تعمیق روابط روسیه و ناتو از مباحثی است که اخیراً بسیار مورد توجه قرار گرفته است. مقامات ناتو در دوره ریاست جمهوری پوتین در نزدیکی به روسیه موفقیت بزرگی کسب نکردند، اما در دوره دیمیتری مدودف فصل جدیدی در روابط روسیه و ناتو گشوده شد. با نزدیک شدن به نشست ناتو در لیسبون، تلاش مقامات ناتو برای جلب نظر مثبت روسیه در مورد طرح سپر دفاع موشکی اروپا افزایش یافته است. راسموسن، دبیرکل ناتو در سفر اخیر خود به مسکو کوشید تا مقامات روسیه را به همکاری نزدیکتر با ناتو و حمایت از طرح دفاع موشکی اروپا ترغیب کند، اما به راستی نزدیکی یا پیوستن روسیه به ناتو چه عواقبی برای این کشور به دنبال خواهد داشت؟
تغییر رویکرد ناتو
با فروپاشی شوروی و وحدت آلمان غربی و شرقی در سال 1۹۹۰، نقش نظامی ناتو زیر سؤال رفت، اما اعضای این سازمان با تمرکز بر ناتو به عنوان یک سازمان سیاسی متولی حفظ ثبات بینالمللی در اروپا، در صدد گسترش آن نیز برآمدهاند. علاوه بر این، ناتو اکنون در چارچوب جنگ علیه تروریسم درصدد ایفای نقش در سایر مناطق جهان از جمله افغانستان و عراق برآمده است. با این حال، ناتو در پیشبرد استراتژی خود، برای گسترش دامنه نفوذ در اروپای شرقی همواره با واکنش منفی روسیه مواجه بوده است. به همین خاطر، ناتو و سردمداران آن میکوشند تا روسیه را به همکاری وادارند.
تلاش ناتو برای همراهسازی روسیه با خود
بررسی سیاستهای ناتو نشان میدهد که این سازمان در صدد گسترش دامنه نفوذ خود و نقش آفرینی فعالتر است. سردمداران ناتو که از واکنش تند مقامات کرملین بیمناکند، در صددند تا با گسترش همکاریهای خود با مسکو راه را برای پیشبرد مقاصد خود هموار کنند. سیاست جدید ناتو در قبال روسیه را میتوان در اظهارات مقامات این سازمان به خوبی مشاهده کرد. بسیاری از کارشناسان، اظهارات اخیر راسموسن در مورد تهدید موشکی مشترک برای روسیه و ناتو از طرف ایران و ضرورت ایجاد یک سپر دفاعی مشترک را در همین راستا میدانند. راسموسن درنیویورک در جمع خبرنگاران گفت: این منطقی است که کشورهای عضو ناتو و روسیه دیگر به موضوع جنگ سرد فکر نکنند و به تهدید مشترک توجه داشته باشند. بیش از ۳۰ کشور توان موشکی داشته یا آن را توسعه میدهند که ایران یکی از آنهاست. هم خاک ناتو و هم خاک روسیه در تیررس موشکهای ایران قرار دارند. به همین خاطر ما دو راه داریم یا میتوانیم سیستمی (سپر ضدموشکی) تشکیل دهیم که خط تقسیم جدیدی در اروپا ترسیم کند یا سیستمی که ما را متحد ساخته و نزدیک کند.
گویا سیاست ناتو در قبال روسیه چندان هم بیتاثیر نبود. اخیرا، دیمیتری روگوزین، نماینده روسیه در ناتو طی مصاحبهای با خبرگزاری «ایتار-تاس» اعلام کرد: روسیه و ناتو تهدیدی علیه یکدیگر نیستند و مسکو آماده است تا درباره مشارکت در طرح سپر موشکی ناتو به مذاکره بپردازد. همچنین، روسیه و ناتو در حاشیه اجلاس عمومی سازمان ملل نشست مشترکی برای بحث و تبادل نظر در زمینه مسائل مهم امنیتی، از جمله همکاری ناتو و روسیه در افغانستان و طرح سامانه دفاع موشکی امریکا برگزار کردند.
