
دنیا حیدری
«مغرور نشوید. غرور کاذب هر تیم و هر کسی را زمین میزند. حریف را هم دست کم نگیرید. تحت هیچ شرایطی، چرا که این کار، تنها یک معنا و نتیجه دارد؛ باخت!»
اینها جملاتی است که معمولاً غلام پیروانی قبل از راهی کردن شاگردانش به زمین مسابقه در گوششان زمزمه میکند، شاید دیروز هم او با شاگردانش این صحبتها را داشت، شایداو از چیزی میترسید، اما مالزی تیمی نبود که مقابل ایران حرفی برای گفتن داشته باشد. آنها آمده بودند تا فقط کم گل بخورند و حذف شوند و البته در این کار موفق هم شدند.
به محض به صدا درآمدن سوت داور بنگلادشی، شاگردان پیروانی به سمت دروازه حریف یورش بردند. گمان می رفت بعداز چند دقیقه، مالزی از شوک خارج شده و به خودش آید. اما حریف تیم امید ایران جز دفاع به چیزی نمیاندیشید، به طوری که بازی به طور کامل در نیمه زمین و اطراف محوطه حریف مالزی دور میخورد و بازیکنان امید یکی پس از دیگری به قصد باز کردن دروازه این تیم اقدام به شوتزنی و بازیسازی میکردند. اما بهرغم حملات پرتعدادی که روی دروازه این تیم شد، شاگردان پیروانی موفق به باز کردن دروازه مالزی نشدند. این در حالی بود که رحمتی درون دروازه ایران بیکار بود و جز یک بار، توپی به محدوده خطر تیم ایران نزدیک هم نشد.
***
با تمام تلاش بازیکنان امید اما نیمه اول بدون گل خاتمه یافت و همه منتظر بودند نیمه دوم و نیمه مربیان را به نظاره بنشینند. تیم امید ایران نیمه دوم را هم هجومی آغاز کرد و با این امید که این بار دروازه حریف مالزیایی خود را بگشاید. اما مالزی دیگر مثل نیمه اول، 10نفره به دفاع نپرداخت.
هرچند که باز هم شاهد حملهای جدی از آنها نبودیم و باز هم این ایران بود که دروازه آنها را به توپ بسته بود. دقیقه 53، سرانجام طلسم شکست و کریمانصاریفرد با فراری عالی، از پشت محوطه جریمه، دروازه مالزی را باز کرد و روحیه دروازهبان حریف که تا آن زمان تنها بازیکن مطمئن مالزی بود را خراب کرد، به طوری که بعد از آن، عکسالعملهای او به اطمینان قبل نبود. دقیقه 60 سیدجلال حسینی برای زدن ضربه سر روی کرنر ارسالی مسلمان از سمت چپ به هوا بلند شد، روی اشتباه دروازهبان گل دوم ایران را بهثمر رساند و هفت دقیقه بعد، دفع ناقص مدافع مالزی توپ را در اختیار امیر شرفی گذاشت و او با شوتی زیبا، برای سومین بار دروازه این تیم را فروریخت.
***
مالزی دیگر امیدی به بازگشت به بازی نداشت و دیگر حملات گاه و بیگاهش نیز تعریفی نداشت. اما شمس، قاضی میدان که گویا منتظر تنها یک فرصت بود، با اولین برخوردی که در محوطه جریمه ایران رخ داد، اعلام پنالتی کرد تا حریف ایران برای اولین و آخرین بار در این بازی به گل برسد و سرانجام هم بازی با همان نتیجه سه بر یک به پایان رسید.
***
شاگردان پیروانی حالا به یکچهارم صعود کردند و باید به مصاف عمان بروند. اما بعد از آنکه داور بنگلادشی سوت پایان بازی را به صدا درآورد، متوجه دلیل اضطراب و نگرانی که قبل از شروع مسابقه در چهره پیروانی موج میزد، شدیم!
قبل از آنکه شاگردانش را روانه میدان کند، به آنها تأکید کرده بود «غرور کاذب» چه عواقبی دارد اما...
غرور را میشد در بازی اکثر نفرات امید بهخصوص انصاریفرد دید. مالزی سادهترین حریف امید بود که حتی میتوانست خاطره مالدیو و گوام را برایمان تکرار کند، اما بازیکنان آنقدر سنگین بازی کردند و موقعیتهای عالی را حیف و میل کردند که نهایتاً تنها سه توپ از خط دروازه حریف عبور کرد!
***
انصاریفرد را بازیکنی دونده میدانستیم که برای رسیدن به توپ یا زدن ضربات ریباند، خود را به آب و آتش میزد. اما دیروز... او انتظار داشت توپ را روی پایش بفرستند تا افتخاری به آن داده و ضربهای به توپ بینوا بزند!
بارها توپ از مقابل پای او و آرش افشین گذشت. توپهایی که با اندک تلاشی از خط دروازه مالزی عبور میکرد. اما بازی با غرور اجازه نداد شاگردان پیروانی عملکردی قابل قبول از خود ارائه دهند و تنها دلیل پیروزی آنها هم ضعیف بودن مالزی بود و بس؛ تیمی که حتی قدرت یک استپ کردن ساده را هم نداشت، تیمی که کمتر از چند ثانیه بیشتر نمیتوانست صاحب توپ باشد و برابر ایران ایستادگی کند.
تیم امید ایران برد. مثل سه بازی قبل و به مرحله بعد صعود کرد. اما عملکرد این تیم از هر سه بازی قبل ضعیفتر بود و این نگرانکننده است!
شاگردان پیروانی نباید، اما مغرور شدهاند. اما شاید فراموش کردهاند دیگر تیمها مثل مالزی نیستند و اگر با همین غرور و تفکر اشتباه به مصاف عمان و دیگر تیمها بروند، باید از همین امروز خود را برای زمین خوردن اساسی این تیم آماده کنیم تا شوکه نشویم. مگر آنکه این بار بازیکنان امید به آخرین جملات پیروانی که قبل بازی کردن برابر مالزی به آنها یادآور شد، عمل کنند و خود را از قید و بند این غرور کاذب آزاد کنند تا بتوانند روند این موفقیت را حفظ و طلای فوتبال بازیهای آسیایی را که باارزشترین طلای این مسابقات است کسب کنند.