاسخ به این سؤال چند احتمال را میتوان مطرح کرد؛ نخست اینکه این حملات زمینهسازی برای توسل به حملات گسترده به غزه است. از این دید هدف رژیم صهیونیستی از یکسو تحریک حماس به دادن پاسخ به این حملات و معطوف کردن مسئولیت درگیریها به حماس و از دیگر سو تست زدن و ارزیابی شرایط و واکنشهای داخلی، منطقهای و بینالمللی است و از این لحاظ سکوت و انفعال این مجامع در قبال این حملات میتواند همچون گذشته صهیونیستها را به تشدید حملات تشویق و تحریک کند. احتمال دیگری که در این جهت قابل بررسی است اینکه هدف رژیم صهیونیستی از تشدید حملات در غزه منحرف کردن توجه افکار عمومی بینالمللی به سمت غزه و ایجاد فضای پوششی لازم برای ادامه و اجرایی کردن دور جدید طرحهای شهرکسازی در کرانه باختری و بخصوص شرق بیت المقدس است که علاوه بر تصویب طرحهای جدید شهرکسازی طبق آخرین خبرهای رسیده اخراج یکصد هزار نفر از ساکنان فلسطینی این شهر در دستور کار رژیم صهیونیستی قرار گرفته است و کابینه افراطی و ضد صلح نتانیاهو پس از پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات کنگره امریکا و در پی اعطای بسته تشویقی امریکا انگیزههای جدید و مضاعفی را برای تشدید این فعالیتها پیدا کردهاند. هر چند هدف اعلامی امریکا از اعطای این بسته امنیتی و اقتصادی به رژیم صهیونیستی تشویق آن برای ورود به مذاکرات سازش اعلام شده است اما در عمل همچنانکه مشاهده میشود نتیجه عکس در پی داشته است. زیرا از یکسو اعطای این بسته آن هم در شرایطی که هیچ تغییری در سیاستهای ضد صلح و شهرکسازی رژیم صهیونیستی ایجاد نشده است، به منزله نقطه ضعف دولت امریکا تعبیر شده است و از دیگر سو افراطیون حاکم بر کابینه نتانیاهو برای آنکه جلوی هر گونه مذاکره احتمالی را بگیرند به سیاست برهم زدن اوضاع و تشدید حملات روی آوردهاند.