همچنین، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل نیز دبیر کل ناتو و وزیر امور خارجه روسیه با یکدیگر ملاقات کردند. این دیدار در حالی برگزار شد که اعضای ناتو همچنان منتظر پاسخ روسیه به دعوت آنها برای برگزاری نشست سران خود در لیسبون بودند. دبیر کل ناتو ضمن اعلام دعوت این سازمان از روسیه برای شرکت در نشست لیسبون، درباره روند اعتمادسازی میان ناتو و روسیه خطاب به خبرنگاران گفت: بر این باور هستم که برای بهبود روابط ناتو و روسیه، با ثبات حرکت کرده و در مسیری صحیح قرار داریم. مدودف در پایان نشست دویل فرانسه از حضور روسیه در نشست ناتو در لیسبون خبر داد.
در روسیه حتی عدهای خواهان پیوستن روسیه به ناتو شدهاند. برای مثال، پرفسور ایگور یورگنس، استاد مدرسه عالی اقتصاد و رئیس انستیتو توسعه معاصر، در سمینار بینالمللی که با عنوان «دولت معاصر: حدود دموکراسی و عوامل» در شهر یاروسلاول روسیه برگزار شده بود، طی سخنرانی در بخش «سیستمهای محلی امنیت جهانی» اظهار داشت که روسیه میتواند روابط گستردهتری با ناتو برقرار کند. وی در سخنرانی خود، بارها بر ضرورت توسعه روابط روسیه با پیمان آتلانتیک شمالی تأکید کرد. در حاشیه همین سمینار، یک نشست جانبی با عنوان «روسیه قرن 21: شکل دلخواه فردا» برگزار شد که در آن، درخصوص پیوستن روسیه به ناتو به صورت مفصل سخن گفته شد. اخیراً نیز یکی از کارکنان انستیتو توسعه معاصر گزارش بسیار مفصلی در مورد زمینههای ائتلاف روسیه و ناتو برای اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به دولت روسیه ارائه نموده است.
پیش از این، روابط ناتو و روسیه محدود به اجازه استفاده از حریم هوایی و در اختیار گذاشتن خطوط رادیویی بوده است، اما در حال حاضر، روسیه با ناتو در جنگ نیروهای ائتلاف در افغانستان و نیز دریافت کمک برای مدرنیزه کردن ارتش همکاری دارد به گونهای که 30 درصد سلاحهای ارتش روسیه تقریباً یا تولید کشورهای عضو ناتوست، یا تولید مشترک است.
پیامدهای نزدیکی به ناتو
برای گسترش همکاریهای استراتژیک میان روسیه و ناتو سؤالات زیادی مطرح است. برای مثال: آیا پایه همکاریها و شراکت استراتژیک میان روسیه و ناتو با عضویت روسیه در ناتو شکل خواهد گرفت؟ با توجه به اعلام روسیه مبنی بر قصد این کشور برای تغییر ساختار امنیتی یوروآتلانتیک، مواضع مسئولان ناتو در اجلاس لیسبون که در آن قرار است در مورد مسائل مهم نیروهای ائتلاف و نیز برنامههای روسیه تصمیمگیری کنند، چه خواهد بود؟
از آغاز تاریخ، ائتلافهای نظامی فقط برای دوستی بین کشورها ایجاد نشدهاند. اغلب دلیل شکلگیری اتحاد نظامی میان کشورها، وجود منافع متقابل در مواجهه با دشمن مشترک بوده است. نوع دیگری از ائتلافها تحت فشار شکل میگیرند: نیروی ضعیفتر مجبور است اسلحه بهدست در جبهه قدرت برتر بجنگد و در مواقع نیاز از حامی انتظار کمک داشته باشد. نوع سوم که بسیار نادر است، ائتلافهای مصلحتی یا مانورهای سیاسی هستند: کشور ضعیفتر برای بهدست آوردن زمان و براساس شرایط موجود با کشور قویتر متحد میشود. حال با توجه به شرایط موجود ائتلاف پیشنهادی روسیه و ناتو به کدام نوع از ائتلافها مربوط میشود؟
نوع سوم ائتلاف در مورد روابط روسیه و ناتو به خودی خود حذف خواهد شد چراکه اصولاً در شکلگیری این نوع اتحادها، ضعف یک کشور و عدم وجود توازن در قوای نظامی طرفین مطرح است. اگر چه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق، ارتش روسیه قدرت نظامی خود را تا حد زیادی از دست داد و ارتش این کشور از کمبود بودجه و نبود تجهیزات جدید رنج میبرد، اما وجود موشکهای استراتژیک و قدرت هستهای هنوز هم روسیه را در صف اول قدرتهای جهان قرار میدهد.
