
شیوا نوروزی | گذشت آن روزهایی كه سرمان را بالا میگرفتیم و به تماشاگران خونگرم و متعصبمان مینازیدیم، گذشت آن روزهایی كه ادعا میكردیم بهترین تماشاگران فوتبال دنیا را داریم و بهتر از ما وجود ندارد. یك زمانی هولیگانهای انگلیسی را چماق میكردیم و به سر ثروتمندترین لیگ فوتبال جهان میكوبیدیم اما حالا كارمان به جایی رسیده كه از اوضاع و احوال ورزشگاههای فوتبال ایران میتوان چند فیلم مستند ساخت، فیلمهایی كه میتوانند حقایق سكوها را به درستی به تصویر بكشند.
اوضاع هر روز بدتر از دیروز میشود و اگر دیر بجنبیم قطعاً دیگر قادر به جمع كردن حواشی نخواهیم بود. جدا از آنكه اكثر تماشاگران پروپا قرص فوتبال باشگاهی ایران خیلی وقت است جرأت نمیكنند فرزندانشان را به استادیومها بیاورند، بزرگترها هم بدون شك از این پس یا با ترس و دلهره به ورزشگاه میروند و یا اصلاً ترجیح میدهند در منازلشان بمانند و جانشان را برای تماشای 90 دقیقه فوتبال كسلكننده و سراسر بیبرنامگی به خطر نیندازند. این در حالی است كه شنیدن الفاظ ركیك از سوی تماشاگران فوتبال ایران برای همه هموطنان عادی شده و حتی كارگردانهای برنامههای پخش زنده فوتبال هم در قطع كردن صدای تماشاگرنماها (كه اتفاقاً تعدادشان هر روز هم بیشتر میشود) حرفهای شدهاند.اما ای كاش تمام حاشیه سكوها همین شعارهای سراسر اهانت بود. تا همین چند وقت پیش رسم بود اگر تیمی میباخت و هوادارانش تحمل شكست نداشتند با هواداران تیم حریف درگیر شوند. البته اگر دربی پایتخت باشد باید كندن صندلیها و پرتاب آنها به سوی هم و شكستن شیشه اتوبوسها و خسارت زدن به اموال عمومی را هم به آن اضافه كنیم ولی باز هم ای كاش قدر آن دسته از هواداران بیجنبه را میدانستیم تا امروز مجبور نشویم در وصف چاقوكشها و قداره به دستهای مستقر روی سكوها قلم بزنیم. در شرایطی كه فوتبال ایران بویی از پیشرفت نبرده تماشاگران پیشرفتهای خود را به رخ اهالی فوتبال كشیدند و با چاقو و دشنه به جان هم افتادند. اگر چه فدراسیون فوتبال، كمیته انضباطی، سازمان لیگ وحتی نیروی انتظامی هیچ كدام از این قضیه اطلاع نداشتند یا ترجیح دادند اطلاع نداشته باشند اما عكاسی تیزبین لحظههای ناب چاقوكشی را ثبت كرد تا همگان حساب كار دستشان بیاید، در ورزشگاههای این مملكت چه میگذرد، همان عكاسی كه متهم شد به سیاهنمایی و اینكه چرا عكسهایشان را در اختیار پلیسهای مستقر در ورزشگاه قرار نداده در عكسهای منتشر شده تنها چند چاقو آن هم در دست چند نفر به چشم میخورد اما با پشتكاری كه از تماشاگرنماهای ایرانی سراغ داریم قطعاً طولی نمیكشد تا چاقو به شمشیر و قمه، بعد از آن به سلاح گرم و دست آخر مسلسل و تیربار ارتقا یابد. این وسط ماندهایم تقصیر را به گردن چه كسی بیندازیم. حراست و نیروهای انتظامی كه اجازه حمل انواع سلاح را به تماشاگران میدهند یا كمیته محترم انضباطی كه این روزها سخت مشغول ممنوعالمصاحبه كردن مربیان منتقد است!جنجال تماشاگران در لیگ دهم با بازی پرسپولیس – تراكتور آغاز شد كه با ماستمالی قضیه، غائله ختم به خیر شد. مصاف پرسپولیس – شهرداری تبریز دوباره بلوایی به پا كرد كه نگو و نپرس، فحش، ناسزا و بطری آب نثار بازیكنان و مربیان پرسپولیس شد. چند هفتهای گذشت حاشیه از تیمهای آذربایجانی به جنوب ایران نقل مكان كرد. تماشاگران آبادانی كه پیش از این نیز ید طولایی در محرومیت داشتند و اتفاقاً قرار بود در بازی با استقلال هم محروم باشند یكشبه حكم محرومیتشان ملغی شد تا حسابی برای آبیهای تهران سنگ تمام بگذارند كه البته این كار را هم كردند. مجتبی شریفی و همكارانش كه علاقه خاصی به گیردادن به علیدایی دارند هنوز بعد از 10 روز توضیحی درخصوص رفع محرومیت تماشاگران صنعت نفت ندارند اما در عوض در اقدامی ضربتی مدیر عامل باشگاه را برای ارائه پارهای توضیحات در خصوص نحوه چاقوكشی هوادارانشان به كمیته انضباطی احضار كردند.از آنجایی كه مدیر روابط عمومی نفت آبادان تصاویر منتشر شده را جعلی و قدیمی عنوان كرده بود هیچ بعید نیست آقای مدیر با اتكا به این كه تماشاگران خاطی آبادانی نبودند و عدهای قصد حاشیهسازی برای فوتبال آبادان را دارند از محرومیت و جریمه نیز خلاص شود. البته آقای شریفی هم در این میان نقش مهمی ایفا میكند. اگر بخواهد ثابت كند فقط منتظر فرصتی برای ممنوعالمصاحبه كردن شهریارهای فوتبال ایران نیست و كلاً بحث دایی و اختلافش با فدراسیون مطرح نیست، جریمهای چند صد هزار تومانی و یكی دو جلسه محرومیت برای تماشاگران صنعت نفت در نظر میگیرد، اما اگر بحث سرمربی پرسپولیس واجبتر از چاقوكشی باشد كه با اخطاری نسبتاً جدی قال قضیه را میكند.احتمالاً بعد از خواندن این مطلب همه از خود میپرسند «این همه تیم به خاطر تماشاگرهایشان محروم شده و میشوند، پس چرا تا به حال شرایط بهتر نشده؟» خدمتتان عرض كنم كه شرایط بدتر نشود بهتر شدن پیشكش آقایان! برگزاری مسابقات فوتبال بدون تماشاگر شیوهای منسوخ شده است كه سران فوتبال ایران انگار خیال ندارند دست از آن بردارند. البته نتیجهای هم از اعمال چنین محرومیتهایی ندیدهاند و معلوم نیست چرا همچنان بر آن پافشاری میكنند. نمونه بیاثر بودن این شیوه منسوخ شده را در بازی نفت آبادان – استقلال دیدیم.اگر چه هم كمیته انضباطی و هم فدراسیون فوتبال ثابت كردهاند برای هیچ انتقادی حتی تره هم خرد نمیكنند اما باید هشدار دهیم كه اگر هر چه سریعتر فكری به حال شرایط حاكم بر ورزشگاهها نكنند وضع از این هم كه هست بحرانیتر میشود و دیگر هیچكس جلودار چاقوكشها نخواهد بود.