
امریکا و اروپا این روزها تنها با هیولای داخلی بحران مالی و اقتصادی دست و پنجه نرم نمیکنند، بلکه در کش و قوس درگیری با این هیولای خود ساخته، شاهد تقلای دو غول نوظهور اقتصادی برای رشد کردن در همه ابعاد وجودی ابرقدرتی هستند.
غرب از آنجا که جهتگیری نظام سیاسی چین را برای خود چالشبرانگیز میداند با تمرکز بیشتری تحولات مربوط به چین را پیگیری میکند و طبعاً در ترتیب دادن پروپاگاندا علیه پکن سعی وافری به خرج میدهد که این امر به طور طبیعی به دور شدن افکار عمومی از ظهور هند میانجامد. هنوز برای بسیاری از ما نمای هند با تصاویری ساخته میشود که محلههای بسیار کثیف، قطارهای کهنه لبریز از جمعیت و البته در حال انفجار از مسافر، مردمانی که از شدت فقر در حلبیآبادها میمیرند و در عین حال به شکلی متناقضی از سرخوشی زیر آواز میزنند و حرکات موزون اجرا میکنند.
با این حال رصد خبرهایی که معمولا کمتر به صدر فهرست اخبار میرسند، نشان از جنبوجوش و تکاپوی این غول نوظهور در هر چهاربعد اقتصادی، نظامی، فرهنگی و سیاسی میدهد.
اگر برای چین به واسطه ساخت سیاسی متصلب ناشی از حکومت تک حزبی کمونیسم افق روشنی از تبدیل شدن به ابرقدرت سیاسی و حتی فرهنگی موجود نیست و تلاش میکند این نقیصه را با سرمایهگذاری در ابعاد اقتصادی و نظامی جبران کند، هند از ابتدا مسیر دیگری داشته و اخبار هم نشان از آن دارد، دهلی توان و امکانهای بیشتری برای رشد و تثبیت این رشد در همه چهار بعد لازم برای تبدیل شدن به یک ابر قدرت را دارد. این به معنای نادیده گرفتن چالشهای بزرگ هند در مسیر توسعه نیست اما نکته بسیار مهم این است که نگاهی اجمالی به تهدیدات و فرصتهای چین با هند و مقایسه ساده این دو باهم نیز آشکار میکند که هند فرصتهای بیشتری نسبت به چین در دست دارد.
ماه گذشته صندوق بینالمللی پول آماری از رشد اقتصادی هند منتشر کرد که به ما اجازه چنین مقایسه به ظاهر سادهانگارانهای را میدهد. بنا بر گزارش این نهاد بینالمللی در سالجاری میلادی رکورد رشد اقتصادی 7/9 درصدی را به جای گذاشت و اگرچه طلایهداری چین با 5/10 درصد رشد اقتصادی همچنان حفظ شد اما این میزان رشد هند 4/0 درصد بیشتر از پیشبینی صندوق بینالمللی بود و ضمن آنکه نرخ رشد اقتصادی این کشور در سال گذشته 7/5 درصد بود که این نشانگر صعود 4درصدی هندیهاست؛ آن هم در شرایطی که بحران جهانی مالی ادامه دارد. این در حالی است که چین سال گذشته نرخ رشد 1/9 درصدی داشته و رشد امسال آن اگرچه رکوردی شگفتانگیز مینماید، پیشرفت آن را میتوان در روندی طبیعی و نه معجزهوار همچون هند ارزیابی کرد. نظام به شدت متمرکز چین اگرچه بدون دغدغههای دموکراتیک تصمیمسازی کرده و برنامه توسعه را اجرا میکند و در این مسیر از میزان بالای اطاعتپذیری چینی به عنوان محصول تاریخی کمال استفاده را میبرد، اما در مقابل هند با همه رنجی که از تجربه ولنگاریها و کندیهای یک دموکراسی آسیایی میکشد، به همان نسبت از فضای خلاقیتزای نظام دموکراتیک بهره میبرد. در واقع از یک نظر نرخ رشد هند با اینکه هنوز نتوانسته در آمار از چین بگذرد اما با توجه به مشکلات عدیده هند-از جمله یک بخش دولتی رنجور و در بسیاری از مواقع، مانع توسعه- باید اذعان کرد که این میزان از نرخ رشد در هند کیفیتی بیشتر از آنچه توسط آمار مبتنی بر کمیت حکایت میشود را روایت میکند. هند برای به دست آوردن آنچه امروز دارد نه تنها بدنه دولتی بزرگ و ناکارآمد خود را به دوش میکشد بلکه بینظمی ناشی از هزار زبانی و چندین قومی و چند فرهنگی را تحمل میکند و با این همه شانه به شانه چین در عرصه اقتصاد میدود.