پر واضح است که اتحاد روسیه و ناتو در برابر یک «دشمن مشترک» زمینهساز ائتلاف نخواهد بود. حتی خود یورگنس نیز در مورد زمینههای همکاریهای مشترک روسیه و ناتو مواردی نظیر «شرکت در عملیات مشترک برای ایجاد صلح» (مانند عملیات در افغانستان، قرقیزستان و...)، «شرکت در عملیات مشترک علیه تهدیدهای استراتژیک (هنوز این تهدیدها فرضی هستند)»، «برنامههای مشترک برای کنترل بحران اقتصادی»، «مقابله با جنایت و مواد مخدر» را ذکر میکند. بسیار بعید به نظر میرسد موارد ذکر شده به شکلگیری یک همکاری استراتژیک میان روسیه و ناتو منجر شود. تمامی موارد دیگری که یورگنس به عنوان زمینههای همکاری آتی روسیه و ناتو برشمرد، به هیچ وجه رنگ و بویی از اتحاد در مقابل یک دشمن مشترک ندارد و تنها مسائل فنی را شامل میشود: «همکاری مشترک در خطوط جنگی»، «آمادهسازی عملیات مشترک»، «توقف تبلیغات منفی علیه یکدیگر»، «ادغام سیستم دفاع هوایی و دفاع ضد موشکی، تبادل اطلاعات در زمینه آزمایشات راکتی و راکتبرها»، «همکاریهای فنی نظامی».
بدین ترتیب، تنها ثمره پیوستن روسیه به ناتو، تبدیل روسیه به یک قدرت درجه دوم و تحت نفوذ پیمان آتلانتیک شمالی خواهد بود. اگر از منظر ناتو نیز به موضوع نگاه شود، تنها دلیل پذیرفتن روسیه در ناتو میتواند همین مسئله باشد و در غیر این صورت روسیه راهی برای پیوستن به ناتو نخواهد داشت. باید در نظر داشت که امروزه فقط چین و روسیه هستند که رقبای ناتو محسوب میشوند و پیوستن یکی از این دو قدرت به جبهه مقابل تنها با اعتراف به ضعف امکانپذیر خواهد بود.
بیتردید، نخستین نتیجه قرار گرفتن روسیه زیر پرچم ناتو، خداحافظی این کشور با قدرت ژئوپولتیکی خود خواهد بود. علاوه بر این، پیوستن روسیه به ناتو نه تنها توازن قدرت در جهان را بر هم خواهد زد، بلکه باعث خواهد شد که روسیه در مقابل چین قرار بگیرد. بدیهی است پس از پیوستن روسیه به ناتو باید با کشورهای این ائتلاف در عملیات مشترک در مناطقی که برای چین بسیار حائزاهمیت هستند شرکت کند و در جهت ایجاد نظم نوین جهانی در راستای منافع کشورهای ائتلاف گام بردارد.
همچنین، پیوند عمیق روابط روسیه و ناتو، با تلاشهای مصرانه روسیه برای جلوگیری از عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو در تناقض است. چگونه ممکن است سران کرملین خود در فکر پیوستن به ناتو باشند، اما دیگران را از پیوستن منع کنند؟
روسیه پس از پیوستن به ناتو مطابق نوع دوم اتحادها، به نوعی «اشغال دوستانه» تن در خواهد داد، چرا که در آن صورت پایگاههای نظامی ناتو در روسیه ایجاد خواهد شد، گشتهای نیروهای واکنش سریع ناتو در روسیه شکل خواهد گرفت و نیروها و تجهیزات آنها آزادانه در خاک روسیه حق تردد خواهند داشت.
از دیگر عواقب پیوستن روسیه به ناتو میتوان به نتایج وخیم برخورد نظامی احتمالی میان چین و ناتو اشاره کرد. اگر روزی اختلافات چین و ناتو به درگیری نظامی طرفین منجر شد، خاک روسیه به عنوان واسط شرق و غرب به صحنه جنگی تبدیل خواهد شد که نتایج آن برای روسیه غیرقابل جبران خواهد بود.
بنا بر این، پیوستن روسیه به ناتو نه تنها منفعتی برای روسیه به دنبال نخواهد داشت، بلکه به نوعی یک خودکشی محسوب شده و استقلال روسیه را مخدوش میسازد.