
مقامات کاخ سفید، 250 روز وقت نیاز داشتند تا به این نتیجه برسند که مهرهشان برای نخست وزیری عراق سوخته است و باید برای پست دیگری چانهزنی کنند. چون دموکراسی شیعی عراق کمتر این اجازه را میدهد تا سکولاریسم بخشی از بدنه سیاسی کشور باشد. به خصوص اگر تصمیمگیری نهایی بر عهده مردم و برگزیدگان آنها باشد و قدرتهای تاثیرگذار منطقهای و بینالمللی در آن کمتر دخالت داشته باشند.
هشت ماه پیش وقتی ایاد علاوی، رئیس گروه العراقیه در دومین دور انتخابات پارلمانی با 91 رأی از حریفانش پیش افتاد، دولتمردان نشسته در کاخ سفید به این میاندیشیدند که بالاخره گوی را از حریفانشان ربودند. بنابراین از این پس راحتتر میتوانند سیاستهایشان را در این کشور اجرا کنند.
در آن سو کمتر تحلیلگری به این نمیاندیشید که متحد نشدن شیعیان باعث شد تا به لحاظ عددی فهرست العراقیه تنها از فهرست دولت قانون دو رأی بیشتر، بیاورد. اما ایاد علاوی برای اینکه آرزوی امریکا را برآورده کند و به نخست وزیری برسد نیاز داشت تا دیگر گروههای عراقی را با خود همراه کند. اگر چه به لحاظ قانون پارلمانی، هر گروهی که رأی بیشتری را کسب کند میتواند دولت تشکیل دهد اما به شرطی که بتواند از میان احزاب مختلف، ائتلافی را ایجاد کند که در پارلمان به آن رأی بدهند. مسئلهای که علاوی و حامیان غربیاش کمتر به آن میاندیشیدند تا اینکه این فرصت نصیب نوری مالکی، نخست وزیر کنونی عراق شد.
در انتخابات هشت ماه پیش ایاد علاوی (العراقیه یا جنبش ملی عراق) 91 رأی، نوری مالکی (دولت قانون) 89 رای، ائتلاف ملی عراق 70 رای، ائتلاف کردی 43 رأی و دیگران (مستقلها) نیز 32 رأی به دست آوردند که در آخر مالکی توانست دیگر گروهها را دور خود جمع کند تا امریکا و همپیمانانش بار دیگر بازنده بازیهای سیاسی عراق باشند.
کاخ سفید به همراه کشورهای اروپایی و همچنین بسیاری از کشورهای عربی منطقه از ابتدا خود را آلوده حمایت از علاوی کردند. نوری مالکی اگر چه از حمایت بسیاری از گروههای داخلی عراق بهرهمند است اما امریکا وی را به ناچار گزینه بعدی خود قرار داده و برای سرمایه علاوی کیسه دوخته بود.
در حالی که جمهوری اسلامی ایران نه تنها از ابتدا از مالکی حمایت میکرد بلکه هر گروهی را که در پی تکروی و فاصله گرفتن از وی بود، متقاعد میکرد که به نفع ملت عراق است تا با مالکی متحد شوند.
در این میان مهمترین مسئله این است که نوری مالکی نیز در این ماراتن سیاسی دریافت چه کسی دوست واقعی او و ملت عراق است و چه کسی وی را فقط برای روز مبادا و موفق نشدن در سناریوهای دیگر تأیید میکند. این مسئله میتواند در آینده نقش مؤثری در موضعگیریهای دولت عراق در برابر موضوعات منطقهای و بینالمللی داشته باشد.
البته کابینه عراق هنوز تشکیل نشده است. با توجه به شکافهای ایجاد شده در این کشور ممکن است باز هم نیازمند زمان باشد. اما نوری مالکی بر اساس توافق انجام شده تنها یک ماه وقت دارد تا کارش را کامل کند.
بنابراین احزاب و گروههای مختلفی که در امر تشکیل کابینه با وی متحد شدهاند، باید مراقب شیطنتهای رقبای داخلی، منطقهای و بینالمللی باشند تا در این راهکارشکنیهای هر روزه را مدیریت کنند تا قافیه را نبازند، در غیر اینصورت عراق بار دیگر به دوران پر التهاب گذشته بازمیگردد.
البته ایاد علاوی با حمایت متحدانش، به خصوص امریکا توانسته است بخشی از قدرت سیاسی عراق را از آن خود کند که سمت معاون نخستوزیر (رافع العیساوی)، سمت معاون رئیس جمهور (طارق الهاشمی)، سمت رئیس پارلمان (اسامه النجیفی) و مهمتر از همه سمت رئیس شورای سیاستگذاری عراق (ایاد علاوی) از جمله آنهاست. اما این دلیل نمیشود که آنها منتظر شکست نوری مالکی در تشکیل کابینه نباشند تا بار دیگر برای آن طرح و نقشه بکشند.