شاید برخی با این ادعا که هند مستظهر به حمایت غرب در امر توسعه است، درونزا بودن و اهمیت رشد هند را زیر سؤال ببرند اما نکته مهم این است که چین با اینکه به جهت ویژگیهای نظام سیاسیاش به لحاظ تئوریک وگاهی بهطور عملی چالشهایی با غرب را تجربه میکند اما سطح این چالش آنقدر نیست که بتوان گفت غرب برعکس همراهی با هند، مانعی برای توسه در برابر چین به شمار میآید. بسیاری از شرکتهای چینی در واقع محصول ورود تکنولوژی ناشی از سرمایهگذاری غربیها در چین هستند و کالاهای چینی در غرب بازار هر نوع محصولی را آزادانه تهدید میکند. باید گفت که چین از نظر غرب آنقدر دشمن است که بتوان با آن با خیال آسوده شراکتی پر سود را ترتیب داد.
اما گذشته از عوامل مؤثر در رشد اقتصادی بیبرنامه هند و توسعه نظاممند و به شدت برنامهدار چین به طور قطع باید گفت هند شاید حتی بدون آنکه بخواهد مسیر ابرقدرتی خود را در همه ابعاد پیگیری کرده است. در بعد فرهنگی یکی از نشانههای رشد بالیوود هند است که با تولید سالانه 1000 فیلم درسال هالیوود امریکا (حدود 800 فیلم) را پشت سر گذاشته است و مدتهاست که علاوه بر کمیت در عرصه کیفیت نیز تلاش کرده تا بر دامنه مخاطبان جهانی سینمایش بیفزاید. هند شاید نتوانسته باشد همچون چین (در سال 2008) بازیهای المپیک را برگزار کند، اما اخیراً با برگزاری بازیهای کشورهای مشترکالمنافع که حدود 72 کشور در آن شرکت داشتند، نشان داد که به توسعه فرهنگی در چنین سطوحی نیز میاندیشد. در بعد نظامی، هند شاید از چین دیرتر به بمب اتمی دست یافته باشد اما سیاست خارجی تاجرمآبانه آن سبب شده در توسعه نیروی نظامی خود از تکنولوژی روسی و غربی توامان بهره ببرد و کمتر حساسیت برانگیز باشد. این در حالی است که هند تنها یک خریدار صرف نیست و سرمایهگذاریهای مشترک 25 میلیارد دلاری با روسیه برای ساخت هواپیمای نسل پنجم نشان میدهد که هندیها در بعد نظامی میخواهند همه امکانات ابر قدرتی را داشته باشند و تنها به داشتن کلاهک اتمی یا حتی ساخت و پرتاب ماهواره بسنده نمیکنند. حتی هند به ساخت سلاحهای استراتژیک هم قانع نیست و در ساخت سلاحهای تاکتیکی تا آنجا پیش رفته است که در رزمایش مشترک ضد تروریسم نیروهای ضربت هند و روسیه- مانوری که اخیراً برگزار شد- نیروهای روسی از مسلسلهای ساخت هند استفاده کردهاند.
با این حال این نکته فرعی است. نکته قابل تاملتر این است که این رزمایش سومین مانور در نوع خود است که اولین آن در سال 2005 در راجاستان هند و دومین مانور در سال 2007 در پسکف روسیه انجام شد. با در نظر گرفتن بیش از 50 رزمایش جنگی که طی هفت سال گذشته هند و امریکا، هند شاید تنها کشوری باشد که به این راحتی میتواند با هر دو ابرقدرت نظامی فعلی جهان ابرقدرتی را تمرین کند، بدون آنکه حساسیت یکی از آن دو را برانگیزاند و منجر به تیرگی روابط با دیگری شود. براساس گزارشها، نیروی زمینی هند نیز قرار است تسلیحاتی به ارزش 50 میلیارد دلار در سال 2011 خریداری کند و انتظار میرود که در آیندهای نزدیک امریکا 4 میلیارد دیگر تسلیحات به هند بفروشد. اما در بعد سیاسی هند همچنین در سالهای گذشته تلاشهایی برای خروج از انزوای نهرویی در سطح خارجی نشان داده است. اگرچه به نظر میرسد این خروج بیشتر نوعی دنبالهروی از اقتصاد شکوفای این کشور است اما به هر حال هند در حال تمرین پرستیژ ابرقدرتی در سطح بینالمللی است.