
هر ساله با فرا رسیدن 14 آبان ماه، روز فرهنگ عمومی بسیاری از اهالی فرهنگ، سازمانهای فرهنگی و هنری و بالاخره مطبوعات به یاد موضوع مهمی میافتند که فعلاً نه جشنوارهای دارد و نه تبلیغات زیادی
موضوع فرهنگ عمومی گاهی به صورت بسیار کلان و گاهی در سطح بسیار دم دستی در میان مفاهیم بکر امور فرهنگی قرار میگیرد، اما بهرغم نقش پایهای که در حوزه کنشهای جامعه دارد هنوز روی آن سرمایه گذاری در حد شایسته نشده است.
این در حالی است که وقتی از حجاب صحبت میکنیم، وقتی از ترافیک میگوییم، وقتی به معضلات همسایه آزاری بر میخوریم، وقتی اسراف و تبذیر آزارمان میدهد، وقتی به اصلاح الگوی مصرف نیاز داریم، هنگامی که جقه بوتههای لباسهای قدیمی تبدیل به قیافه نخراشیده ستارههای سینمایی هالیوود میشود، یا وقتی از فرق سر تا نوک پای جوانان ما تحت تاثیر مدگرایی و غربگرایی قرار میگیرد همه و همه به دنبال کار ریشهای و کار فرهنگی میگردند که برای آن سرمایهگذاری و برنامهریزی خوبی وجود ندارد.
وقتی این معضلات از آنتنهای خانهها تا دیوارهای آشپزخانههای ما را تغییر شکل میدهد از فرهنگ عمومی سخن گفته میشود که خیلیها هیچ تعریف و باور خاصی از آن ندارند. موضوعی که یک معاونت خاص در وزارت فرهنگ و ارشاد ندارد. یک سازمان کوچک، یک ماه نامه و روزنامه، یک برنامه تلویزیونی مستقل، یک کرسی واحد در دانشگاه و رشته مستقل دانشگاهی ندارد. هیچ درسی به نام آن تدوین نشده و. . .
فرهنگ عمومی مانند موضوع ادبیات جشنواره 110 سکهای ندارد؛ مانند موسیقی، جشن بینالمللی ندارد. کسی برای مطالعات فرهنگ عمومی جمع نمیشود و دست نمیزند و هم چنان وقتی درباره آن صحبت میشود همه منتظرند که چند استاد دانشگاه درباره یک مفهوم انتزاعی و تئوریک صحبت کنند.
روز فرهنگ عمومی، یادآور حسب حال اکثر مراکز و نهادهای فرهنگی است، همه آنهایی است که به هر مناسبتی یاد مناسبتها میافتند و به آمارها بیشتر از رفتارها و علاقهها اهمیت میدهند. این موضوع یادآور بیثمری بسیاری از طرح و برنامههایی است که بدون هیچ طرح کلی از اهداف و نقش فعالیتها در اجتماع بیهدف خاصی اضافه میشوند و گسترش مییابند، هنرهای مختلفی که به لطافت و تزکیه اجتماع منجر نمیشوند.
آموزشها و مهارتهایی که برای جامعه فرهیختگی نمیآفریند و یادآور همه مراکز فرهنگی که فعالیت اصلیشان برگزاری کلاس زبان و مهد کودک و رایانه است.
روز فرهنگ عمومی یادآور موازی کاری، بیهدفی و صرف بودجههای کلان در حوزه فرهنگ است که هیچگاه نه به دستاورد تمدنی تبدیل میشود و نه به تعلیم اجتماعی. چیزهایی که باید بیشتر به آن فکر کرد.